سید سعید قاسمی ، (کلیک کنید ) اظهارات اخیر علی امامیراد نماینده مردم کوهدشت و رومشکان درباره ظرفیتهای کشاورزی و دامپروری لرستان، ضعف زیرساختها، نبود واحدهای فرآوری، کمبود سرمایهگذاری و خامفروشی، در ظاهر سخنانی درست و آشنا هستند؛ اما پرسش اصلی اینجاست که این حرفها امروز از زبان چه کسی بیان میشود؟ از زبان نمایندهای که چندین دوره بر کرسی نمایندگی مردم کوهدشت و رومشکان تکیه زده و خود یکی از مسئولان اصلی پیگیری همین مطالبات بوده است.
در واقع، عجیب است فردی که سالها در موقعیت اثرگذاری و مطالبهگری رسمی قرار داشته، امروز در مقام منتقد وضعیتی ظاهر میشود که بخشی از آن دقیقاً به دلیل همان کمکاریها، پیگیرینکردنها و فرصتسوزیها شکل گرفته است. مردم کوهدشت حق دارند بپرسند: اگر این همه ظرفیت وجود داشت، اگر خامفروشی اینهمه خسارت دارد، اگر صنایع تبدیلی و زنجیره سرد و بستهبندی و برندسازی حیاتی است، پس در سالهای نمایندگی شما چه اقدام مؤثری برای تحقق آن انجام شد؟
مشکل اصلی کوهدشت و بسیاری از مناطق همجوار، کمبود شعار نیست؛ کمبود اراده، پیگیری، نتیجه و پاسخگویی است. سالهاست از کشاورزی، دامپروری، صنایع تبدیلی، اشتغال روستایی، توسعه زیرساخت و جلوگیری از مهاجرت سخن گفته میشود، اما خروجی ملموس آن برای مردم چیست؟ آیا جز ماندن در چرخه فرساینده بیکاری، رکود، مهاجرت جوانان، فرسودگی زیرساختها و فرصتهای سوخته، چیزی نصیب این شهر شده است؟
کوهدشت امروز با فهرستی بلند از ناکامیها روبهروست؛ از بیکاری گسترده و عقبماندگی صنعتی گرفته تا ضعف در زیرساختهای تولید، حملونقل، خدمات، سرمایهگذاری و حتی بهرهبرداری از ظرفیتهای ساده و در دسترس. در چنین شرایطی، انتشار سخنرانیهای پرطمطراق درباره لزوم برندسازی و حمایت از تولید، اگر با کارنامهای قابل دفاع همراه نباشد، بیشتر به تکرار کلیشههای انتخاباتی شبیه است تا دفاع از منافع مردم.
نمایندهای که سالها در مجلس بوده، نمیتواند از کنار این واقعیت بگذرد که بخشی از همین نابسامانیها، محصول مستقیم یا غیرمستقیم عدم پیگیری مؤثر همان مسئولانی است که باید کار را جلو میبردند. اگر واحد فرآوری ایجاد نشده، اگر زیرساخت فراهم نشده، اگر سرمایهگذار فراری است، اگر روستاها از چرخه ارزش حذف شدهاند، اگر بسیاری از وعدهها در حد خبر و مصاحبه باقی ماندهاند، سؤال از همان کسانی است که باید پاسخ دهند چرا کار به نتیجه نرسیده است.
این فقط مسئله کشاورزی و دامپروری نیست. کوهدشت سالهاست در حوزههای مختلف با ناکامی مواجه است؛ از اشتغال و صنعت گرفته تا زیرساخت، خدمات عمومی، توسعه شهری و فرصتهای فرهنگی و اقتصادی. تکرارِ وعدههای کلی درباره «آینده روشن» زمانی باورپذیر میشود که مردم نشانههای روشنِ تغییر را در زندگی روزمره خود ببینند. اما وقتی نتیجهای دیده نمیشود، طبیعی است که هر سخن تازهای درباره مطالبهگری، با تردید و حتی خشم مردم روبهرو شود.
امامیراد اگر امروز واقعاً دغدغه حل مسئله را دارد، پیش از هر چیز باید توضیح دهد در سالهایی که امکان اثرگذاری و پیگیری داشته، چه کرده و چه نکرده است. مردم از کسی که خود بخشی از مسئله بوده، انتظار دارند بهجای تکرار کلیات، کارنامه، گزارش و مسئولیتپذیری ارائه کند. در غیر این صورت، اینگونه موضعگیریها بیشتر شبیه فرار رو به جلو است تا دفاع از حقوق مردم.
