بیشتر اوقات رفتار ما با آنچه می اندیشیم و فکر می کنیم منطبق نیست. مثلا با آنکه فرد سیگاری می داند و حداقل شنیده است که سیگار بیماریزاست  باز هم مصرف می کند. گاهی اندیشه ما بسیار مقدمتر از رفتار و وضع محیط زندگی ماست و بعضا عملکرد ما بسیار عقب تر از تفکر ماست. […]

بیشتر اوقات رفتار ما با آنچه می اندیشیم و فکر می کنیم منطبق نیست. مثلا با آنکه فرد سیگاری می داند و حداقل شنیده است که سیگار بیماریزاست  باز هم مصرف می کند. گاهی اندیشه ما بسیار مقدمتر از رفتار و وضع محیط زندگی ماست و بعضا عملکرد ما بسیار عقب تر از تفکر ماست. در اینکه چه چیزی به تغییر رفتار منتهی می شوند عوامل متعددی در آن نقش دارند و صرف دانستن منتج به بروز یک رفتار خاص نمی شود.

امروز در منطقه ما حوادثی در محیط زیست انسانی و طبیعی شکل می گیرند که با باور و اندیشه بسیاری سازگار نیستند. ممکن است این دوستان تصمیم گیرندگان, مدیران, واعظان, معلمان و یا عامه مردم باشند.

بلندمرتبه سازی در قلب یک بافت فقیر نشین یک طبقه که بامش حیاط خانه پشتی بوده است همه معادلات ما را در هزار ماسوله خواندن شهرمان بهم ریخته است. اکنون اختلاف طبقاتی در همه ابعاد آن مانند وجود این ساختمانهای چند مرتبه در بافت های قدیمی شهری و روستایی ما وجود دارد.

افزایش سطح سواد و تنوع تحصیلات, تعداد فارغ التحصیلان مقاطع مختلف, مهاجرتهای مختلف که موجب الگوپذیری ها و اثر گذاری های متنوعی شده اند, افزایش سطح رفاه همگانی, افزایش سطح نیازها و توقعات جامعه, برگزاری کنفرانس های علمی و ادبی و شکل گیری نهادهای مردمی مختلف در حوزه احسان و نیکوکاری, محیط زیست, ادبی و دینی به لطف دنیای پیشرفته ارتباطات و تنوع سایتهای اطلاع رسانی و رسانه های ارتباط جمعی, اثر خود  را بصورت برگزاری  جشن انارانه و جشنهای مشابه همچون مراسمات عید نوروز و مراسمات مذهبی پیر شالیار و شکل گیری نیاز به تغییر نوع سکونت گاه و ساختمان, خیابان و کوچه و جاده,  افزایش میزان مصرف انرژی, تغییر مبلمان شهری و حتی اسباب و اثاثیه و دکوراسیون خانه ها, تغییر شیوه های امرار معاش…. نشان می دهند.

 بازخورد این کنش و واکنشهای اجتماعی  را در رواج  بومگردی و گردشگری و حضور تعداد زیاد مسافر (یکی از راههای امرار معاش)  و افزایش خودرو و تنوع نیازها مشاهده می کنیم.

بسیاری از این تغییرات خیلی زود رخ داده و برای بسیاری از ما همراه شدن با تغییر بسیار گران بوده و حتی بجای هدایت نوع تغییر بسوی تغییر مطلوب  دربرابرش موضع گرفته و مقاومت نموده ایم. هنوز بسیاری از ما علیرغم آنکه بر تسمه نقاله تغییرات سوار هستیم, برای مدیریت نمودن حفظ تعادل خود و هدایت مجموعه تحت مدیریت خود برای تبدیل نشدن تغییر به معضل کار خاصی نمی کنیم. بدترین نوع مدیریت تغییر آن است که مدیری تلاش کند که خود را به وضع موجود برساند و خود در فراهم نمودن زیرساختهای تغییر نقشی نداشته باشد و یا غافل از تغییرات باشد و بدتر از آن در برابرش مقاومت نماید:

از جمله نمونه های بارز این عدم  مدیریت تغییر و تغییر ندادن زیرساختهای فکری و محیطی برای بهترین استفاده از تغییر را بعنوان مثال ذکر می شود.

هرچند این مثالها مربوط به شهر و شهرستانی خاص هستند ولی متاسفانه بیشتر نقاط این استان با مشکلاتی مشابه دست و پنجه نرم می کنند. ولی هرچه بافت شهر و منطقه کوهستانی تر مشکلات پیچیده ترند.

  • علیرغم وجود شواری شهر و تصویب الحاق روستای حومه, صف انتظار دهها ماشین در پشت تابلوی «به شهر پاوه خوش آمدید» برای ورود به شهر! به علت عدم حضور ماموران راهنمایی و رانندگی و حضور چند دستگاه وانت بار میوه فروش در مرز غربی و آن سوی این تابلوی خوش خط شهر
  • علیرغم وجود قانون آلودگی هوا, وجود توده ای از دود آبی بر فراز باغات منطقه که صحنه ای ناگوار را رقم زده و همشهریان را مجبور می سازد که از خیر نسیم خنک کوهستان شاهو بگذرند و پنجره ها را ببندند تا احیانا بیمار ریوی شان دچار حمله تنفسی نگردد.
  • علیرغم برخورداری از نعمت خودروی دهها میلیونی, تخلیه زباله و پوست تخمه آفتابگردان بر روی خیابان
  • وجود آپارتمان هایی تیره چون لکه های بد منظر که افق شهر را تیره و تار نموده اند. گویا در این شهر محدویت طبقات معنی ندارد.
  • پیچ مرگ در جاده گردشگری که نیازمند همکاری و همیاری و دلسوزی مدیریت شهری و نهاد انقلابی مالک آن برای یک عقب نشینی دومتری است.
  • سراب هولی در درون مخازن بتنی برای تامین آب شرب اسیر بوده و مسیر طبیعی آن در تصرف است و داستان آن فقط در کتاب شعر و آواز سیا چمانه خوش است. خیل عظیم مهمان رسیده و صاحب خانه آماده نیست!
  • فضای سبز شهر که بتدریج از درون و از حاشیه محو می شود.
  • انبوه نخاله ساختمانی تخلیه شده در طول جاده های شهرستان, که بسیار تاسف آور و زجر آور است.
  • تفکیک پسماند و بازیافت آن که در دستور کار هیچ مدیری حداقل برای جبران بخشی از هزینه ها از طریق این طلای کثیف نیست.
  • عدم وجود یک جاده کمربندی مناسب برای کاهش ترافیک شهر؛ چه زود دیر شده است.
  • در بی توجهی محیط زیست و منابع طبیعی جاده های احداثی در درون کوهستان تخریب طبیعت و انقراض گونه ها را تسریع بخشیده اند.
  • در عدم وجود برنامه مدونی از سوی جهاد کشاورزی و شیلات ثمره تلاش باغداران بعلت عدم وجود برنامه برای ایجاد راه دسترسی ماشین رو به جهت تنگ نظری و بروکراسی اداری و حفاظت های رنج آور غیر اصولی بنام منابع طبیعی و محیط زیست شهرستان به هدر می روند.
  • مبتلا شدن باغات به ویروس ویلا سازی و مصیبتی بنام بوم گردی غیر اصولی 
  • تصرف چشمه ها مشاعی که در گذشته محل آبشخور دام اهالی یک روستا یا یک منطقه بوده و اینک در حوزه مالکیت افراد قرار گرفته اند.
  • دامداری و دامپروری و ماکیان داری که زمانی بنیاد زندگی این مردمان برآن نهاده شده بود رو به فراموشی است و زنان و مردان این دهه برای بازگشت به آن نیازمند دوره های آموزشی هستند.
  • وضع محیط زیست و تنوع گیاهی و جانوری نامشخص است و برنامه ای برای احیای گونه های مختلف وجود ندارد.
  • عدم بهره برداری از تنوع گیاهان علوفه ای برای افزایش نرخ درآمد مردم
  • وضع نامطلوب جاده ای که گویا از سه راه جوانرود به بعد در حوزه سرزمینی استان کرمانشاه نیست.
  • عدم مدیریت خودرو در این شهر داستانی جداگانه ای است. حضور ماحاصل صنعت و تکنولوژی بدون اخذ فرهنگ استفاده از آن, گاه بعلت حضور پر رنگ این اسباب بازی! حتی در ساعات اولیه بامداد در سطح خیابان مجبوری یک مسیر پنج دقیقه ای را در بیش از پنجاه دقیقه طی نمایی, وای! اگر بیماری در انتظار کمک های اولیه یا آمبولانسی حامل بیمار اورژانسی باشد و یا نقطه ای آتش گرفته باشد! شاید در کنار سایر چیزهایی که نداریم شهری بدون خودرو مانند تعدادی از شهرهای جهان, مشکل چندانی ایجاد نکند!
  • عدم وجود پارک مناسب و بی توجهی به تعداد پارکهای موجود مانند کویمکال و
  • عدم درک ضرورت سخت گیری بدون اغماض در ایجاد پارکینگ در جریان ساخت و سازها از سوی مردم و مدیران شهری
  • عدم برخوردار نمودن این مردم از حق آبه سیروان
  • عدم برنامه ریزی برای استفاده بهینه از آب های معدنی
  • آلوده شدن آب های جاری این سرزمین در فقدان برنامه ریزی برای اجاد شبکه فاضلاب و تصفیه فاضلاب
  • بازگشت بدون دغدغه مسئولان به پایتخت در نتیجه عدم ارائه هرگونه طرح مصوب برای توسعه شهرستان از سوی مدیران در جریانهای سفرهای مختلف مقامات کشوری
  • مشکلات عدیده ای که مردم در اخذ سند مالکیت خانه های خود دارند که زمانی با مجوزهای مختلف و بدون نظارت مهندسی به صاحبان زمینهای مختلف جهت تغییر کاربری داده شده و همچنان قولنامه ای باقی مانده و بعلت عدم وجود سازوکار مناسب, مدیریت شهری و روستایی از منافع و حقوق قانونی خود (عوارض) بی بهره اند.

براستی در بی برنامگی و روزمرگی مدیریت سرنوشت این شهرستان به کجا ختم می شود. آیا مناظر زیبای جاده ها در انبوه نخاله ساختمانی دفن می شوند. آیا جریان زندگی در خیابانها بعلت حجم زیاد خودرو خواهد مرد. آیا فضای سبز شهرستان بتدریج محو می گردد. آیا اصطلاح نامطلوب هزار ماسوله, معنای خود را از دست می دهد و آن وقت تکیلف ثبت جهانی چه خواهد شد. آیا ساخت و ساز در شهر و روستا بدون متولی دوراندیش, خودخواهانه ادامه خواهد داشت؟!

سالهاست همت, وقت و انرژی مدیران و نمایندگان ما برای باز شدن یک مرز آنهم بدون زیر ساخت! به هدر می رود و قرار است چند سالی هم برای ثبت جهانی این وضعیت نابسامان ادامه یابد….

عدم ذکر خدمات رسانی ها فراوانی که در سالیان اخیر انجام گرفته است و به نوعی در آنچه گفته شده مستتر است, کفران نعمت است اما دغدغه ما عدم استفاده از این خدمات مانند برق رسانی و گاز رسانی و سوخت رسانی و بعضا احداث راه و آسفالت جاده و معابر است. نعماتی که نیازمند همت سرمایه های کوچک و بزرگ مردم و با مدیریت مدیران دلسوزی است که برای اخذ پروانه اشتغال صاحب فکر و اندیشه را روانه سیزده اداره مختلف در شهرهای مختلف نسازند. در سالهای گذشته شاهد بودیم که سرمایه های اندک برخی از مردم توسط تعدادی سودجو به یغما رفت.

نباید اجازه داد بیش از این در فرایند رشد روز افزون جمعیت مهاجرشاهد یک توسعه ناهمگون ناشی از عدم وجود برنامه مدون بلند مدت و ضعف مدیریتی غیر قابل انکار و در نتیجه پیچیده تر و لاینحل تر شبکه مشکلات باشیم. براستی چه کسی می تواند توسعه ناهمگون شهری و روستایی حادث شده را در درون و حومه این شهرستان قانونمند سازد و در چارچوب استانداردهای مدیریت شهری بگنجاند. سهم عامه مردم که ردپای آن در شورا و شهرداری و دهداری و خدمات آنان خود را نشان می دهد از این آپارتمان سازی ها چقدر است؟

بسیاری از این مشکلات ریز و درشت مانند لحظه آغاز آتش سوزی یک مرتع قابل مهار و اطفاء بوده و هستند اما همینکه به جریان باد فرصت داده شود, ممکن است دارایی های ما را با خود بسوزاند.  نمونه بارز این افسار گسیختگی توسعه طولی ناخواسته شهر پاوه است که از کنترل خارج شده و بافتی شهرگونه غیر استانداردی را پدید آورده است. تغییرات جامعه به حدی سریع هستند که  باید از مدیریت سنتی عبور کنیم. بنابراین نیازمند یک تحول جدی در اندیشه و مدیریت در راستای تحولات هستیم. سنتی گزینی مدیران و نمایندگان دیگر کارایی ندارد و  برای رسیدن به هدف در گام اول باید در انتخابات پیش رو از سنتی گزینی عبور کنیم.

 

پیشنهاد می شود این مطلب را نیز بخوانید
قرص هیوتکس چیست؟