احمد صفری ، نماینده دوره دهم و حالا کمربندش را همچون ده ها نفر دیگر برای کسب یکی از کرسی های بهارستان در دوره دوازدهم مجلس بسته است / بدون تردید صفری دیروز باید با صفری امروز تفاوت هایی کرده باشد ، حالا دیگر او مثل دوره قبل بی تجربه نیست ، البته بی تجربه بودن صفری در دوره قبل بواسطه داشتن مشاورین بی تجربه اش بود ، مشاورینی که هیچ وقت او را از کارهایی که نباید می کرد نهی نکردند ، و بر عکس او را به راهی بردند که نه برای خودش سودی داشت و نه برای استان ، صفری در دوره ای که در مجلس بوده اشتباهاتی داشت ازجمله آن پیگیری مسئله حل شده و بی سر انجام پالایشگاه کرمانشاه بود . سماجت او بر امری غیر قانونی به زعم او که بر اساس شواهد و قرائن صد در صد قانونی بود فرصت سوزی عجیبی برای او و استان بود
صفری خیلی تلاش کرد بنا بر دلایلی که برای خودش مهم بود دیگران را متوجه کند که واگذاری پالایشگاه نفت کرمانشاه غیر قانونی بوده است و اما راه به جایی نبرد چون دلایل منطقی برای این کار نداشت ، در خواست های مکرر او برای تحقیق و تفحص جواب نداد ، سخنرانی های بی پشتوانه و غیر تخصصی اش نتیجه ای بجز اتلاف وقت تاثیری نداشت
اینبار هم او آمده است ، سئوال اینجاست آیا این صفری همان صفری است یا به اشتباهات خود پی برده است ؟ بدون شک او باید پخته تر از دوره قبل باشد ، او حالا خیابانها تهران و راه ورود به مجلس را می داند و همچنین قوانین را بهتر از قبل می داند ، اگر صفری دستی در انتخاب مشاورینش ببرد ، اگر قصد تکرار اشتباهات گذشته اش را نداشته باشد و اگر درست تر ( نه درشت تر ) از قبل بیندیشد می تواند یکی الز گزینه های مطرح باشد
در هر حال صفری به دلیل مردمی بودنش و اینکه پرداختن به کارهای موکلین خرد از برنامه های او ردر زمان نمایندگی اش بود ، می تواند روی هواداران سنتی خود حساب ویژه ای باز کند ، بدون تردید او هواداران سنتی خودش را دارد ، شاید همسنگ دیگران ، ولی آیا داشتن هوادار برای ورود به مجلس کافی است ، بدون شک مردم کرمانشاه در انتخاب های خود تا کنون دچار اشتباهات زیادی شده اند و باید مثل دیگر استانها ما هم قبیله گرایی را به بایگانی بسپاریم و طرحی نو در اندازیم تا کرمانشاهی بیش از بیش آسیب نبیند

