خبرگزاری فارس-کرمانشاه-رضا حیدری: تمام فعالین و جریانات سیاسی این را خوب می‌دانند که اصولگرایان در انتخابات پیش‌رو میل به تکثر و رفتار خارج از تشکیلات سیاسی ندارند؛ فی الواقع زعمای اصولگرا دریافته‌اند که برای عدم تَکرار وضع موجود راهی جز یک ائتلاف دستکم فراگیر ندارند و بکوشند نهایتاً یک فرد شاخص وارد عرصه انتخابات شود. […]

خبرگزاری فارس-کرمانشاه-رضا حیدری: تمام فعالین و جریانات سیاسی این را خوب می‌دانند که اصولگرایان در انتخابات پیش‌رو میل به تکثر و رفتار خارج از تشکیلات سیاسی ندارند؛ فی الواقع زعمای اصولگرا دریافته‌اند که برای عدم تَکرار وضع موجود راهی جز یک ائتلاف دستکم فراگیر ندارند و بکوشند نهایتاً یک فرد شاخص وارد عرصه انتخابات شود.

این تاکتیک قطعی جریان اصولگراست و به نظر می‌رسد نهایتاً هم روی یک شخص شاخص اجماع صورت بگیرد، هرچند نگرانی سال ۸۴ و ظهور پدیده‌ای به نام احمدی‌نژاد و البته اشتباه تاکتیکی سال ۹۲ و ظهور ابرچالشی به اسم حسن روحانی در ذهن تمامی فعالین سیاسی هست؛ از این رو تاکتیک اجماع رفتاری عقلانی و ناظر به شرایط پیشین و فعلی است، هرچند تا همین الان هم چند خُرده نامزد از طیف راست وارد کارزار شده‌اند اما خودشان هم می‌دانند که برای عدم اتمام عُمر سیاسی‌شان لاجرم باید سازوکار تاکتیکی اجماع و ائتلاف را بپذیرند. 

دوم: در کنار وحدت تاکتیکی اما آشفتگی در میان عمل زیاد است چه اینکه چند نامزد شاخص جریان اصولگرا نماینده گفتمان، خُرده گفتمان و کلان‌شعارهایی هستند و اجماعی در میان بدنه حامی وجود ندارد، یعنی هرچقدر سعید جلیلی گفتمان دارد، قالیباف کلان‌شعار “کارآمدی” را رهبری می‌کند و آقای رییسی نیز بین این دو است و یک خُرده گفتمان در قالب “فسادستیزی-عدالت” را نمایندگی می‌کند. این مسئله از این رو حائز اهمیت است که بدنه حامی و رسانه‌ها به عنوان کاتالیزور نخواهند توانست که ادبیات مناسب را تولید و آن را گسترش دهند و این‌ کار را کمی سخت خواهد کرد. 

سوم: تا پیش از انتخابات پیش رو، افراد در قالب فهم و بینش سیاسی و نهایتاً بازیگری صحیح توانسته بودند سکان ریاست جمهوری را بدست گیرند، از بنی صدر گرفته تا هاشمی و خاتمی و احمدی‌نژاد همیشه پدیده‌ها برنده بوده‌اند نه سازوکار سیاسی. اما بعد از سال ۹۲ اهمیت ائتلاف در قالب جریانات سیاسی اهمیت دوچندان پیدا کرده است؛ چه اینکه حسن روحانی با کمتر از سه درصد اقبال عمومی توانست خروجی رفتار تشکیلاتی منطبق با نیاز جامعه ایران باشد. از این رو برخلاف گذشته که یک فرد با بازیگری صرف می‌توانست نماینده خواست و گفتمان جامعه ایران باشد، در حال حاضر و با توجه به نبود یک گفتمان و مطالبه جدی عمومی که آن هم نشات گرفته از سرخوردگی سیاسی و کاهش شدید مشارکت سیاسی است، تنها یک سازوکار دقیق می‌تواند اوضاع را سامان دهند.

پیشنهاد می شود این مطلب را نیز بخوانید
ساعت فعالیت میادین میوه و تره‌بار در روزهای آخر سال

از این رو برخلاف تصور، این انتخابات شاهد پدیده‌ای نخواهیم بود، دستکم هر فردی خارج از ساختار تشکیلاتی چپ و راست به انتخابات ورود کند می‌داند که هم شانس کمی دارد، هم تمام عُمر سیاسی‌اش را به میدان آورده و هم اینکه اگر خیلی برای خودش شانسی قائل باشد باید چندباری دور میز سازوکار ائتلاف جناحین نشسته باشد چون ولو او ستاره میدان هم شود هیچ بدنه‌ای برای مدیریت اوضاع فعلی کشور نخواهد داشت. لذا به باور من کشور در رفتار سیاسی در یک بالانس قرار دارد، معاوله‌ای بین رفتار تشکیلاتی، خواست و اراده‌ی عمومی و نهایتاً ظرفیت‌های سیاسی فردی!

پایان: از این رو تاکتیک فعلی زعمای اصولگرا در سطح کلان دقیق و راهبردی است اما واقعیت آن است که جنس آدم‌هایی که یحتمل روی آن‌ها اجماع شود یکسان نیست و این کار حلقه دوم که تکنسین‌های رسانه‌ای و ایدئولوگ‌های سیاسی هستند را سخت خواهد کرد. از این رو کار تشکیلات و بسیج بدنه حامی هم کمی سخت خواهد شد. 

انتهای پیام/پ