ده بند  برای مدیران  ، مدیریت  ابزار خاصی نیاز  دارد  که  اصلی ترین آنها  کارکتر و شخصیت  مدیر است سید سعید قاسمی  / بی شک رسیدن به هر موفقیتی بدون داشتن ابزار و لوازم آن امکان پذیر نیست. مدیریت هم ابزار خاصی نیاز دارد که اصلی ترین آنها کاراکتر و شخصیت مدیر است. در این […]

ده بند  برای مدیران  ، مدیریت  ابزار خاصی نیاز  دارد  که  اصلی ترین آنها  کارکتر و شخصیت  مدیر است

سید سعید قاسمی  / بی شک رسیدن به هر موفقیتی بدون داشتن ابزار و لوازم آن امکان پذیر نیست. مدیریت هم ابزار خاصی نیاز دارد که اصلی ترین آنها کاراکتر و شخصیت مدیر است. در این مطلب چند خصوصیت اخلاقی لازم برای یک مدیر موفق را تهیه  کرده ام  تا شاید  با بکار گیری آنها  توسط مدیران  ما هم  بتوانیم  از توانایی  مدیران بخوبی استفاده کنیم ، به این امید که با شناخت این قابلیت ها ، از نقاط ضعف و قدرت خود  و فاصله ای که از لحاظ شخصیتی با یک مدیر موفق دارید، آگاه شوید.

اولین  موضوع برای  یک مدیر موفق داشتن انگیزه لازم برای انجام امور است ، انگیزه یکی از ویژگی های مدیر موفق است که حتی می توان به عنوان یک صفت شخصیتی از آن نام برد. وقتی تاریخچه زندگی مدیران موفق بررسی می شود، همگی آنها دارای انگیزه های قوی برای مدیر شدن بوده اند.

دومین موضوع  که  بسیار هم مهم می نماید  مهارت های ارتباطی است  یک مدیر زمانی در امر مدیریت موفق است که قادر به سخنرانی مفید و اثربخش در اماکن عمومی و بین زیردستانش باشد. ردیس  یا مدیر باید قادر به برقراری ارتباط با سبک و شیوه خاص سازمان و پیام و منظور او مناسب با فهم و درک شنوندگان و حضار باشد، برای مثال کلمات پیچیده و تخصصی نمی تواند برای کارکنانی که دارای دانش تخصصی محدود هستند مفید باشد. کارکنان آموزش دیده می توانند منظور خاص مدیر را درک کنند، اما زیردستانی که دارای محدودیت در آموزشهای رسمی هستند، ممکن است منظور مدیر را درک نکنند. در کل زبان مدیر باید متناسب با ویژگی ها، معلومات و اطلاعات زیردستان باشد تا  در نتیجه  مدیر و کارکنان در یک مسیر قرار گیرند و برای مجموعه خود مفید باشند  .

سومین و  شاید مهمترین  موضوع استقامت یک مدیر است  ،  از آنجایی که تغییرات کوچک و بزرگ در باورها و عقاید زیردستان به صورت تدریجی و با صرف وقت ایجاد می شود، مدیری موفق است که برای تلاش چندین ساله آماده و در این راه دارای روحیه مقاومت و پشتکار بوده و از هیچ گونه تلاشی دریغ نکند و آماده رویارویی با ناکامی ها و شکست ها باشد.
چهارمین   موضوع تسلط بر کار ، مجموعه و کار کنان است ، مدیر باید فردی قاطع، جسور و مسلط بوده و در شیوه های تفکر و نگرش نسبت به دیگران راسخ و مصمم باشد.

و اما موضوع پنجم  ، صبر و شکیبایی است  ، صبر، شکیبایی و خودنظمی از صفات اصلی و اساسی مدیر است. مدیر همیشه باید به خاطر داشته باشد که گذشت زمان، عنصری ضروری برای مدیریت و اعمال تغییرات است. برای بسیاری از مدیران جوان، صبر و مقاومت بسیار دشوار است. آنها باید آگاه باشند که پذیرش عقاید جدید و تغییر در رفتار زیردستان زمانی صورت می گیرد که زمان لازم برای تفکر در مورد تغییرات وجود داشته باشد.

موضوع  پنجم  برای  مدیران  ذکاوت و زیرکی است یک مدیر موفق، مدیری است که نسبت به خواسته های زیردستانش آگاهی دارد. تأمین خواسته های زیردستان عامل موثری در گسترش اعتماد آنان به مدیر است. مدیر باهوش و با ذکاوت، مدیری است که بتواند به طور دقیق وضعیت خلقی زیردستان را تشخیص داده و به رفع ناراحتی ها و مشکلات روحی آنها بپردازد. توانایی گوش دادن از مهارت های ضروری یک مدیر خوب و موفق است. مدیر باید با زیردستان تماس داشته و در جریان مشکلات و ناراحتی های آنان باشد.
ششمین  و  بازهم  یکی از مهمترین   موضوعات  برای  مدیریت  راستی و صداقت است ، مدیر نیاز به اصل صداقت و اطمینان در برخورد با زیردستانش دارد. زیردستان اغلب از مدیری اطاعت می کنند که صادق و قابل اطمینان باشد. پذیرا بودن و خلوص، دو ویژگی هستند که اغلب زیردستان از آن تقدیر می کنند و دوست دارند که مدیر آنان دارای این دو ویژگی باشد. راستی و صداقت مدیر باعث گسترش روابط زیردستان با وی و حرف شنوی آنها و در نتیجه مدیریت اثربخش می شود.
و اما  هفتمین   موضوع تشویق و پاداش دادن به کار کنان ساعی و کوشا ،  همه افراد دوست دارند به خاطر کارهایی که برای سازمان انجام می دهند از آنها قدردانی و تعریف شود. مدیری موفق است که بتواند به موقع و به طرز مناسبی کلیه کارکنان تحت امرش را که به گونه ای مفید و اثربخش برای سازمان کار می کنند، مورد تشویق قرار دهد؛ حتی تشویق کلامی و در این راه رعایت عدل و انصاف را نیز بکند.

هشتمین  مورد   داشتن قدرت پیش بینی یک مدیر است  ، یک مدیر موفق، مدیری است که در تعیین احتمالات، واقع بین باشد. مدیر باید هنر درک امکانات و احتمالات را داشته باشد. باید از خصوصیات، توانایی ها، امکانات، میزان حمایت زیردستان و سازمان مربوطه، نقاط ضعف و قوت خود و احتمال موفقیت برنامه های طراحی شده اطلاع کامل داشته باشد. در نهایت مدیر باید آشنایی کامل با قوانین احتمالات داشته باشد. قدرت پیش بینی ارزش زیادی برای یک مدیر دارد.
نهمین وباز هم یکی از مهم های مدیریت  عملگرا بودن یک مدیر است  ، مدیر، زمانی موفق است که در اجرای تصمیماتش راسخ باشد و آنها را به منصه ظهور برساند. مدیر باید آمادگی رویارویی با ناکامی ها، کارشکنی ها و انتقادات درست و نادرست را در راه اجرای تصمیماتش داشته و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکند.
و دهمین  و آخرین  نکته در مدیریت  مفید  پیشرو بودن است  ، مدیر موفق، زیردستانش را به جلو حرکت می دهد. در مدیریت، ارتباطات و ترکیب راهبردهای جدید مهم هستند. مدیر پیشرو، اسباب و امکانات لازم را برای پیشرفت سازمان و زیردستان فراهم می کند.