تیم ملی فوتبال در بن‌بستِ کهن‌سالی؛ وقتی «تجربه» به «توسعه» پشت می‌کند

.
سید علیرضا قاسمی ، در ادبیات تاکتیکیِ فوتبال مدرن، «تجربه» سرمایه‌ای است که باید در خدمتِ «سرعت و پویایی» قرار بگیرد تا توازن ایجاد شود؛ نه اینکه به بهانه‌ی حفظِ دستاوردها، به جایگزینی برای جوانی و خلاقیت تبدیل گردد. آمارهای منتشر شده از لیست اخیر تیم ملی ایران، اما نه یک هشدار، که زنگ خطری جدی برای آینده فوتبال کشور است. برخلاف برخی توجیهاتِ محافظه‌کارانه که تیم ملی را صرفاً جایگاهِ «پیرمردهای قابل اعتماد» می‌دانند، واقعیت‌های آماری گواه این است که ما در حال ساختِ تیمی از «بازماندگان» هستیم که مسیر توسعه را مسدود کرده‌اند.لیست تحت هدایت امیر قلعه‌نویی، بیش از آنکه نمادِ یک «تیم در حال بازسازی» باشد، گویی نسخه‌ای بازآرایی شده از دوران کارلوس کی‌روش است. اعداد و ارقام دروغ نمی‌گویند: حضور ۱۶ بازیکن بالای ۳۰ سال، دعوت از ۱۴ بازیکنِ حاضر در جام جهانی ۲۰۲۲ و ۱۰ بازیکنِ بازمانده از جام جهانی ۲۰۱۸، نشان‌دهنده یک «چرخه‌ی بسته» است. شکافِ خیره‌کننده ۱۷ ساله میان مسن‌ترین بازیکن تیم (شجاع خلیل‌زاده) و جوان‌ترین‌های لیست (مانند رزاقی‌نیا)، به وضوح فقدانِ سیاستِ «جانشین‌پروری» و گسستِ نسلی را فریاد می‌زند. وقتی تنها ۳ بازیکن زیر ۲۵ سال در لیست دیده می‌شود، در حالی که ۶ بازیکنِ بالای ۳۳ سال سهمِ اصلی تیم را اشغال کرده‌اند، یعنی موتورِ پویاییِ تیم ملی از کار افتاده است.
مشکل اصلی این لیست، نه کمبودِ استعداد در فوتبال ایران، بلکه فقدانِ «اعتقاد» به نسل نو است. امیر قلعه‌نویی با وجود در اختیار داشتنِ طیف گسترده‌ای از استعدادهای جوان و بازیکنانِ باکیفیت در لیگ داخلی و لژیونرها، همچنان راه ورود آن‌ها به بدنه اصلی و ترکیبِ ثابت را بسته نگه داشته است. اصرار بر تکیه به نام‌های قدیمی، نه یک راهبردِ مدیریتی برای موفقیت، بلکه «خودکشی تدریجی» برای آینده فوتبال ایران است.تیم ملی ایران امروز بیش از آنکه نیازمندِ تکرار خاطراتِ گذشته باشد، به نوسازیِ ساختاری نیاز دارد. تداوم این روند، ما را به تیمی تبدیل خواهد کرد که در میادین بزرگ، نه با «کیفیتِ فنی»، بلکه با «سن و سال» به مصاف رقبا می‌رود؛ مسیری که پایانِ خوشی برای هیچ فوتبالی در جهان نداشته است. آیا زمان آن نرسیده است که «اعتماد» به جوان‌ترها جایگزینِ «اعتبار» نام‌های تکراری شود؟