سید سعید قاسمی / اخیراً نام استان کرمانشاه در کنار استانهای کردستان و ایلام، بهعنوان یکی از غمگینترین استانهای ایران مطرح شده است؛ خبری تلخ و سنگین که برای افکار عمومی کرمانشاه، چیزی فراتر از یک آمار ساده بود. این آمار یک پیام روشن دارد : حال مردم خوب نیست. اما پرسش اساسی اینجاست: این خبر بیش از همه، دل مردم را به درد آورد یا دل مدیران را؟ مردم ناامید شدند یا مدیران شرمنده؟ کدام مدیر یک شب بابت این وضعیت بیخوابی کشید؟ کدام مسئول از خودش پرسید «کجای کار را درست انجام ندادهایم؟ کرمانشاه در بحران شادی است امروز جوانان این شهر با مشکلات متعدد اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند: کافههایی که به محل مصرف مواد مخدر تبدیل شدهاند، قلیانکشی که به یک عادت روزمره بدل شده، دعواهای خیابانی، پرخاشگری، افسردگی و فرسودگی روانی. اینها آمارهای خشک نیستند؛ اینها علائم یک جامعه خسته، بیرمق و بیامید است. کرمانشاه در بحران «شادی» قرار دارد. و نبود مراکز تفریحی مناسب، این بحران را هر روز عمیقتر میکند.
از اینجای متن خطاب ما با استاندار محترم کرمانشاه، جناب آقای حبیبی است. سقوط شادی در شهری که روزی چهارده سینما داشته است ، جناب آقای استاندار، شما امروز میراثدار بخشی از ناکامیهای شهرو استانی هستید که روزگاری چهارده سینما داشت.شهری که دو شهربازی فعال داشت؛ یکی در لبآب و دیگری در طاقبستان. مردم از این دو شهر بازی خاطرات زیادی دارند ،
امروز این کرمانشاه به دلیل سالها مدیریت نادرست و تصمیمات ناهماهنگ، نه شهربازی دارد، نه سینمایی درخور یک مرکز استان ، تنها سینمای فعال، سینما آزادی است؛ و سینما فرهنگ در شرایطی قرار ندارد که بتوان آن را در کلاس سینماهای امروز کشور قرار داد. شهرستانها که بماند هیچ کدام سینمایی برای گذران وقت مردم ندارند ، سالهاست مسئولان شهری وعده میدهند که «سرمایهگذار در راه است، شهر بازی درست می شود ، تله کابین درست می شود . اما تجربه نشان داده که بسیاری از این وعدهها چیزی جز بلوفهای رایج برای پوشاندن ناتوانی مدیریت شهری نبودهاند.
مردمی که برای یک تفریح ساده مجبور به سفربروند ، خانوادههای کرمانشاهی برای یک سرگرمی ساده مجبورند به همدان یا سایر استانها سفر کنند. یکی از شهروندان چندی پیش به ما گفت: پسرم برای سوار شدن تله کابین به همراه خانمش به همدان رفت. تا برگشت مدام استرس داشتم که در مسیر اتفاقی برایش نیفتد. و تمام راه مدیران شهرمان را نفرین کردم ، به نظر شما این برای مدیران استان ننگ نیست ، سر افکندکی بدتر این وجود دارد که شهروندان این شهر برای تفریح که حق انهاست به استانهای همجوار بروند .
آقای حبیبی این دغدغهها واقعیاند؛ وقتی مدیران شهری نتوانند نیازهای اولیه شادی و تفریح شهروندان را تأمین کند، اضطراب و نارضایتی به بخشی از زندگی مردم تبدیل میشود. و مردم کرمانشاه می شوند غمگین ترین استان ایران و الخ …
زمینهای رهاشده؛ فرصتهای از دست رفته ، شنیده ها می گوید محل سابق شهربازی دچار مشکلات حقوقی است؛تا کنون که درست نشده و بعد از این هم درست نمی شود چون اگر می شد تا حالا درست شده بود ، این موضوع پذیرفتنی است.
سؤالی که مطرح میشود این است : پس تکلیف زمینهای بدون مشکلی که سالهاست بلا استفاده خاک می خورد چه میشود؟ مثلاً زمینی که در ابتدای بلوار منتهی به بیمارستان امامحسین (ع) قرار دارد؛ همانجایی که سازمان بی فایده سرمایه گذاری شهرداری بدون بهرهوری قابل قبول سالهاست بلااستفاده مانده و هیچ ثمری ندارد .
چرا این زمین با مدیریت صحیح، به یک شهربازی استاندارد و مجموعه تفریحی یا فضای جذاب شهری تبدیل نمیشود؟ پیگیری شما برای چنین اقدامی هم نیاز شهر را برطرف میکند و هم بهعنوان یک یادگاری ماندگار از دوران مدیریت شما ثبت خواهد شد.
آقای استاندار؛ مردم کرمانشاه سالهاست در انتظار تغییری واقعی هستند. هر نزاع، هر آسیب اجتماعی، هر افسردگی، هر دلسردی و هر ضربوجرح… اینها همه ریشه در سالها بیتوجهی به نیازهای روحی مردم دارند. تاریخ و افکار عمومی از مدیرانی که برای کاهش اندوه این شهر قدم برنداشتند، بهسادگی نخواهند گذشت. کرمانشاه سزاوار غم نیست. سزاوار زندگی و مید است، سزاوار نشاط است.
امروز مردم از شما انتظار اقدامی ماندگار دارند؛ اقدامی که بتواند این شهر را دوباره به مسیر شادی و زندگی بازگرداند.