در هفته وحدت قرار داریم؛ هفتهای که معمولاً با مراسم، سخنرانی و شعارهایی درباره ضرورت وحدت همراه است. اما شاید لازم باشد یکبار از خودمان بپرسیم: آیا وحدت فقط این است که کنار یکدیگر بنشینیم، مراسم برگزار کنیم و از وحدت بگوییم؟
اگر وحدت تنها در کلام و شعار خلاصه شود، میتوان ساعتها درباره آن سخن گفت، اما در زندگی مردم هیچ اتفاقی نیفتد. وحدت واقعی، آنجایی معنا پیدا میکند که از تریبونها پایین بیاید و وارد زندگی روزمره مردم شود.
وحدت یعنی کاسبی که با مردم وحدت دارد، انصاف را رعایت کند؛ کالایی را که میتواند با قیمت مناسب بفروشد، بیدلیل گران نکند و سود خود را بر فشار زندگی مردم بنا نگذارد.
وحدت یعنی کارمندی که پشت یک میز نشسته، مردم را مزاحم کار خود نداند؛ کار آنها را با مسئولیتپذیری و احترام انجام دهد و برای یک امضا، یک پاسخ یا یک خدمت ساده، مردم را سرگردان نکند.
وحدت یعنی مدیر، خود را جدا از مردم نداند؛ درد و مطالبه مردم را بشنود، برای حل مشکلات آنان تلاش کند و مسئولیت خود را نه به عنوان یک جایگاه، بلکه به عنوان یک وظیفه ببیند.
وحدت یعنی پزشک، معلم، راننده، کارگر، بازاری، مدیر و کارمند، هرکدام در جایگاه خود نسبت به دیگری احساس مسئولیت کنند.
ما گاهی وحدت را تنها در چارچوب وحدت شیعه و اهل سنت تعریف میکنیم؛ بیتردید این موضوع ارزشمند و یکی از پایههای مهم انسجام اجتماعی ماست. اما وحدت را نباید در همین نقطه متوقف کرد.
وحدت بزرگتر، وحدت یک ملت است؛ عهد یک ملت برای بهتر زندگی کردن.
جامعهای که در آن مردم نسبت به یکدیگر انصاف داشته باشند، مسئولان خود را خادم مردم بدانند، مدیران برای رفاه عمومی تلاش کنند و هرکس در جایگاه خودش وظیفهاش را درست انجام دهد، به معنای واقعی کلمه «متحد» است.
وحدت فقط این نیست که در یک مراسم، کنار هم عکس بگیریم؛
وحدت آن است که در زندگی، کنار هم باشیم.
وحدت یعنی وقتی میتوانیم گرهای از کار کسی باز کنیم، آن را به گرهی تازه تبدیل نکنیم.
وحدت یعنی اگر قدرتی داریم، از آن برای خدمت استفاده کنیم، نه برای تحمیل.
وحدت یعنی اگر فروشندهایم، انصاف داشته باشیم؛ اگر کارمندیم، مسئولیتپذیر باشیم؛ اگر مدیر هستیم، پاسخگو باشیم و اگر شهروندیم، حقوق دیگران را رعایت کنیم.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت عملی نیاز داریم؛ وحدتی که نتیجهاش را مردم در سفره، بازار، اداره، مدرسه، بیمارستان، خیابان و زندگی روزمره خود ببینند.
چون وحدت با حرف آغاز میشود، اما با عمل معنا پیدا میکند.
هفته وحدت میتواند فرصتی باشد برای اینکه از خودمان بپرسیم:
من برای وحدت این جامعه، در عمل چه کردهام؟
اگر پاسخ هرکدام از ما یک رفتار درست، یک خدمت صادقانه، یک انصاف، یک گرهگشایی و یک مسئولیتپذیری باشد، آنوقت وحدت دیگر یک شعار نیست؛ به بخشی از زندگی مردم تبدیل شده است.
