سید سعید قاسمی / هرسین، شهری ریشهدار در منطقهی لکنشین استان کرمانشاه است ؛ شهری که زبان، موسیقی، پوشش، آیینها و حتی گویش مردمانش، بخش جداییناپذیری از هویت فرهنگی غرب کشور به شمار میرود. مردمی با اصالت، نجابت و فرهنگی غنی، سالهاست میراثدار سنتهایی هستند که از نسلهای پیش به یادگار مانده است.
چنین شهری، اگر میزبان جشنوارهای فرهنگی میشود، انتظار آن است که این رویداد تابلویی برای نمایش و معرفی فرهنگ و آیین های محلی باشد؛ فرصتی برای شناساندن موسیقی این دیار ، رقص و آئین های محلی، پوشش سنتی و هنرهای مردمی و معرفی آن در سطح ، جشنواره باید بازتابدهندهی آن چیزی باشد که از درون آن جامعه برخاسته، نه اجرایی کلیشه ای و کپی و وارداتی که برای همه استان در نظر گرفته شده است
بنا بر اعتراض های مردم هرسین که در تماس های مکرر بیان شده است متأسفانه جشنواره «پیاز و گردو» هرسین، که میتوانست به یکی از شاخصترین رویدادهای فرهنگی استان و این شهر بدل شود، با بیبرنامگی و بدسلیقگی آشکار در میراث فرهنگی و گردشگری استان برگزار شد ، در حالی که مردم هرسین و هنرمندان محلی انتظار داشتند موسیقی لکی، آیینهای بومی و گروههای هنری این شهر در آن بدرخشند، و بازتاب آنرا در رسانه ها استانی و کشوری ببینند صحنهی اصلی جشنواره به دست گروهها و خوانندگانی وارداتی سپرده شد که هیچ نسبتی با فرهنگ این دیار نداشتند.
بعد از اجرای برنامه ، موجی از نارضایتی و واکنشهای انتقادی در فضای مجازی شهرستان هرسین ایجاد شده است . بسیاری از مردم و فعالان فرهنگی ، از عملکرد میراث فرهنگی و شهرداری هرسین و نحوهی برگزاری جشنواره به شدت گلایهمند شده اند. در گفتوگو با یکی از فعالان فرهنگی منطقه، وی با ناراحتی اظهار داشت: مگر منطقهی ما موسیقی ندارد؟ خواننده ندارد ، چرا باید از گروههای وارداتی برای اجرای برنامه استفاده شود؟
یکی از هنرمندان تئاتر هرسین نیز با گذاشتن استوری این اقدام را بیاحترامی به جامعه هنری شهرستان دانسته است. اسد علی عزیزی در استوری خود نوشته است بنام هرسین ، به کام کردستان ، همچنین پیمان کرمی، شاعر برجستهی هرسینی، در همان برنامه، با صراحت اعتراض خود را بیان کرده است و خواستار بازنگری در نحوهی برگزاری اینگونه جشنوارهها و استفاده از ظرفیتهای بومی شده است .
واقعیت این است که مشکل تنها در اجرای ضعیف یک جشنواره خلاصه نمیشود؛ بلکه مسئلهی اصلی، رویکرد کلی میراث فرهنگی در شهرهای استان است . این اداره به جای شناخت عمیق از فرهنگهای محلی و طراحی برنامه بر اساس ویژگیهای هر منطقه، سالهاست الگوی یکسان و کپیشدهای را در سراسر استان تکرار میکند؛ برنامههایی که هیچ ارتباطی با هویت فرهنگی محل اجرا ندارند.
این کپیکاری فرهنگی، نوعی بیاحترامی به مردم هر منطقه است. وقتی در شهری ریشه دار مانند هرسین فرهنگ لکزبانان، موسیقی لکی و رقص محلی آنان نادیده گرفته میشود، پیام روشن این است : بیتوجهی به اصالت، بیاهمیتی به فرهنگ بومی، و صرفاً پر کردن آمار و گزارشهای اداری برای ارسال به وزارت خانه ، و البته هدر رفت بودجه ، اگر هدف از جشنوارهها، فقط برگزاری یک مراسم و گرفتن عکس یادگاری و گزارش کتبی باشد، بدون شک این جشنوارهها به ضدفرهنگ تبدیل میشوند؛ زیرا نه تنها موجب تقویت هویت محلی نمیشوند، بلکه آن را تضعیف میکنند. مردم معترض می شوند .
درست است که حضور هنرمندان غیر بومی قابل احترام است، اما نباید بهای آن، نادیده گرفته شدن هنرمندان بومی باشد. جشنوارهای که در منطقهی لکنشین برگزار میشود، باید ویترینی از همین فرهنگ باشد؛ از موسیقی تا پوشش، این اعتراضها باید درسی جدی برای مدیران فرهنگی باشد؛ درسی که نشان دهد مردم آگاهتر از گذشتهاند و کوچکترین بیتوجهی به هویتشان را تحمل نخواهند کرد .
شنیده ها خبر از مشارکت شهرداری هرسین در حوزه مالی در این برنامه دارد ، سئوال اینجاست ، علیرغم این حمایت آیا سناریو اجرایی مورد انتقاد این نهاد در شهر هرسین نبوده است ، آیا سناریو اجرایی (آنچه بر روی استیج اجرا شده ) بدون هماهنگی با آنها بوده است ؟ و یا اگر بوده است چرا در مورد آن اعتراض و یا پیشنهادی نداشته اند ؟ بیتردید بخش بزرگی از این نابسامانی به ضعف مدیریتی برگزار کنندگان این جشنواره بر می گردد ، مدیرانی که به عنصر کارگردان در این برنامه ها بی اهمیت هستند و نتیجه اش می شود اعتراض های مردم ، هدر رفت بودجه و نتیجه ای که به جز اعتراض چیزی ندارد !!
در خصوص متولی اصلی این برنامه ، واقعیت این است که مدیری که امروز فرمان میراث فرهنگی استان را در دست دارد، برای این جایگاه کوچک است؛ مدیری که نه درک درستی از فرهنگ بومی دارد و نه توان برنامهریزی برای پاسداشت آن ، بی تعارف فرمانی که در دست فرمانیست به بیراهه می رود ، میراث فرهنگی و گردشگری تسان را به بیراهه کشانده و خروجی آن چیزی نیست جز نارضایتی و اعتراض مردمی ، اجرای رویداد های بی ثمر و کلیشه ای که نتیجه اش همین است ، اظهر الشمس بی برنامه گی ، اکنون زمان آن رسیده که مدیریت ارشد استان کرمانشاه، با نگاهی فراتر از سلایق سیاسی و حمایتهای جناحیِ این یا آن نماینده، در انتخاب مدیر میراث فرهنگی و گردشگری استان تجدیدنظر کند.
این اداره، صرفاً یک نهاد اداری نیست؛ بلکه نگهبان هویت تاریخی و فرهنگی یک ملت است. برای چنین جایگاهی باید مدیری برگزیده شود که توان، تدبیر و برنامهریزی واقعی داشته باشد، نه کسی که به فکر آمارسازی و گزارشهای سطحی باشد ، جشنواره «پیاز و گردو» میتوانست فرصتی خوب برای هرسین و معرفی ظرفیتهای فرهنگی لکزبانان باشد؛ اما با بیبرنامگی و تصمیمهای غلط، به صحنهای از بیاعتمادی و دلخوری مردم تبدیل شد ، اکنون که صدای اعتراض مردم ، هنرمندان هرسین بلند شده است، شایسته است که میراث فرهنگی با پاسخگویی، شفافیت و اصلاح مسیر، اعتماد از دسترفتهی مردم را بازگرداند.
