لرستان ؛ میان انبوه حرف‌ها و کمبود خروجی‌ها

.

لرستان ؛ میان انبوه حرف‌ها و کمبود خروجی‌ها   ،  شاید بد نباشد یک سؤال ساده اما جدی از خودمان بپرسیم : در لرستان چقدر حرف زده‌ایم و چقدر نتیجه گرفته‌ایم؟ چقدر از تلاش شبانه‌روزی مدیران شنیده‌ایم و چه میزان از حاصل این تلاش را در زندگی مردم دیده‌ایم؟ واقعیت این است که در لرستان   کمبود حرف های خوب ، جلسه، وعده، برنامه و اعلام پروژه نداریم؛ آنچه باید درباره آن صریح‌تر سخن گفت، فاصله میان این حرف‌ها و خروجی واقعی آنهاست.

سال‌هاست درباره ظرفیت‌های لرستان  می‌شنویم؛ از  تجارت و گردشگری گرفته تا کشاورزی، صنعت، معادن، سرمایه‌گذاری، راه‌آهن، پتروشیمی، شهرک‌های صنعتی، گردشگری و ده‌ها ظرفیت دیگر. مدیران از جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، رفع موانع تولید، توسعه صادرات، فعال کردن واحدهای راکد و بهبود فضای کسب‌وکار می‌گویند. جلسات برگزار می‌شود، کارگروه تشکیل می‌شود، پروژه معرفی می‌شود و وعده پیگیری داده می‌شود. اما در نهایت باید پرسید خروجی این همه حرف در زندگی مردم کجاست؟

این پرسش را نمی‌توان با شعار پاسخ داد؛ باید با عدد پاسخ داد. تازه‌ترین آمار رسمی بیکاری در بهار ۱۴۰۵ نشان می‌دهد نرخ بیکاری در لرستان  همچنان بالاتر تز دیگر استانها دو در رتبه  های اول است . این آمار به تنهایی همه واقعیت اقتصادی استان نیست، اما نمی‌توان از کنار آن نیز به سادگی عبور کرد. استانی که سال‌ها درباره اشتغال، سرمایه‌گذاری و توسعه آن سخن گفته شده، وقتی دوباره در صدر جدول بیکاری کشور قرار می‌گیرد، حق داریم بپرسیم میان حرف‌ها و نتیجه کجا فاصله افتاده است.

حتی پیش از این نیز وضعیت بازار کار استان هشداردهنده بود؛ در زمستان ۱۴۰۴ وضعیت خوبی نداشته ایم  که بالاترین نرخ در میان استان‌های کشور بود. بنابراین مسئله بیکاری لرستان  یک اتفاق مقطعی و یک آمار مربوط به یک فصل نیست؛ مسئله‌ای مزمن است که سال‌ها درباره آن سخن گفته شده و هنوز برای افکار عمومی، نتیجه‌ای متناسب با حجم این سخنان دیده نمی‌شود.

البته انصاف حکم می‌کند که همه مشکلات را به مدیران فعلی نسبت ندهیم. بسیاری از مشکلات استان لرستان  ریشه‌دار و تاریخی است و به سال‌ها عقب‌ماندگی در سرمایه‌گذاری، صنعت، زیرساخت و سیاست‌گذاری بازمی‌گردد. اما همین واقعیت، مسئولیت مدیران امروز را کمتر نمی‌کند؛ برعکس، وظیفه آنها را سنگین‌تر می‌کند. مدیر برای حل مسئله آمده است، نه برای توضیح دادن اینکه مسئله چرا از گذشته وجود داشته است.

در لرستان  بارها از سرمایه‌گذاری سخن گفته‌اند ؛ اما سرمایه‌گذار زمانی می‌آید که بداند تصمیم‌ها ثبات دارد، مسیر اداری روشن است، موانع قابل پیش‌بینی است و مدیران برای حل مشکل در کنار او هستند. بارها از رفع موانع تولید گفته‌ایم؛ اما تولیدکننده زمانی این حرف را باور می‌کند که یک مانع واقعی از پیش پایش برداشته شود. بارها از اشتغال جوانان گفته‌ایم؛ اما جوان لرستانی  زمانی این سیاست را لمس می‌کند که شغل واقعی، پایدار و مولد در برابر او قرار گیرد.

این همان تفاوت میان «اعلام عملکرد» و «عملکرد واقعی» است. ممکن است هر هفته خبرهایی از برگزاری جلسات اقتصادی، بررسی طرح‌های سرمایه‌گذاری، پیگیری پروژه‌ها و تلاش مدیران منتشر شود. این اخبار ارزشمندند، اما جلسه، خروجی نیست؛ وعده، شغل نیست؛ مصوبه، سرمایه‌گذاری نیست؛ کلنگ‌زنی، پروژه تکمیل‌شده نیست و اعلام جذب سرمایه نیز تا زمانی که سرمایه واقعاً وارد چرخه تولید نشده، نباید به عنوان دستاورد نهایی تلقی شود.

لرستان  بیش از هر چیز به تبدیل «خبر» به «نتیجه» نیاز دارد. اگر گفته می‌شود پنج پروژه بزرگ سرمایه‌گذاری هر هفته در استان بررسی می‌شود، باید پرسید چند پروژه به مرحله اجرا رسیده است؟ اگر گفته می‌شود موانع سرمایه‌گذاران در حال رفع شدن است، چند سرمایه‌گذار توانسته‌اند از مرحله وعده عبور کنند؟ اگر از ایجاد اشتغال سخن می‌گوییم، چند شغل پایدار ایجاد شده است؟ اگر از رونق تولید حرف می‌زنیم، چه تعداد واحد تولیدی واقعاً به ظرفیت بالاتری رسیده‌اند؟ و اگر از کاهش بیکاری سخن می‌گوییم، چرا آخرین آمار رسمی هنوز لرستان  را در صدر جدول بیکاری نشان می‌دهد؟

این پرسش‌ها مخالفت با مدیران نیست؛ اتفاقاً کمک به مدیریت است. مدیر موفق مدیری نیست که از پرسش رسانه و افکار عمومی ناراحت شود؛ مدیری است که بتواند به پرسش‌ها با عدد، سند و نتیجه پاسخ دهد.

در لرستان  باید از «مدیریت با خبر» به سمت «مدیریت با خروجی» حرکت کنیم. مردم دیگر فقط نمی‌خواهند بدانند چه جلسه‌ای برگزار شده است؛ می‌خواهند بدانند حاصل آن جلسه چه بوده است. نمی‌خواهند فقط بشنوند فلان مدیر پیگیر است؛ می‌خواهند بدانند نتیجه این پیگیری چه تغییری در زندگی، اشتغال، سرمایه‌گذاری، تولید، درآمد و آینده فرزندانشان ایجاد کرده است.

امروز شاید یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی مدیران لرستان  این نباشد که چند ساعت کار می‌کنند، چند جلسه دارند یا چند مصاحبه انجام می‌دهند؛ بلکه این باشد که در پایان یک سال، چه چیزی را نسبت به ابتدای سال تغییر داده‌اند.

تلاش مدیران قابل احترام است؛ اما در مدیریت عمومی، تلاش باید به نتیجه قابل اندازه‌گیری تبدیل شود. مردم نمی‌توانند با «تلاش» زندگی کنند؛ با شغل، درآمد، امنیت اقتصادی، خدمات مناسب و آینده روشن زندگی می‌کنند.

بنابراین اگر می‌گوییم زمان آزمون و خطا نداریم، این حرف باید در لرستان  نیز جدی گرفته شود. استان دیگر فرصت آن را ندارد که هر سال همان مشکلات را با ادبیات تازه تکرار کند. بیکاری، سرمایه‌گذاری، ضعف زیرساخت، مشکلات تولید، وضعیت برخی پروژه‌های نیمه‌تمام، مهاجرت نیروهای جوان و متخصص، فقر و مسائل اجتماعی، موضوعاتی نیستند که با تشکیل یک جلسه دیگر یا انتشار یک خبر دیگر حل شوند.لرستان  به جای «خبر خوب» به «نتیجه خوب» نیاز دارد؛ نتیجه‌ای که مردم بتوانند آن را لمس کنند.

قابل توجه استاندار لرستان  !! شاید وقت آن رسیده باشد که در ارزیابی عملکرد مدیران، به جای تعداد جلسات، تعداد مصاحبه‌ها و تعداد وعده‌ها، شاخص‌های روشن و قابل اندازه‌گیری داشته باشیم. چند شغل ایجاد شد؟ چه میزان سرمایه واقعی وارد استان شد؟ چند پروژه به بهره‌برداری رسید؟ چند واحد تولیدی از رکود خارج شد؟ چه میزان از موانع تولید برداشته شد؟ نرخ بیکاری چقدر کاهش یافت؟ درآمد مردم چه تغییری کرد؟ و در نهایت، جایگاه لرستان در جدول‌های اقتصادی کشور چه تغییری پیدا کرد؟

اینها سؤال‌های سختی نیستند؛ سؤال‌های مردم‌اند.  شاید بهترین نقطه شروع، همین‌جا باشد؛ جایی که سال‌هاست درباره ظرفیت‌های بزرگ لرستان  حرف می‌زنیم، اما هنوز باید از خود بپرسیم چرا فاصله میان ظرفیت‌های استان و وضعیت واقعی مردم این‌قدر زیاد است.

حرف زدن از توسعه، توسعه نیست؛ جلسه درباره اشتغال، اشتغال ایجاد نمی‌کند؛ وعده سرمایه‌گذاری، سرمایه نیست و اعلام تلاش، جای نتیجه را نمی‌گیرد.

لرستان شایسته است و  به مدیرانی نیاز دارد که وقتی سال بعد از آنها پرسیدیم «چه کرده‌اید؟»، پاسخشان فقط یک فهرست از جلسه‌ها و وعده‌ها نباشد؛ بتوانند بگویند: «این میزان سرمایه آمد، این تعداد شغل ایجاد شد، این پروژه به نتیجه رسید، این مشکل حل شد و این عدد تغییر کرد.»

آن روز است که مردم میان حرف و عمل فاصله‌ای نخواهند دید.