مولفه های سیاسی کاخ سفید در تقویت توافق ابراهیم

مولفه های سیاسی کاخ سفید در تقویت توافق ابراهیم

فرایند با کشورهای عرب منطقه در دوره «دونالد ترامپ» با توافق ابراهیم کلید خورد و دستاوردهای آن نیز به نام رئیس جمهور جمهوریخواه ثبت می شود؛ با اینحال جایگاه عربستان در جهان اسلام و در میان کشورهای عربی و نفوذ اسرائیل در آمریکا موجب شده است دولت «جو بایدن» پس از دو سال کم تحرکی در ماه های اخیر به شدت پیگیر برقراری روابط میان ریاض و تل آویو باشد.

اقدامات و دیدارهایی در این زمینه انجام شده و حتی دربار سعودی نیز شروط خود را برای عادی سازی روابط با اسرائیل بیان کرده است که مهمترین آن ها تشکیل کشور فلسطینی، دادن حق غنی سازی اورانیوم در خاک عربستان و ارائه تسلیحات مدرن و تضمین امینتی از سوی کاخ سفید از مهمترین پیش شرط های ریاض بوده اند.

در این راستا اندیشکده «موسسه خاورمیانه» (The Middle East Institute – MEI) در گزارشی ۵ عامل مهم در تلاش آمریکا در جهت عادی سازی روابط عربستان و اسرائیل را فهرست کرده است.

«برایان کاتولیس» تحلیلگر این اتاق فکر مستقر در واشنگتن اعتقاد دارد: دستیابی به توافقی برای برقراری روابط دوجانبه بین عربستان سعودی و اسرائیل یک شاهکار بزرگ است که با خطرات بالقوه فراوان همراه است. شاید بتوان آن را معادل فتح قله اورست در عرصه دیپلماسی دانست. اگر این اقدام به درستی انجام شود، نتیجه ای تاریخی و متحول کننده برای خاورمیانه خواهد داشت که با پیامدهای ژئوپلیتیکی مثبتی همراه می شود. این تلاش نیاز به آمادگی زیاد، یک نقشه راه روشن، ابزارهایی برای نظارت بر محیط ناآرام و تیمی از شرپاهای (دستیاران) با تجربه برای صعود به قله را دارد.

طبق گزارش، یکی از ناظران سعودی بر این باور است جدا از اینکه باید راست‌گراترین دولت اسرائیل از زمان تاسیس باید این واقعیت را بپذیرند که فلسطینی‌ها انسان هستند، دو سوم نمایندگان کنگره آمریکا هم باید وادار شوند تا با این موضوع و شروط عربستان سعودی کنار بیایند.

گزارش پنج عامل تاثیرگذاری را برشمرده است که باید درکنار تلاش های دولت بایدن برای ایجاد پیشرفت دیپلماتیک بزرگ در خاورمیانه آن ها را در نظر داشت.

مولفه های سیاسی کاخ سفید در تقویت توافق ابراهیم

اعتمادی که ضعیف شده است

از نظر کارشناس این موسسه، نخستین مورد سلامت و ثبات روابط دوجانبه آمریکا و عربستان است. یکی از مؤلفه‌های مهم این گفت وگوها به تلاش‌ها برای تقویت روابط واشنگتن-ریاض در زمینه‌های مختلف، از جمله امنیت و همکاری‌های هسته‌ای غیرنظامی باز می گردد. این گفت وگوها مجموعه وسیع تری از موضوعات در روابط دوجانبه را همچون انرژی، همکاری اقتصادی، فناوری و تلاش های مشترک زیرساختی منطقه ای تقویت می کند و حکایت از بهبود روابط دو کشور دارد. اکنون دولت بایدن از رویکرد تند ضدسعودی خود در دوره رقابت های انتخاباتی دور شده است.

با این وجود بی اعتمادی سیستماتیک بین دو کشور همچنان قابل توجه و یک احساس متقابل است. گزارش‌های مطبوعاتی اخیر نشان می‌دهد که تیم بایدن در حال بحث در مورد حداقل دو موضوع کلیدی – فروش تسلیحات و همکاری هسته‌ای غیرنظامی – است. بحث مشابهی هم در داخل پادشاهی سعودی درباره قابلیت اطمینان استراتژیک به آمریکا وجود دارد که ناشی از سال‌ها بحث در ایالات متحده در مورد دور شدن از منطقه است. پیشرفت به سوی توافقی با میانجیگری ایالات متحده بین اسرائیل و عربستان سعودی مستلزم رفع همه چالش های موجود در روابط ایالات متحده و عربستان نیست، اما نیازمند تلاش گسترده تری در داخل هر دو کشور برای قرار دادن این روابط بر پایه ای پایدارتر است.

دومین مولفه مهم از نظر موسسه خاورمیانه، سلامت و ثبات روابط دوجانبه آمریکا و اسرائیل است که آن هم دچار کاهش اعتماد متقابل شده و بیشتر به شخصیت «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر کنونی اسرائیل مربوط است. بسیاری در دولت بایدن و حزب دموکرات، از جمله بسیاری از میانه روها، او را فردی ناپایدار و غیرقابل اعتماد می دانند که تلاش کرده است روابط دوجانبه را به یک مسئله جناحی در سیاست ایالات متحده تبدیل کند.

با این حال، مشکل کنونی فراتر از بحث یک رهبر فردی است. نگرانی‌ها در مورد تحرکاتی که دولت کنونی اسرائیل انجام می دهد و فشارهایی که آنها بر دموکراسی تحمیل کرده‌اند، بحث‌های داغ در مورد رابطه آمریکا با اسرائیل، به ویژه در حوزه‌های انتخابیه اصلی گروه‌های یهودی-آمریکایی را موجب شده است.

سوال کلیدی دیگر این است که ایالات متحده چه کاری می تواند انجام دهد تا دولت کنونی اسرائیل را از برداشتن گام های افراطی منصرف کند. تحرکات اخیر اسرائیل در کرانه باختری و بیت المقدس، پیشرفت در تعمیق روابط ایجاد شده از طریق توافقنامه ۲۰۲۰ آبراهام را کند کرده است و این امر در نهایت تلاش های دیپلماتیک دولت بایدن برای ایجاد دستاوردهای کلیدی دوران ترامپ را تضعیف می کند.

فلسطینی ها فراموش شده اند

سومین عامل بحث فلسطین است که اغلب به حاشیه رانده شده یا بی‌اهمیت تصور می شود؛ نبود پیشرفت دیپلماتیک چند دهه ای، تلاش آمریکا در مورد اعراب و اسرائیل را مخدوش می کند. این واقعیت ساده که میلیون‌ها فلسطینی همچنان در بلاتکلیفی در سرزمین‌های اشغالی یا دور از وطن زندگی می کنند مانع حرکت روبه جلو به سوی ایجاد یک خاورمیانه با ثبات‌تر و مرفه می‌شود. هر توافق‌ «عادی‌سازی» که محور مهم فلسطینی‌ها را در این معادله نادیده بگیرد، مزایای بالقوه بسیار محدودتری خواهد داشت.

به نظر می‌رسد که عربستان سعودی به دلایل مختلفی برخلاف امارات متحده عربی، بحرین و مراکش در توافق‌نامه آبراهام با سرعت کمتری حرکت کند. دلیل این است که ریاض در چند سال گذشته در رویکرد خود نسبت به منطقه ، از جمله در یمن ، لبنان و قطر ، اشتباهات زیادی مرتکب شده و این اشتباهات سیاست خارجی منطقه ای عربستان را کمی محتاط تر کرده است . عربستان سعودی نمی تواند حرکت بدون پیشرفت قابل توجه در جبهه فلسطین را تحمل کند زیرا ممکن است با خطرات مختلفی همچون مخالفت از درون و انتقاد شدید از سوی دیگر کشورهای پیشرو عرب روبرو شود. همچنین عربستان سعودی نگران ضربه خوردن احتمالی از بازیگران منطقه‌ای همچون ایران و حزب‌الله لبنان است.

عامل چهارم از نگاه این اتاق فکر شرایط ژئوپلیتیک منطقه ای و فراتر می باشد.گستره خاورمیانه در حال حاضر در مرحله ضعیفی از روندهای متقابل کاهش تنش قرار دارد. عربستان سعودی و سایر کشورها مانند امارات گام‌هایی را برای کاهش تنش با ایران از طریق دیپلماسی برداشته‌اند. ضمن آنکه برنامه هسته‌ای ایران همچنان به حرکت خود ادامه می یابد.

محیط ژئوپلیتیک امروزین با چشم‌انداز استراتژیک جهانی رقابت بین چین، ایالات متحده، روسیه، اروپا و تعداد فزاینده‌ای از دیگر قدرت‌های در حال ظهور شکل می‌گیرد. سال ۲۰۲۳ برای آمریکا در خاورمیانه مانند سال ۱۹۹۱ نیست، آمریکا در جنگ سرد و در یک جنگ سریع در منطقه علیه عراق پیروز نشده است؛ این دو رویدادهایی بودند که به شکل گیری زمینه استراتژیک برخی تحولات دهه ۱۹۹۰ کمک کردند. شرایط منطقه ای و ژئوپلیتیکی با پیشرفت در جبهه اسرائیل-سعودی مخالف نیست بلکه حتی شاید در عمل فرصت های بیشتری را ایجاد کند اما نکته این است که هر حرکت دیپلماتیک در جبهه اسرائیل، فلسطین و عربستان سعودی باید پیامدهایی را که برای سایر بخش‌های خاورمیانه و زمینه ژئوپلیتیک گسترده‌تر آن دارد، در نظر بگیرد.

آخرین مولفه مهم از نگاه تحلیلگر این موسسه شکاف های سیاسی و تقویم انتخاباتی در آمریکا است. بر اساس برخی گزارش‌های رسانه ای، برخی در عربستان سعودی فکر می‌کنند که بهتر است با یک رئیس‌جمهور دموکرات معامله شود و برخی در تیم بایدن هم اعتقاد دارند تعامل با اسرائیل و عربستان سعودی ممکن است شانس انتخاب مجدد وی را بهبود ببخشد.

قرمز در مقابل آبی یا همان فرقه گرایی در سیاست خارجی آمریکا بدترین دشمن این کشور است زیرا دشمنان و رقبای آمریکا به دنبال سوء استفاده از این اختلافات حزبی هستند. با اینحال شرایط خیلی تیره و تار نیست، زیرا بارقه‌هایی از تلاش‌های همسو و فراحزبی به ویژه در مورد واکنش به جنگ روسیه علیه اوکراین و چالش‌های چین دیده می شود. شاید اکنون فضایی برای ایجاد ائتلاف‌های سیاسی جدید در داخل برای حمایت از ثبات بیشتر وجود داشته باشد.

در پایان این گزارش توصیه شده است اگر دستیابی به این هدف مهم به درستی و با در اختیار داشتن تمامی عناصر مناسب انجام شود، دستاورد استراتژیک مهمی برای منطقه و جهان خواهد داشت. مهمترین امر اعتماد است، نه نفت.

ضروری است که بیش از حد وعده داده نشود. از طرف دیگر دو چالش بایدن در این مسیر آن است که مرکز ثقل مباحث در آمریکا در ۱۶ ماه آینده تا حد زیادی بر داخل متمرکز خواهد بود و در این دوره بیشتر آمریکایی ها نگران مسائل سیاست خارجی و خاورمیانه نیستند. همچنین دولت بایدن باید جامع عمل کند و درکنار حمایت از اوکراین، رقابت با چین، وضعیت تغییرات آب‌وهوایی و مسائل داخلی روابط قوی‌تری را با شرکا و متحدان آمریکا ایجاد می‌کند.