به زعم من در سیطره سیاست زدگان بر ایران امروز،فرهنگ مظلوم ترین نهاد این تقدیر  است و این مظلومیت در استان ما بسی فزون تر است و ناساز تر. چنان مظلوم که مسئولینش از حلقه ی سیاسیون سیاست ورز و یا قبیله های حاکم برمی آیند و  فرجامش میشود که، نمایشگاه کتاب،کتاب کپی میفروشد و […]

به زعم من در سیطره سیاست زدگان بر ایران امروز،فرهنگ مظلوم ترین نهاد این تقدیر  است
و این مظلومیت در استان ما بسی فزون تر است و ناساز تر.
چنان مظلوم که مسئولینش از حلقه ی سیاسیون سیاست ورز و یا قبیله های حاکم برمی آیند و  فرجامش میشود که، نمایشگاه کتاب،کتاب کپی میفروشد و بنابر همزبانی پلمپ نمیشود و هفته های فرهنگی به هفته های رقص فتاح پاشا بدل می شود و دورهمی های سیاسیون استان.
یادم می آید در زمستان سال نود وچهار، احوال هرکس را در طبقه سوم استانداری میگرفتم یا در فرودگاه قشم بود و یا در راه قشم و یا در پشت میزش افسوس میخورد که اگر فلان جلسه را نداشت الان مسافر قشم بود!
تا سیاسیون فاتح فرهنگ، در کاروان فرهنگی کرمانشاه ده روز کامرانی کنند و تن به دریا بسپارند و بر سفره بیت المال مهمان باشند و در هفته فرهنگی،فرهنگ سازی هم بنمایند !
همان دم فهمیدم که حضور سیاسیون بر فرهنگ چه ضایعه دردناکی را میتواند رقم زند.
و بعد از آن هرچه فیلم و تصویر در صفحات مجازی از هفته های فرهنگی کرمانشاه مخابره شد، بیش از همه صدای #وشان #وشان بر میآمد و #دی #دی تا آوای کهن زاگرس و زمزمه های اسطوره های اساطیری ایران!
با خود افسوس خوردم که
حتی مدیران فرهنگ استان که برچسب سیاسی بودنشان، فرش سلیمانی برای پروازشان شده است.
اندک درکی از حوزه های متفاوت فرهنگی ندارند
که برآیندش،سالیانی ست که رقصی،پوششی،آهنگی،ریتمی
و لهجه ای مربوط به حوزه فرهنگی کردستان در هفته های فرهنگی کرمانشاه بازنمایی می شود و در صفحات مجازی شان منتشر،و چه بسا اگر احتمالا تابلوی غرفه های کردستان و کرمانشاه در هفته های فرهنگی جابجا شود،بنابر عدم تخصص مدیران فرهنگی در معرفی فرهنگی کرمانشاه،هیچ مخاطبی متوجه نشود.
فتاح پاشا،لباس های پر زرق و برق حوزه فرهنگی کردستان،بژی،کلانه، و
دست آخر هم استاد کزازی و استاد سلطانی و استاد علی اکبر مرادی ،
تقریبا این برنامه روتین هفته های فرهنگی است که بنام کرمانشاه برگزار می گردد
که احتمالا تنها تفاوتش با استان کردستان
این است که جای سخنرانان انتهایی با
قطب الدین صادقی و هوشنگ کامکار عوض میشود .
امروز به لطف سیطره سیاسیون و قومیت زدگی بر مدیران فرهنگی استان
چنان بی تدبیرانه،حوزه فرهنگی کرمانشاه را در کردستان آمیخته شده است که  اگر فردی در پی احیا بازنمایی حوزه فرهنگی کرمانشاه باشد سالیان دراز باید زجر برجان کشد که چه بسا هم راه بجایی نبرد!
امروز باید برای یادآوری حوزه کرمانشاه چنین بگویم که
کرمانشاه،سرزمینی ست که بیش از هرچه از آن بوی عطر ایران برمی آید و شاهنامه و اسطوره
تا بزم و خنیا و رامش..
حوزه فرهنگی کرمانشاه،سرشار از حزن نوای واران_وارانه و #شیرین_شیرینه است تا بزم
بوتورای_بوتورای و کابوکی لیلی!!
حوزه فرهنگی کرمانشاه،پوششی دیگر دارد
رنگ هایی عمیق و خالی از زرق و برق بر پیکره زنانش به چشم و دستگاهها و ردیف های موسیقی ایران در نوایش به گوش می آید.
رقص مردمانش چوپی ست
رقصی آرام با تومانیه و آیین مند!
زنانش،محجوبانه رامش می کنند و خنیاورانه می خرامند!
حتی در بزمشان هم،وقار بر عار چیره است.
در حوزه فرهنگی کرمانشاه، صدای محزون عاشورایی و نوای حسین داوودی و تکایای سینه زنی،
و نوحه های سوگوارانه ی کهن  جاریست و این آیین با کوچه های کرمانشاه،عهدی دیرین دارد و زلفی آویخته!

آقایان بر#بالای فرهنگ نشسته،حوزه فرهنگی کرمانشاه ،چیزی نه آنست که شما پنداشته اید
و هفته فرهنگی کرمانشاه ورای #شش_هشتم های عروسی های باغ های اطراف  شهر  است.
اگر به لطف سیاست ورزی تان بر فرهنگ نشسته اید،لا اقل فرهنگ را به رانت نیالایید و گاهی اگر دستی افتاد از باب فرهنگی کتابی بخوانید تا بدانید بسیار راه است از فرهنگی که در سیاست آموخته اید تا فرهنگی که در فرزانگی ها می تراود.

#محمدحامدپورجعفری