سید سعید قاسمی / علی امامیراد، نماینده مردم کوهدشت و رومشکان در مجلس شورای اسلامی، در جلسه شورای اداری شهرستان کوهدشت ، بر ضرورت الگو بودن مدیران و احیای اعتماد عمومی تأکید کرد و گفت: مدیران باید نمونهترین مردم جامعه باشند؛ سالم، متدین و عامل به عمل. مردم اگر ما را در مسجد ببینند، اعتمادشان جلب میشود.
وی با اشاره به تضعیف اعتماد عمومی گفته است : همه موظفاند از آنچه تکلیف دینی، اعتقادی و آرمانی است پاسداری کرده و مردم را هدایت کنند. امامیراد همچنین با یادآوری فرمایش امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه راهی جز انقلاب نداریم
نماینده مردم کوهدشت و رومشکان با انتقاد از سستی برخی مدیران نسبت به انقلاب تصریح کرد: وقتی ما و شما نسبت به انقلاب سستی میورزیم ، نباید انتظار داشته باشیم جوانان در صف نماز جمعه باشند
امامیراد همچنین با انتقاد از مدیرانی که در مساجد و نماز جمعه حضور ندارند، می گوید : وقتی مدیران به مسجد نمیروند، چه توقعی از جوانان و نوجوانان داریم؟ اسلام دین اعتدال است و با رعایت این اصل، مشکلات به حداقل میرسد .
اما بخش قابلتأمل و محل مناقشه سخنان این نماینده مجلس، جایی است که اعلام کرده است : از امروز مدیری را حمایت میکنم که مورد حمایت امامجمعه شهرستان باشد؛ مدیری که بیشتر از همه به جمعه و جماعت عمل کند. بر اساس این اظهارات، پیگیری امور مدیران شهرستان از سوی نماینده مجلس، منوط به تأیید امامجمعه و حضور مستمر در نماز جمعه و مسجد شده است؛ رویکردی که در نوع خود خاص، کمسابقه و پرسشبرانگیز است.
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که باید مکث کرد و از ایشان پرسیده شود : این شرطگذاری بر اساس کدام ماده قانونی انجام میشود؟ حضور یا عدم حضور یک مدیر در نماز جمعه و مسجد، از چه زمانی به معیار رسمی تأیید، حمایت یا پیگیری اداری تبدیل شده است؟ آیا در قوانین کشور، آییننامههای اداری یا سوگند نمایندگی مجلس، چنین شاخصی برای ارزیابی کارگزاران نظام تعریف شده است؟
بدعتگذاری در سازوکارهای اداری، آن هم از سوی فردی که خود عضو قوه مقننه و مسئول قانونگذاری است، اگر فاقد مبنای قانونی باشد، نهتنها کمکی به احیای اعتماد عمومی نمیکند، بلکه میتواند خود به تضعیف آن بینجامد. اعتماد عمومی با قانونمداری، شفافیت، کارآمدی و پاسخگویی ترمیم میشود؛ نه با شرطگذاریهای سلیقهای که مرز میان دیانت شخصی و وظیفه اداری را مخدوش میکند.
در این مورد خاص نکته مهم این است اگر این روند ادامه یابد، ممکن است بعد از این در میان نمازگذاران کوهدشتی دیالوگی شکل بگیرد که مردم، هنگام دیدن یک مدیر، از او بپرسند : از ترس آقای نماینده به نماز جمعه آمدهای؟ این خود نشانهای است از اثر منفی یک سیاست راهبردی نادرست و فاصله گرفتن از اعتماد واقعی مردم.
بی تعارف ، ما یک خطای راهبردی در تبلیغ داشتهایم و آن اینکه «تبلیغ خطابی» را جایگزین «زیست مشترک» با مردم کردیم. یعنی گزارههای دینی را دائما از شبکههای تلویزیون، منبر و تریبونها به صورت مستقیم و مکرر بیان کردیم؛ اما «زیست مشترک» یعنی همزیستی اخلاقی بلندمدت در زندگی روزمره در کنار مردم را فراموش کردیم.
اگر نگاه کنید، تلویزیون و رسانهها مملو از پیامهای مستقیم دینی است: سمت خدا، محفل، معلی، عمو روحانی، سخنرانیهای صبحگاهی، شبکه قرآن، اعزام مبلغ، رادیو معارف، تریبونهای نماز جمعه و… همه بیان دین به شکل لخت و مستقیم است.
سیاستی که در این همه سال نتیجه معکوس داشته است ، دوستی می گفت در سفری که به روسیه داشتم، توجه ما به امام جماعت بزرگترین مسجد سن پترزبورگ جلب شد؛ اصالتاً تاجیکی بود. دو ساعت با او بودیم؛ یک گزاره دینی بیان نکرد، اما ادب، متانت، تواضع و پذیرایی او ما را تحت تأثیر قرار داد. نهایتاً او گفت ایران با این روش تبلیغ به سمت سکولاریسم میرود، زیرا گزارههای دینی دائماً بیان میشوند، در حالی که پیامبر فقط روز جمعه خطبه داشت و در طول هفته با مردم زندگی میکرد.
این تجربه نشان میدهد که اعتماد و اثرگذاری واقعی با «زیست مشترک» و همزیستی اخلاقی در زندگی روزمره حاصل میشود، نه صرفاً با دستور حضور در نماز جمعه و جماعت ، شاید این شوخی را بارها شما هم شنیده اید می خوانم دورکعت نماز اجباری از ترس اخراجی !!
آقای نماینده این روش ، بدون تردید روش درستی نیست ،لطفاً اصلاح بفرمائید
