داستان طنز: «پاییزِ قاصدی و خازنی»

پاییز که رسید، کوچه‌ی  اهالی رسانه غرق برگ زرد شد.  آقا قاصدی ، خبرنگار رسمی و مجوزدار  که تمیزی  اولین اصل زندگیش بود  هر صبح با جارو حیاطش را برق می‌انداخت. اما همسایه‌اش، آقای خازنی که تا لنگ ظهر خواب بود ، و در رسانه‌ای  مجوز دار  بدون هیچ مجوزی کار می کرد  وقتی  که خورشید  وسط  آسمان بود  و از خواب بیدار می شد  از پشت پنجره داد زد :  آهای قاصدی ! این چه وضعیه؟ برگای درختت همه می‌ریزه تو حیاط من. این افتراست! تهمته! خسارته!

قاصدی  با لبخندی که همیشه بر لب داشت  با خونسردی می خندید و می گفت : برادر من! پاییزه. برگ می‌ریزه. نه افتراست، نه تهمته، نه جرم!

خازنی با اخم گفت : نخیر! مثل اینکه تو حالیت  نیست   من  چی می گم ، صداتو  ضبط کردم  ، الان  من می‌رم دادگاه، کاری می‌کنم تو محکوم بشی! کی  و کی و کی  ازم حمایت می کنن

خازنی به سرعت برگ و باد  رفت دادگاه  شاکایت عریض و طویلی نوشت ،   قاضی پرونده را نگاه کرد و گفت:  آقای خازنی، شکایت شما وارد نیست. برگ پاییزی جرم نیست، طبیعته.

خازنی دمغ از دادگاه بیرون آمد و زیر لب گفت:  معلومه! این قاضی از  فامیل و یا اشتراک  رسانه  قاصدی رو  داره ، باید شعبه عوض کنم!

رفت شعبه دوم. قاضی دوم گفت : آقای خازنی! شنیدم  شما خودتون  غیر قانونی هستین  ، نامه اش روی پرونده است  . بعد شکایت از خبرنگار  قانونی می‌کنید؟ پیشنهادم اینه  به جای دادگاه  اومدن ، یه جارو بخرید! کار ده دقیقه است  ، حیاط رو  پاک کن

خازنی باز غر زد: نه خیر! این قاضی هم دستش توی کاره. می‌رم شعبه سوم!

قاضی سوم که پیرمردی شوخ‌طب و دنیا دیده  بود  پرونده را نگاه کرد و گفت: آقای خازنی، پاییز رو  که  نمی‌شه محکوم کرد ،  شما با عوض کردن شعبه نمی تونید برگ‌ها رو جمع کنید. عدالت هم مثل جاروست؛ فقط به درد کسی می‌خوره که خودش تمیز و قانونی کار کنه. برو برگ ها رو خودت  جمع  کن

خازنی مات ماند و گفت:  یعنی با شعبه عوض کردن، برگ‌ها جمع نمی‌شن؟

قاضی خندید و گفت: نخیر! هم برگ باید با جارو جمع بشه، هم حقیقت با قانون مشخص !!

خازنی با کلافگی از دادگاه بیرون زد ولی  زیر لب غر می‌زد و با خودش گفت  : برم  شعبه  چهارم ، رفت   ، جواب  همون بود  ، پنجم   ، همون بود  ششم    هفتم  هشتم   نهم  و دهم   نشد که  نشد  ، برگشت  دید  برگ ها  نیست ، لبخندی با  خودش زد    با  خودش گفت  حتما  قاصدی ترسیده و برگ ها  جمع  کرده  ، خازنی  نمی دانست باد  برگ ها رو برده بود  ،

 

پیشنهاد فر نیوز