زمانی برای مستی لمپن ها / محمدحامد پورجعفری
زمانی برای مستی لمپن ها / محمدحامد پورجعفری

سرویس کرمانشاه _ “هرچند شبکه های مجازی با افزودن ضریب نفوذ رسانه و کاستن از دروازبانی خبر توانستند زمینه فراخ تری را برای ظهور و حضور رسانه ها فراهم آورند اما از جانبی دیگر افراد بی شناسنامه و بی هویتی هم بنابر پیشینه ی ناشفاف و عدم تعهد خویش بر این موج سوار شده و […]

زمانی برای مستی لمپن ها / محمدحامد پورجعفری

سرویس کرمانشاه _ “هرچند شبکه های مجازی با افزودن ضریب نفوذ رسانه و کاستن از دروازبانی خبر توانستند زمینه فراخ تری را برای ظهور و حضور رسانه ها فراهم آورند اما از جانبی دیگر افراد بی شناسنامه و بی هویتی هم بنابر پیشینه ی ناشفاف و عدم تعهد خویش بر این موج سوار شده و صاحبان بی سنخیت افکار عمومی شدند که همین ماجرا خود زمینه ساز فاجعه بزرگتری را رقم زد.”

خبرگزاری کردپرس_ یکی از دوستان رسانه ای شاغل در یکی سازمان های استان برایم تعریف کرد که: چندی پیش برای پوشش حداکثری حضور یکی از مقامات کشوری در استان از بسیاری از فعالین  کانال های خبری مجازی استان بدون شناخت قبلی دعوت نمودیم. پس از اتمام مراسم تقریبا غیر از بشقاب ها هیچ اثری از باقی چیزها نبود. نه جعبه های ماسک، نه بسته های کافی میکس، نه حتی پوشش ایمنی کارگاه!

حراست سازمان برای رفع ابهامات ناچار به بررسی لحظه ای دوربین های مدار بسته شد و در نهایت در کمال تاسف گمشدگان داستان تعداد معدودی از همان هایی بودند که در خیالمان سربازان مجازی رکن چهارم دموکراسی می پنداشتیمشان! گمشدگانی که اکنون هویت روزنامه نگاری را به سرقت برده اند.

هرچند شبکه های مجازی  با افزودن ضریب نفوذ رسانه و کاستن از دروازبانی خبر توانستند زمینه فراخ تری را برای ظهور و حضور رسانه ها فراهم آورند اما از جانبی دیگر افراد بی شناسنامه و بی هویتی هم بنابر پیشینه ی ناشفاف و عدم تعهد خویش بر این موج سوار شده و صاحبان بی سنخیت افکار عمومی شدند که همین ماجرا خود زمینه ساز فاجعه بزرگتری را رقم زد.

فاجعه تبانی مدیر ناسالم با رسانه ی بی شناسنامه که در آن افکار عمومی وجه معامله شد و رسالت و هویت رسانه مندان  ذبح میمنت نامیمون این ناعهدی! و به تبع آن الگوسازی رسانه به سمت سلبریتی های ابتذال رفت و لمپنیزم بر همه ی وجوه دیگر برتری یافت.

اوضاع کنونی رسانه در استان بیش از هرچه زاده ی حضور برخی از مدیران بومی پروازی و مدیران غیربومی است که خود را مسافری برای توشه پرکنی می پندارند و با رسانه ای کردن افراد آلود و لوده و با آلوده کردن بسیاری از نوحضوران رسانه در پی ساختن اتاق تاریکی برای ساخت و پاخت های خویش اند و متاسفانه بنابر همین ترفند انبان ها مملو نمودند و ساحت افکار عمومی را از شفافیت تهی.

کمترین میوه ی این رویکرد ناسالم و آلوده تقریبا پس از گسترش گستره ی شبکه های اجتماعی  به دست آمد که اکنون و در نهایت تاثر در میان رسانه ها آنچه از کرمانشاه و کرمانشاهی در افکار عمومی بازنمایی می شود چهره ای به دور از عقلانیت شرافت و منطق است چهره ای به لطف همین پول های کثیف چنان مخدوش و وارونه شده است که برای مخاطب غیربومی کرمانشاه را چونان لی لی پوتی از کوتوله های خودشیفته ی بی اصالت بازنمایی نموده و آن چارچوب ذهنی پیشین شرافت و مردانگی و بی پیرایگی کرمانشاهی را به شدت مورد هجمه نهاده است و اکنون به لطف توافق همین صاحب میزهای مهمان و این سارقان هویت و شناسنامه رسانه هرچند یکبار سوژه ی هجو و مبتذلی برای رسانه های دوست و دشمن ساخته شده و تیر زهرآگین دیگری بر پیکره خسته ی هویت اصیل کرمانشاه نشانده می شود!

شاید در این بین صاحب میزهایی به انبان آکنده خویش برسند. شاید در این میان سارقانی که هویت رسانه مندان را برده اند به مال و مکنت نامبارکی نائل آیند اما با قیمت این انبان ها چنان در برابر هویت و شرف و تاریخ کرمانشاه ناچیز است که چه بسا در بلندای تاریخ هیچ معامله ای بدین نا میزان رخ نداده و ندهد. معامله ای که بازنمایی و چارچوب سازی یک شهر کهن، یک تمدن دیرپا یک جامعه ی در خاطر مخاطب مخدوش گردد و لمپنیزمی دلقک وار در برابرش جایگزین!