مردم از بعضی مسئولان عاقل‌ترند!

.

در روزهایی که کشور در شرایطی سخت و حساس قرار دارد و سایه تهدید و جنگ بر فضای جامعه سنگینی می‌کند، بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، انسجام، امید و پرهیز از اختلافات داخلی نیاز داریم. اگر دشمنان ایران به دنبال ایجاد آشوب و شکاف در جامعه هستند، طبیعی است که مهم‌ترین وظیفه مسئولان و نخبگان، مراقبت از سرمایه اجتماعی و جلوگیری از تشدید اختلافات باشد.

اما آنچه این روزها بیش از هر چیز آزاردهنده است، ورود برخی مسئولان و چهره‌های سیاسی به مجادلاتی است که نه‌تنها مسئله اصلی مردم نیست، بلکه می‌تواند در چنین شرایطی بر نگرانی، ناامیدی و شکاف اجتماعی بیفزاید.

مردم کوچه و بازار امروز بیش از بسیاری از مدعیان تحلیل سیاسی، شرایط را می‌فهمند. شاید بسیاری از آنها تحصیلات دانشگاهی یا مسئولیت سیاسی نداشته باشند، اما زندگی به آنها یاد داده است که در روزهای سخت چگونه باید کنار هم بایستند. همین مردم با وجود مشکلات اقتصادی، فشار زندگی و نگرانی از آینده، یک حرف ساده دارند: «جنگ است؛ هرچقدر هم سخت باشد، باید این روزها را پشت سر بگذاریم.»

این درک ساده اما عمیق مردم، شاید چیزی باشد که برخی تصمیم‌سازان و نخبگان باید بیشتر به آن توجه کنند.

از سوی دیگر، نگاهی به تیترهای متناقض این روزهای رسانه‌ها، خود گویای بخشی از آشفتگی موجود است؛ یک روز از ارقام بزرگ سرمایه‌گذاری و آینده روشن اقتصادی سخن گفته می‌شود و روز دیگر از سقوط درآمدهای نفتی و شرایط بحرانی اقتصاد. در چنین فضایی، مردم بیش از هر چیز به یک روایت روشن، صادقانه و امیدبخش نیاز دارند؛ نه مجموعه‌ای از پیام‌های متناقض که بر سردرگمی آنها بیفزاید.

اگر قرار است دشمن از شکاف‌های داخلی برای ایجاد آشوب استفاده کند، نباید با دست خودمان این شکاف‌ها را عمیق‌تر کنیم. اختلاف نظر طبیعی است، نقد مسئولان ضروری است و حتی اعتراض اجتماعی نیز بخشی از واقعیت جامعه است؛ اما تبدیل هر موضوع فرعی به یک مناقشه سیاسی و جناحی، آن هم در شرایطی که کشور با تهدیدهای جدی روبه‌روست، نه به نفع دولت است و نه به نفع مردم.

در این میان، طرح برخی مسائل فرهنگی و اجتماعی در سطحی که گویی مهم‌ترین مسئله امروز کشور است نیز جای تأمل دارد. برای مثال، بحث درباره داشتن یا نداشتن چادر، پیش از آنکه یک موضوع سیاسی باشد، مسئله‌ای فرهنگی و اعتقادی است. باورهای دینی و فرهنگی اگر قرار است در نسل‌های آینده ماندگار شوند، بیش از هر چیز در خانواده، تربیت و فرهنگ شکل می‌گیرند؛ نه با مناقشات روزمره سیاسی و رسانه‌ای.

به همین دلیل، ورود چهره‌های فکری و فرهنگی به چنین مباحثی نیز نیازمند دقت بیشتری است. استاد محترم، جناب پورازغدی، با احترام باید گفت گاهی ورود به برخی موضوعات، بیش از آنکه مسئله‌ای را حل کند، به همان موضوع وزن و اهمیتی می‌دهد که شاید اساساً شایسته آن نباشد. بسیاری از مسائل را نباید بزرگ‌تر از اندازه واقعی‌شان کرد.

مردم امروز خودشان تحلیل می‌کنند، می‌بینند، مقایسه می‌کنند و درباره اتفاقات جامعه قضاوت دارند. جامعه‌ای که سال‌ها با بحران‌های مختلف روبه‌رو بوده، دیگر جامعه‌ای نیست که هر حرفی را بدون تحلیل بپذیرد. مردم شاید تحلیلگر رسمی نباشند، اما تجربه اجتماعی آنها کم از بسیاری از تحلیل‌های رسمی نیست.

اکنون بیش از هر چیز به کسانی نیاز داریم که امید را تقویت کنند، نه کسانی که بر سر مسائل فرعی، دیوارهای اختلاف را بلندتر کنند. اگر کسی ایران عزیز و رهبری را دوست دارد، امروز شاید مهم‌ترین کاری که می‌تواند انجام دهد، کمک به حفظ اتحاد، افزایش امید و جلوگیری از سرخوردگی جامعه باشد.

در روزهایی که مردم با تمام توان تلاش می‌کنند زندگی را سرپا نگه دارند، مسئولان نیز باید بیش از گذشته مراقب سخنان، تصمیم‌ها و رفتارهای خود باشند. مردم انتظار ندارند همه مشکلات یک‌شبه حل شود؛ اما انتظار دارند کسانی که مسئولیت تصمیم‌گیری بر عهده دارند، بدانند چه زمانی باید سخن بگویند، چه زمانی باید اختلافات را کنار بگذارند و چه زمانی منافع ملی را بر منافع جناحی مقدم بدانند.

شاید حکایت این روزهای ما همان بیت معروف سعدی باشد:

«چون سرآید دولت شب‌های وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم»

روزهای سخت نیز خواهند گذشت؛ اما آنچه باقی می‌ماند، قضاوت مردم درباره عملکرد کسانی است که در روزهای سخت، به جای ساختن امید، بر آتش اختلاف دمیدند یا در کنار مردم ایستادند.

امروز بیش از همیشه باید مراقب «خانه» باشیم؛ چرا که اگر پای‌بند خانه سست شود، نقش ایوان هرچقدر هم زیبا باشد، دیگر چیزی برای ایستادن باقی نمی‌ماند.

با احترام
مسعود جوانرو
۶ شهریور ۱۴۰۵