محوریت مباحث مطروحه و جمع بندی مطالب ارائه شده توسط مهندس نظام سلیمانی از جوانان دغدغه مند و توسعه گرای منطقه اورامانات، انجام گرفته است. محمود رستمی تبار متولد باینگان است. وی  یک فعال رسانه‌ای حوزه محیط زیست و بهداشت محیط است که مطالب بسیاری از وی در حوزه قرآنی، محیط زیست و مدیریت بحران در […]

محوریت مباحث مطروحه و جمع بندی مطالب ارائه شده توسط مهندس نظام سلیمانی از جوانان دغدغه مند و توسعه گرای منطقه اورامانات، انجام گرفته است. 
محمود رستمی تبار متولد باینگان است. وی  یک فعال رسانه‌ای حوزه محیط زیست و بهداشت محیط است که مطالب بسیاری از وی در حوزه قرآنی، محیط زیست و مدیریت بحران در رسانه ها منتشر شده است. در ادامه این گفتگو را می خوانید:

 آقای رستمی تبار؛ در ابتدا از ویژگیهای یک شورای شهر تاثیرگذار برای توسعه و آبادانی شهر  بفرمائید؟

فلسفه شورای شهر و روستا تسریع در توسعه و آبادانی شهر و روستا است. شورایی موفق است که همه فعالیت های شهر و روستای قابل تعریف در شرح وظایف دخیل بوده و در واقع هر نوع پروژه بزرگ و کوچکی با نظارت و تصویب آنها باشد.

در فصل هفتم و اصل یکصد قانون اساسی به خوبی کارکردهای شوراها را بیان کرده است. کافیست برای تبین اهمیت شوراها به این اصل نگاهی بیندازیم. فصل هفتم: شوراها؛ اصل یکصدم: “برای‏ پیشبرد سریع برنامه‏ های‏ اجتماعی‏، اقتصادی‏، عمرانی‏، بهداشتی‏، فرهنگی‏، آموزشی‏ و سایر امور رفاهی‏ از طریق‏ همکاری‏ مردم‏ با توجه‏ به‏ مقتضیات‏ محلی‏، اداره‏ امور هر روستا، بخش‏، شهر، شهرستان‏ یا استان‏ با نظارت‏ شورایی‏ به‏ نام‏ شورای‏ ده‏، بخش‏، شهر، شهرستان‏ یا استان‏ صورت‏ می‏گیرد که‏ اعضای‏ آن‏ را مردم‏ همان‏ محل‏ انتخاب‏ می‏ کنند. شرایط انتخاب‏ کنندگان‏ و انتخاب‏ شوندگان‏ و حدود وظایف‏ و اختیارات‏ و نحوه‏ انتخاب‏ و نظارت‏ شوراهای‏ مذکور و سلسله‏ مراتب‏ آنها را که‏ باید با رعایت‏ اصول‏ وحدت‏ ملی‏ و تمامیت‏ ارضی‏ و نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ و تابعیت‏ حکومت‏ مرکزی‏ باشد قانون‏ معین‏ می‏ کند”.

طبق این تعریف و شرح وظیفه، شورای شهر و روستا در کشور ما هنوز جایگاه و اثر خود را بدست نیاورده است. می توان گفت به بلوغ کارکردی خود نرسیده اند. در واقع موازی کاری های مختلفی وجود دارد که مانع از ایفای نقش اصلی شورا یعنی تسریع بخشی در امور می گردد. البته ضعف شوراهای اسلامی شهر و در قریب به اتفاق شوراهایی که می شناسیم و اختلافات میان اعضا این ضعف را تشدید نموده است. گاهی شوراها نه تنها کاتالیزور نبوده اند بلکه اخلال گر و مانع هم بوده اند. گاهی با عدم انتخاب به موقع یک شهردار توسعه یک شهر را چند ماه و حتی چند سال به عقب انداخته اند. وقتی شورا وجود ندارد تکلیف مردم و سایر نهادها مشخص است ولی وقتی شورا وجود دارد و امور باید از کانال شورا عبور و این کانال مختل باشد، موضوع نگران کننده می شود.

از نگاه من علیرغم تصریح قانون اساسی هنوز نوعی بی اعتمادی بین مردم و دولت و نهادهای حکومتی نسبت به شوراها وجود دارد. باید بگویم بعضا برای شوراها جایگاه خاصی قائل نیستند. اختلافات درونی اعضا هم به نوعی حکایت از بی اعتمادی درونی شوراها بوده و تشدید کننده این بی اعتمادی می گردد. شورایی اثر بخش خواهد بود که تصمیماتش مورد پذیرش همه باشد و به خود باوری رسیده باشد.

اینکه برای انتخاب چنین شورای موثری چه باید کرد ؟ باید گفت: مهاتما گاندی می گوید” جوامع تکنولوژیک دو انتخاب دارند:  اول اینکه می توانند منتظر بمانند تا خطاهای فاجعه آمیز یک نقص سیستمیک، درهم ریختگی و اعوجاج و خود فریبی را القاء نماید و دوم اینکه  یک فرهنگ می تواند موانع و توازن های اجتماعی را برای تصحیح درهم ریختگی سیستماتیک  اولیه برای خطاهای فاجعه آمیز را فراهم کند”.

اگر چه ما هنوز به معنای واقعی تکنولوژیک نیستیم ولی از نگاه بنده این نقص در شهرها و روستاهای ما وجود دارد. توسعه شهر و ساخت و سازهای شهر فاقد یک نظم خاص است و همچنانکه مشاهده می شود رشد قارچ گونه سکونتگاه ها در همه جا و بدون آینده نگری موجب یک درهم ریختگی و اعوجاج شده است که به نحوی در شهری مثل پاوه صاحب ملکی می تواند راه یک شهرک را مسدود کند. این وضع در مورد بند هفت شرح وظایف شوراها یعنی «اقدام در خصوص تشکیل انجمنها و نهادهای اجتماعی، امدادی، ارشادی و تاسیس تعاونیهای تولید و توزیع و مصرف، نیز انجام آمارگیری، تحقیقات محلی و توزیع ارزاق عمومی با توافق دستگاههای ذیربط» خیلی بدتر است. یعنی در واقع انجام وظایف  این بند را بندرت مشاهده می کنیم. شاید یکی از مهمترین بندها و راهگشای بسیاری از مشکلاتی است که شهرداری ها با آن دست و پنجه نرم می کنند. تنها کافیست بپرسیم شوراها در خصوص نحوه نظارت بر توزیع ارزاق در شرایط کرونایی چه کرده اند؟

اینکه چه کنیم، جامعه ما و نیازهای جامعه ما تغییر کرده و ضروری است ما هم فکر و اندیشه خود را از حصار اندیشه های بسته و کوتاه خارج سازیم و برای شورای شهر و مدیریت شهری و در سایر انتخاب ها کسانی را انتخاب کنیم و تشویق نماییم که ثبت نام کنند که قبل از هر چیز با شرح وظایف شوراها آشنا باشند. _اصولا چه ایرادی داری دارد که آزمونی برگزار شود و قبولی در آن پیش شرط هر ثبت نامی باشد._ سپس  از نظر دانش, نگرش, و مهارت بتوانند در حوادث و بحران های کوچک و بزرگ, قدرت تحلیل مسائل و تصمیم گیری داشته باشند. در گام بعد بتوانند با مطالعه دقیق حوزه سرزمینی تحت مسئولیت خویش مشکلات را شناسایی نمایند و ابتدا از بروز بحران های ناگوار ممانعت بعمل آورند. و سپس نسبت به توسعه شهری اقدام فرمایند.

بنابراین آنچه بر ما واجب است آن است که , مبادا با انتخابهای نسبی و سببی سرنوشت دیارمان را بدست کسانی بسپاریم که در زمان بحران فقط نظارگر باشند. چرا زمان بحران! چون که زمان پس دادن امتحان است. بعنوان مثال در حادثه پلاسکوی تهران چنین اعوجاج و ناتوانی را در شورای شهر تهران دیدیم و عملا نهادهای دیگری مدیریت حادثه را بدست گرفتند. همین چند روز اخیر در قضیه آلودگی هوای تهران عملا شورای شهر تهران هیچ کارایی خاصی نداشت. نهادهای موازی و حتی دولتی که به نوعی از همان جریانی است که موجبات شکل گیری شوراهای شهر و روستا را فراهم نمود، در یکی از ابتدایی ترین وظایف شورا و شهرداری یعنی روشنایی معابر و بزرگراههای تهران با رئیس شورا مشورت نکرده و راساً برق را قطع نموده اند. شهر مدیریتی می طلبد که تنها هدفش فروش تراکم برای کسب درآمد نباشد. به فرض مثال؛ خدای ناکرده اگر در شهری مثل کرمانشاه که در همان کوچه هایی که برای ساختمانهای دو طبقه تعریف شده و اکنون هر خانه دو طبقه به آپارتمانی بلند مرتبه دهها واحدی تبدیل و تراکم انسان را در واحد سطح بشدت افزایش داده است، به ماشین آلات سنگین و بعضا حتی سبک برای امداد رسانی نیاز باشد, آیا عملا امکان دسترسی فراهم است؟ این وضع در شهرهای  کوهستانی چون پاوه با حداقل راههای دسترسی و بعضا بدون دسترسی چگونه خواهد بود؟ اینجاست که باید به قول گاندی با فرهنگ مناسب موانع اجتماعی را برطرف و توازن لازم را فراهم سازیم تا در حوادث کوچک و بزرگ شاهد اعوجاج و درهم ریختگی سیستماتیک منجر به فاجعه , در جامعه خود نباشیم.

یک عضو موثر در شورای شهر چه ویژگیهایی دارد و چگونه می توان شخصی با چنین ویژگیهایی را از میان انبوه داوطلبان موجود در انتخابات شورای شهر شناسایی نمود؟

این که عضو شورای شهر چه ویژگی های داشته باشد، قانون حداقل ها را مشخص نموده است. اما یک عضو شورای شهر باید به شرح وظایف خود آگاه، به نیازهای شهر و روستا واقف، و دارای تفکر انتقادی خوب. تفکر انتقادی یعنی توانایی تحلیل مسائل و برنامه ها از یک سو و چینش ابزارهای در دسترس و راه حلهای ممکن برای حل مشکل. در عصر و زمان ما حوزه مدیریت شهری دارای ابعاد مختلفی است. از توسعه فضای فیزیکی و زیرساخت ها تا بررسی حل مشکلات پسماندهای مختلف و حتی مسائل فرهنگی و اجتماعی. این مسائل شهر به شهر، با توجه به نوع فعالیت های مختلفی که در آن صورت می گیرد؛ متفاوت است. اصل ۱۰۰ قانون اساسی هم این تفاوت ها را به رسمیت پذیرفته است. حتی نوع جغرافیا و فرهنگ اجتماعی حاکم هم نقش مهمی دارند. هیچگاه یک فرد نمی تواند به تنهایی حلال مسائل مختلف یک شهر باشد. مدیریت شهر نیازمند یک سیستم چند رشته ای است. همچنانکه یک فرد متخصص و متعهد نیز هرگز در غیاب و عدم همراهی سایر اعضا نمی تواند اثر بخش باشد. از نگاه من یک شورای هم رای متوسط، از یک شورای تخصصی متفرّق بهتر است. چاره شکل گیری چنین شورایی را باید قبل از انتخابات اندیشید. علاوه بر قدرت تفکر و تحلیل فرد باید خطرپذیر باشد و در کنار آنها دارای قدرت چانه زنی بالایی باشد. البته قصه چانه زنی در یک مدیریت سیستمی ممکن است، جایگاهی نداشته باشد اما همه میدانیم فعلا در بسیاری از امورات ضوابط زیاد کارایی ندارند. هرچند آگاهی از مهارتهای مباحثه و ارتباطات میان فردی و اجتماعی هم از ضروریات یک عضو شورا است.

جنابعالی یک فرد فعال و متخصص محیط زیستی هستید و مطالب زیادی از جنابعالی در مورد تحلیل مشکلات متعدد زیست محیطی در سطح شهرها و روستاهای شهرستان پاوه دیده و خوانده ایم؛ از دیدگاه جنابعالی مهمترین مشکلات شهرهای شهرستان پاوه که شوراهای شهر آینده لازم است در اولویت پیگیری خود قرار دهد؛ کدامند.

تعریف کلی محیط زیست یعنی هر آنچه بر ما اثر می نهد و ما برآن اثر می نهیم. بنابراین همه فعالیتهای انسان که ابتدایی ترین آنها تنفس است، بر محیط زیست بسیار موثر هستند. طبق تعریف شوراها بعنوان سازمان دهنده همه فعالیتهای انسانی درون یک شهر مسئول اصلی این اثر پذیری و اثرگذاری بر محیط زیست هستند. هر چند طرح این مطلب خود به وقت جداگانه ای نیاز دارد. اما فعلا بهتر است بجای طرح مسائلی جدید مروری فهرست گونه بر مشکلات فعلی داشته باشیم .

 توسعه نامتوازن و بدون برنامه شهرها همچون گسترش حاشیه نشینی بطور اقماری در شهرهای دشت گونه و بصورت طولی در شهرهای کوهستانی مثلا در پاوه  (بصورت طولی از نوریاو تا شمشیر) مشکلات محیط زیستی را تشدید کرده است. ما اکنون در شرایط سال ۱۹۶۰ آمریکا و غرب قرار داریم. فاقد مطالعات و برنامه ریزی منظر هستیم. البته با یک تفاوت آنها در آن سالها به عیب کار پی برده و بطور جدی ضمن تحقیقات مناسب راه حلهایی یافتند و ما هنوز به این باور نرسیده ایم که به مشکل برخواهیم خورد! در پاوه و شهرهای جدید منطقه و حتی روستاها، ساخت و ساز غیر صنعتی و فردی (سنتی بوسیله خرده مالک ها)، بی توجهی به طرحهای تفصیلی، ضعف حکمرانی محلی در کنترل تخلفات و تغییر کاربری اراضی, بلند مرتبه سازی های ناهمگون و بدقواره، بی توجهی به زیبایی شناختی و منظر شهری و روستایی, بی توجهی به حفظ فضای سبز بعنوان شناسنامه بویژه در شهری چون پاوه, بلعیدن همه آب های شیرین جاری توسط پمپ و شبکه های توزیع، بی توجهی به انواع مختلف پسماندها (فاضلاب، زباله های خانگی و تجاری و درمانی و نخاله های ساختمانی) همچون تفکیک و بازیافت و استفاده بعنوان منبع درآمد, گره کور ترافیک شهری و عدم وجود یک چارچوب مشخص برای حل اساسی این مشکل، عدم وجود پارکینگ در ساخت و سازهای جدید، نبود برنامه ای برای نماهای ساختمانی متناسب با فرهنگ و سنتهای مردم و متمایز ساختن نمای شهر از سایر شهرها به جهت ایجاد جذابیت بیشتر برای جذب گردشگر, نداشتن برنامه برای محیط پیرامونی شهر و ایجاد یک کمربند سبز با درختان بومی، بی توجهی و فرصت سوزی در قبال مسیر سراب هولی تا خانقاه سایر فضاهای سبز منطقه به منظور ایجاد یک فضای ، جذاب ، سبز و درآمد زا، و چنانچه ذکر نشد، نداشتن مطالعات جدی و علمی برای توسعه پایدار نه رشد سریع … از مهمترین مشکلات محیط زیست شهری و برون شهری هستند. در واقع آنچه در دو سوی جادهای برون شهری می بینیم نوعی نمایش بی برنامگی مدیریت زمین و سکونت گاهی و شهری است. دخالت های مستقیم دادستان سابق پاوه در برخی موضوعات و حل آنها در چارچوب دستورات قضایی خود بیانگر ضعف های اساسی در حوزهای مختلف اداری و شهری است.

مهم ترین اقدامات شوراهای شهر آینده در  زمینه  محیط زیست را چگونه ارزیابی می فرمایید؟

شاید حل مشکل ارثیه نامیمون فوق در حوزه محیط زیست طبیعی و انسان ساخت باید جزء اولویت ها قرار گیرد. در خصوص پاوه با توجه به الحاق های جدید نیازمند مطالعات جدی هستیم که بتوانیم مناظر مورد توجه فعلی را حفظ و بعضا احیاء، و سکونتگاهها را به سمت بخش های دیگری هدایت نمود. گسترش سکونتگاهها ها در فضای سبز فعلی که هم هدف گردشگری هستند و هم سفر امرار معاش برخی از مردم ظلم مضاعف و خیانت است. هرچند ممکن است، شوراهای شهر آنقدر گرفتار تامین هزینه های جاری باشند که فرصت اندیشیدن به سایر امور را نداشته باشند، کما اینکه نداشته اند. البته اینکه چرا شوراها نتوانسته اند در حوزه ایجاد منابع درآمدی برای شهرداری ها موفق باشند به عوامل مختلفی بستگی دارد. اما آیا واقعاً پاوه ظرفیت چنین کاری را نداشته و یا ندارد. سامان دادن و توجه به روستاهای اقماری توسط نهادهای ذیربط و شوراهای روستایی و ممانعت از گسترش دامنه گرفتاری شهرداران آینده مهمترین تصمیمی است که باید اخذ گردد. ساخت و سازهای که با قالب شهری صورت گرفته و بعضا با عوارض روستایی مجوز می گیرند، هم منظر زیبایی شناختی آینده شهر را تخریب و هم فضای سبز را در خود هضم نموده و هم شهر را از درآمد بی بهره و هم دامنه سودجویی را غیرقابل مهار می سازند.

بنظرم در شهرهای کوهستانی و روستاهای منطقه شوراها براساس بند پنجم تا هفتم شرح وظایف، می توانند در پی احیای و ایجاد فضای سبز، تنوع زیستی و حفظ گونه های مختلف گیاهی و جانوری باشند. بی شک تنوع زیستی می تواند ثروت محسوب گردد و حداقل بخش گردشگری طبیعی نظام مند را توسعه دهند. بهرحال چنانچه گفتم هر نوع تغییر در حوزه محیط زیست و طبیعت منطقه و سلامت آب و هوا نتیجه نوع تصمیمات اتخاذ شده یا کوتاهی های صورت گرفته از سوی شوراهایی است که قرار است نماینده مردم و مدیر شهر و روستا باشند.

دیدگاه جنابعالی در مورد مشاورت جو و مشارکت  پذیری شورای شهر موثر و عضو شورای موثر چیست ؟ ویژگیهای مشاورت جویی و مشارکت پذیری چیست؟ ملاک های انتخاب افراد مشاورت جو و مشارکت پذیر کدام است؟

همه ما فارغ التحصیلان نظام آموزشی کشور فاقد مهارت کار گروهی هستیم. شما حتی در حوزه ورزشی ما می بینید که ورزش های انفرادی مانند وزنه برداری و کشتی و تکواندو….  از ورزش های گروهی چون فوتبال و  … موفق تر هستند. در جوامع توسعه یافته موفقیت های بزرگ همیشه نتیجه مجموعه افکار مختلف هستند. مشاورت جویی مشارکت را در پی دارد و مشارکت هم موفقیت را تضمین می کند و از موانع می کاهد. امروز بعلت تنوع رشته های علم و دانش می بینیم که هیچکس نمی تواند در یک حوزه به تنهایی عملکرد کاملی از خود بروز دهد. بطور مثال چشم بعنوان یک عضو مهم بدن امروز پزشکان مختلفی را با تخصص های متفاوت درگیر خود ساخته است . بنابراین مشورت پذیری و مشاورت جویی پیش زمینه و آموزش می خواهد. کار گروهی نیازمند تمرین و ممارست است. کار گروهی از خودرایی و دیکتاتور مابی جلوگیری و ممانعت می ورزد.

در خصوص شورای شهر و سایر حوزه های دیگر مانند نمایندگی مجلس باید پرسید آیا این افراد واقعاً برونداد یک اتاق فکر هستند؟  عدم شکل گیری اتاق فکر با تخصص های مختلف موجب تک رویی و ناکارآمدی فرد و بعضا محو شدن فرد خواهد شد. اگر ما به دنبال ائتلاف در هر حوزه ای بویژه شوراها هستیم باید بدنبال تشکیل اتاق فکر بود. بدون حمایت اتاقهای فکر معمولا افراد گرفتار امورات اجرایی مختلف شده و بعضا بعلت عدم فرصت مطالعه حوادث، از جامعه عقب می افتند. ائتلاف ممکن است خودجوش بین افراد فاقد وابستگی فکری و عقیدتی باشد یا دارای وابستگی حزبی و جناحی و با هدف واحد …. شکل گیری یک ائتلاف به هر صورتی یک رخداد مثبت و یک حرکت رو به جلو خواهد بود. در این رابطه اسم مهم نیست و خود افراد بر سر اسم به توافق خواهند رسید.

معمولا ائتلاف از نوع دوم پایدارتر خواهد بود. به جهت ضعف و نبود بخش دوم در جهت شکل گیری ائتلاف ها نخبگان محلی مانند دوستان هم گروه می توانند برای معرفی چند نفر به توافق برسند. صرف نظر از موفقیت یا عدم موفقیت در سالیان قبل برای نمایندگی مجلس از سوی جامعه روحانیت توصیه ها و کارهایی را شاهد بودیم. اما این قشر از جامعه در حوزه معرفی کاندیداهای شورای شهر و روستا کم کاری نموده و بی تفاوت بوده اند.

حداقل ویژگی مشاورت جویی بررسی موضوعات مطروحه ولو از طریق مطالعه مطالب دیگران است. چنانچه عرض شد بعلت عدم فراگیری مشاورت جویی و کار گروهی معیارهای چنین فردی هم خیلی واضح نیست. ما یاد گرفته ایم در خانواده حاکمیتی برخورد کنیم و وقتی در خانواده از فکر و تدبیر اعضای خانواده را در نظر نگیریم نمی توانیم پذیرای نظرات دیگران در سایر امورات زندگی باشیم. بهرحال شاید اولین ویژگی مشاورت جویی و یا عدم مشاورت جویی را باید در کانون خانواده ها جستجو نمود و سپس میزان مراجعه فرد به سایر افراد جامعه و همکاران. خیلی از دوستان و نامزدها هم در حوزه کاری خود امتحان این خصیصه را پس داده اند. علاوه بر آن بررسی وضعیت حامیان و اطرافیان فرد نیز می تواند تا حدودی راهگشا باشد.

البته براساس آموزه های دین اسلام مشورت همیشه به معنی پذیرش نظرات دیگران نیست بلکه به منظور شناخت راههای مختلف و انتخاب بهترین گزینه است. هرچند چنانچه از نام پیداست عضو شورای شهر یا مجلس شورای اسلامی کاری جز شور و مشورت برای تصویب بهترین مصوبه ندارند. شاید برگزاری دوره های آموزش کار گروهی و کارگاهی نیاز امروز منتخبان باشد.

 

پیشنهاد می شود این مطلب را نیز بخوانید
زلزله سرپل ذهاب را لرزاند

 آیا عضو شورای شهر لازم است  دارای تخصص علمی خاص  و مدرک دانشگاهی در رشته‌ تحصیلی خاص و مشخصی باشد؟  نظر جنابعالی در مورد نقش ویژگی تخصص برای اعضای شورای شهر چیست ؟

همانطور که عرض کردم شرایط امروز جامعه تفاوت های زیادی حتی با دیروز خود دارد. تکنولوژی و علوم مختلف به کمک بشر آمده اند. شهرها و حتی روستاها از بستر سنتی خارج شده اند. شهر مانند جسمی بیمار نیازمند پزشک حاذق است. بیماری های (مشکلات) نوپدید و باز پدید زیادی گریبان حوزه مدیریت شهری و روستایی را خواهند گرفت. اگر عضو شورا حاذق نباشد شهر را عوضی درمان می کند. نسخه اشتباهی می پیچد و حداقل آنکه جسم هرگز سلامتی را خود را بدست نخواهد آورد.

شوراهای باید برآیند اندیشه شهروندان و محل تبادل آراء درخور و شایسته و علمی و برنامه ‌ریزی شده باشند و حتی الامکان دربرگیرنده مجموعه ای از افراد با دانش و مهارت و تخصص های موردنیاز مختلف و دارای تعهد باشند. بدون وجود چنین تخصص هایی تحلیل ها نامفهوم و راه حل ها غیر علمی و نتیجه نامطلوب خواهد بود. خدمات و فعالیتهای هر شهری متنوع هستند، بنابراین اداره شهر نیازمند یک شورای چند رشته ای است و تابلویی این شورا باید یک تابلوی کامل با قطعات متناسب باشد. یک تابلوی ناموزون و نامتناسب قطعا زیبا و ارزشمند نخواهد بود. راه آموختن این دانش ها هم دانشگاهها و حوزه های دینی هستند و مدرک نیز نمایش دهنده نوع تخصص است و مورد نیاز.

چگونه و با کدام رویکرد می توان انتخاب بر اساس معیارهای شایسته سالاری را در انتخابات شورای شهر و روستا در شهرستان پاوه را  تقویت نمود؟ آثار و تبعات انتخاب بر اساس معیارهای قوم گرایی و طایفه گری بر مجموعه شهر و توسعه و آبادانی شهر چیست؟

رک و صریح عرض کنم در چند دوره قبل و حتی در بحث نماینده مجلس، شایسته سالاری مفهومی نداشته است. این مشکل به چند موضوع بر می گردد. اول عدم تمایل افراد شایسته به عضویت در شورای شهر و روستا است و یا بعضا رد صلاحیت هاست. شاید نخبگان آنرا کاری کم ارزش و یا بی خاصیت تلقی کنند و یا دارای معذورات دیگری باشند. از سوی دیگر نظام انتخاباتی کشور و تصمیم گیران خود به نحوی حضور یک مجلس محلی قدرتمند را جدی نگرفته اند. هنوز برای تعداد زیادی از افراد جامعه و مدیران شهری و منطقه ای و حتی کشوری شورای شهر و روستا مزاحمی است که نباید به آن میدان داده شود. در حالیکه میدانیم اگر اداره شهر، تمام و کمال به این مجالس محلی  واگذار شود قطعا بخشی از گرفتاری های حوزه مدیریت مدیران آزاد می گردد تا به سایر حوزه های مورد نیاز توسعه بپردازند. بعنوان مثال شورای شهر کرمانشاه در این چند سال حجم زیادی از وقت مدیران استان و شهر را به خود اختصاص داد و هنوز دارای مشکل جدی است و بعضا منحل و بعضا در شرف انحلال بوده و گاهی هم ماه ها شهر را بدون سکّاندار رها ساخته اند.

قوم گرایی بعلت حرکت جامعه و شهرها به سمت تنوع قومیتی و گویش و زبان و حتی مذهب به مرور زمان معنا و مفهوم خود را از دست خواهد داد. اما این قصه تلخ فعلا وجود دارد. هرچند در موارد متعددی مردم ثابت کرده اند که اگر فرد مورد وثوقی نامزد گردد، این معیارها کم رنگ می شوند. مهمترین علل بروز چنین قصه تلخی اولا عدم حضور افراد کاردان و دوم نبود یک ائتلاف محکم و دارای شرایط مناسب است. ائتلافی که بتواند به نوعی بیانگر تابلویی باشد که شکل خواهد گرفت. شاید انسان از افراد زیاد توقع وجود یک برنامه مدون دقیق را نداشته باشد ولی ائتلاف با برنامه معنا می یابد. ضمن آنکه اعضای ائتلاف گسترده انتخاب شود تا در صورت رد صلاحیت برخی و …  بتوان شاکله خود را حفظ نماید. عیب بعدی کار هم ناتوانی یک نامزد و عدم برخورداری از معیارهای مورد پذیرش رای دهندگان است که خود مردم را به سمت آرای خانوادگی و قومی و عشیره ای فرا می خواند. کاش این نوع تبلیغ از مظاهر بارز تخلف تلقی و نامزدی چنین افرادی باطل می گشت.

بنابراین نبود و یا عدم تشخیص نامزد اصلح، و ضعف برخی نامزدها و در نتیجه تکیه بر آرای خانوادگی دو عامل مهم بروز این نقیصه هستند با تقویت اولی دومی حذف خواهد شد. مشکل دیگر آن است که انتخابات و بویژه دوران فعالیت های انتخاباتی و تبلیغاتی دارای محدودیت جدی زمانی بوده و نمی توان به اندازه لازم افراد معرفی گردند. دوران یک هفته تبلیغات را می توان دوران تهیج و برانگیختن احساسات و جاروجنجال انتخاباتی نامید تا دوره معرفی برنامه و نمایش توانمندی ها. متاسفانه در این مدت و بعلت ایجاد رقابت نادرست راه ورود پولهای مختلف باز می شود. ترامپ جمله خوبی دارد و آن اینکه در پشت هر حمایت مالی یک توافق نانوشته وجود دارد. بهرحال اگر حمایت مالی از یک کاندیدا در جهت توسعه و حتی اهداف مطلوب صورت گیرد، اشکالی ندارد. اما حمایت مالی از جناب افراد و شرکت های مختلف و تجاری و … قطعا نامزد را به وادی تخلف رهنمود می سازند. متاسفانه تعداد زیاد نامزدها بیش از آنکه به جهت نیاز شورا باشد، بیشتر به جهت نیاز شغلی است. بهترین حالت برای یک نامزد حضور داوطلبانه به منظور ایجاد بهبود در وضعیت شهر و روستا است نه رفع نیاز و حرص شخصی.

 فرهیختگان جامعه در زمینه انتخابات شورا و فراهم نمودن زمینه های انتخاب براساس شایسته سالاری چه نقشی دارند  ؟  در این زمینه فرهیختگان و نخبگان جامعه چه کارهای بیشتری لازم است انجام دهند؟

اولا باید ببینیم فرهیختگان جامعه آیا در سایر امورات جامعه و شهر فعال هستند یا بی تفاوت. فعال بدین معنا که در حوادث و مسائل مختلف اظهار نظر می کنند و خود را درگیر مسائل جامعه می نمایند یا نه!  فرهیخته باید از کنج عزلت خارج و با هدایت جامعه و سایر افراد بتواند راهگشای آنها باشد. چنین فرهیختگانی قطعا شناخته شده خواهند بود و البته فرهیخته همیشه به معنی تحصیل کرده هم نیست. یک فرهیخته فعال کم و بیش بر بخشی از کسانی که مرتبط با وی هستند، تاثیر گزار خواهد بود. وقتی بنده از فلان فرهیخته عزیز شناختی نداشته باشم قطعا توصیه اش در کوتاه مدت اثر بخش نخواهد بود. بنابراین در گام اول لازم است فرهیخته به بطن جامعه ورود کند و مردم حضورش را حس نمایند. بسیاری از دوستانی که در همین گروه چند صد نفر هستند دارای افکار و نظرات عالی هستند و با عرض معذرت برای بسیاری از افراد جامعه ناشناخته اند. جامعه باید شکوفه فرهیخته ای را مشاهده کند تا امید به ثمر دهی آن داشته باشد. در خصوص شوراها فرهیختگان باید ابتدا برای نامزد شدن در مدیریت شهر و جامعه پیشگام شوند و دوم اینکه حداقل افراد مورد وثوق را به جامعه معرفی و حمایت نمایند. قبلا عرض کردم باید اتاق فکر شکل گیرد. در این صورت مشکل عدم حضور افراد قوی و مورد پذیرش عامه جامعه حل شده و میدان فعالیت برای گروه نامزدهای ضعیف حاشیه ساز هم تنگ می گردد و انتخابات از قالب عشیره ای و خانوادگی – همچنان که در سوال قبلی گفته شد-  تا حدود زیادی خارج می گردد. حال که جای احزاب و انجمن های علمی و اجتماعی قوی خالی است توجه به این موضوع وظیفه همه فرهیختگان عزیز است. چرا که همه در گره ترافیکی مشکلات شهر  بعنوان خانه ما، گرفتار خواهیم شد ولو آنکه نیم ساعت در ترافیک بمانیم یا محلی جهت پارک خودرو نیابیم یا آنکه آب آشپزخانه قطع گردد. بنابراین بی تفاوتی از سوی این قشر به هر بهانه ای هزینه ساز خواهد بود. فرق بین خسران و ضرر در اینجا معنی می یابد. عدم حضورشان خسران است هرچند ممکن موجب ضرر نباشد. از نگاه من انجمن های فعالی چون التیام، ژیوای و جامعه روحانیت و.. … که توانسته اند، خدماتی به مردم و محیط زیست داشته باشند در شکل گیری یک شورا شهر نسبتا مطلوب، اثر مهمی داشته باشند.

 احتمالا انتخاب یک شهردار خوب و با ثبات، می تواند عاملی مهم برای سنجش توان یک شورای شهر باشد. آیا مشخص نمودن شهردار مورد نظر در ایام انتخابات از سوی نامزدهای محترم عملی است ؟ آیا می توان چنین انتظاری را از نامزدهای انتخابات شورای شهر مطالبه نمود؟

مطالبه یک برنامه علمی و کاربردی از هر نامزدی در هر سطحی حق یک شهروند دارای رای است. معرفی یک فرد توانمند بعنوان شهردار وقتی معنا می یابد که ائتلافی صورت گرفته باشد. هرچند افراد هم می توانند به شخص یا افراد خاصی اشاره نمایند و این موجب اثر بخشی در نوع آرای مردم خواهد بود. البته نباید فراموش کنیم میزان آرای مردم به یک شورا در تعیین جایگاه شورا بسیار مهم خواهد بود. شکل گیری شورای با پشتوانه محکم مردمی موجب تصمیمات غیر قابل تردیدی می شود و می تواند در انتخاب شهردار و پذیرش آن از سوی استاندار و … نقش مهمی داشته باشد. معرفی زود هنگام شهردار حتی قبل از انتخابات می تواند موجب کاهش خلا مدیریتی گردد. باید گفت شهردار، نمونه تراوش همان چیزی است که در توان اعضای شورای شهر است. بنظرم باید قبل از مطالبه شهردار از نامزد، برنامه و طرحهای وی مورد واکاوی قرار گیرد. اگر چه تجربه فراخوان شورای فعلی شهر پاوه یک تجربه امید بخشی بود ولی متاسفانه بعلت عدم اصرار بر برنامه خود و وجود عوامل برون شورایی ابتر ماند. ضمن آنکه داشتن برنامه و بویژه معرفی شهردار پیشنهادی می تواند تا حد زیادی تکلیف را برای رای دهنده هدف دار مشخص کند. 

جناب آقای رستمی تبار عزیز، صمیمانه از حضور  جنابعالی در این گفتگوی گروه هم‌اندیشی پاوه سپاسگزارم، در پایان چنانچه مطلبی وجود دارد که بیان نشده است و لازم می دانید مطرح فرمایید  در خدمت حضرتعالی هستیم.

یک مطلب مهمی که باید عرض کنم، به انزوا رفتن و بهتر بگویم ناپدید شدن اعضای شورای شهر و روستا بعد از انتخابات است. نه تنها بندرت بعنوان یک عضوی شورا در جامعه حضور می یابند بلکه جامعه بعضا نام آنها را فراموش خواهد کرد. از مهمترین نقطه ضعف های شوراها در این چند دوره که موجب تضعیف جایگاه پارلمان های محلی و متاسفانه سوء استفاده برخی از اعضای شورا شده است همین موضوع است. برای نمونه تعداد بازداشتی های اعضای شوراهای شهر در کشور بسیار زیاد شده است. شورای شهر ساری منحل و شورا شهر کرمانشاه در حال انحلال!

  اعضای شورای شهر قبل از انتخابات و حین تبلیغات هم از افراد صاحب نظر برای نوشتن شعار تبلیغاتی و برنامه های تبلیغی کمک می گیرند و بعضا از افراد متمکن برای هزینه های تبلیغات. متاسفانه گروه اول فراموش و نام گروه دوم ورد زبان و تابلوی جلوی چشم دوستان می گردد، معمولا برآوردن نیاز گروه دوم فساد آور است. و این همان اثبات گفته دونالد ترامپ است. شورای شهر و اعضای شورای شهر باید در دسترس ترین مدیران یک جامعه باشند. مردم باید مستقیما نظارگر سخنان، پیشنهادها و تصمیمات آنها باشند. میدان ندادن به رسانه ها، عدم برگزاری جلسات بصورت علنی در حضور مردم، عدم نظر سنجی از مردم، بی توجهی به بسیاری از شرح وظایف منجمله شکل دهی انجمن ها، توجه به وضعیت فرهنگی جامعه, توجه به وضعیت بهداشتی شهر و …. مردم را نسبت به این مجلس مهم بی تفاوت کرده و بعضا آن را اضافه و اخلالگر قلمداد می کنند. میدانیم که یکی از وظایف شورای شهر توجه به وضعیت بهداشتی شهر است. آیا واقعا شورای شهر چه قدر در تشویق مردم به مراعات دستورالعملهای بهداشتی، برنامه های مربوط به قرنطینه شهر و … نقش داشته است. مگر جز آن است که همه منتظر اوامر صادره از فرمانداری بودیم. در حوادث سیل اخیر خوزستان بود _ اگر اشتباه نکنم_ خانمی فریاد می زد اگر ما شورای شهر نخواهیم، باید چه کسی را ببینیم!  بجز تعدادی از شهرها در سایر موارد شوراهای شهر نتوانسته اند حتی در انتخاب شهردار موفق باشند. شاید بیشتر هم و غم آنها صرف واسطه گری بین شهرداری و مردمی شده است که تخلفاتی در حوزه ساخت و ساز و جریمه داشته اند.

البته چنانچه در ابتدا عرض کردم شوراهای شهر و روستا هنوز در عمل بعنوان نهادهای موثر پذیرفته نشده اند و موازی کاری، دخالت ها مستقیم و غیر مستقیم, تفرق درونی اعضای شورا، عدم قاطعیت و ضعف اجرایی و علمی و برنامه ریزی در شوراها، عدم انعکاس کامل جلسات و تبین شرح وظایف و … موانع جدی بر سر راه اعمال وظایف قرار داده اند.

امید است بتوانیم در انتخابات پیش رو شاهد شکل گیری شوراهای متفاوت تری را شاهد باشیم