گفت : شنیدی   یکی از مدیران  نامه داده گفته  در مکاتبات  حتماً اسم مهندس  جلوی  اسم من باشه  ، گفتم : امکان نداره ، مگه چنین چیزی امکان داره   که  طرف   خودش بگه   که منو  مهندس  صدا بزنید  ،  گفت :  شده ، خیلی  هم خوب  شده  ،  گفتم  : حالا راستی  […]

گفت : شنیدی   یکی از مدیران  نامه داده گفته  در مکاتبات  حتماً اسم مهندس  جلوی  اسم من باشه  ، گفتم : امکان نداره ، مگه چنین چیزی امکان داره   که  طرف   خودش بگه   که منو  مهندس  صدا بزنید  ،  گفت :  شده ، خیلی  هم خوب  شده  ،  گفتم  : حالا راستی  راستی  طرف  مهندسه  ،  گفت   : آره  بنده خدا مهندس فنی  است و  حق داره  ، باید  مهندس  صداش  بزنند ،  گفتم :  خب پس  حقشه  ، خب  حالا مهندس صداش  بزنند ، چی  ازشون کم می شه ،  حالا  طرف چکاره است  ؟  مدیر کجاس  گفت :  مدیر کل  یه  رسانه  مهم  ، گفتم : چی ؟   گفتی مدیر کل  رسانه مهم  ، گفت :   آره   گفتم :  مگه نگفتی  مدیر فنی  است ، گفت :  خب  الانم می گم  مدیر فنی است  ،  گفتم  : جل الخاق  پس چرا مدیر کل شده   ، گفت : قصه درازی داره  که اگه بخوای سر ازش در بیاری ، باید   بعدش  سر از جای دیگه در بیاری ، گفتم :  مثلاً کجا ، گفت : پاسگاه و دادگاه و جریمه و …  از این حرفا !!  گفتم :  اصلاً به ما چی ما هم بهش می گیم  ، مهندس ، دکتر ، مدیر کل  ، سرور و  عزیز ، عالیجناب  و کافیه ؟  گفت : بسه بسه بابا  تو دیگه خیلی  تحویلش گفتی !!! 

پیشنهاد می شود این مطلب را نیز بخوانید
اندر حکایت روابط عمومی ها / گاه عکاس و فیلمبرداریم، گاه هم "آبدارچی" هستیم