من رای نمی دهم !!

سید سعید قاسمی ، من  رای نمی دهم  ، این را دوستی  دیرینه در جواب سئوال من  که پرسیدم  در انتخابات  ریاست  جهموری  به  چه کسی رای می دهی  می گوید  ، وقتی دلیل  رای ندادنش را  می پرسم  جوابی می دهد  که راستش منهم  مردد می شوم  رای  بدهم یا نه !! و  او هم  خوشحال از اینکه  مرا  با  خودش همراه  نموده است  ،  استدلال هایش  کمی تا  قسمتی  محکم تر  از دلایلی است  که من  برای رای دادن دارم !!

دردنیای نت و  جایی خواندم  که  : همیشه در حوالی انتخابات ممکن است عده‌ای در پاسخ به این سوال که ، آیا رای می‌دهید؟ گارد  گرفته  و  پاسخی منفی داشته باشند و قاطعانه بگویند خیر!!  رای نمی‌دهیم

به  نظر شما   دلایل این افراد  چه می تواند باشد ؟  شاید به دلایل معیشتی و اقتصادی که البته  حق است  و یا شاید هم به دلایل سیاسی ؟ این  گروه خسته از  اوضاعی هستند  که وجود دارد  و می گویند  چرا باید رای بدهیم؟ تا الان که رای داده‌ایم ، چه اتفاقی افتاده است؟ روسای جمهوری  که به آنها رای داده‌ایم تا کنون چه کاری برای ما انجام داده‌اند؟

این گروه ممکن است برای چنین مخالفتی  به دلایل بیشتری نیز تمسک جویند ، ازجمله اینکه در برخی از دستگاه‌ها و سازمان‌ها فساد مالی وجود دارد و یا اینکه اصولاً نظر مردم برای مسئولان اهمیتی ندارد! و مثلا در فلان موضوع اجتماعی مسئولان دست‌اندرکار خوب عمل نکرده‌اند! همه اینها می‌توانند بخشی از دلایل این عده از مردمی  باشد که رای نمی‌دهند  و این دوست  منهم  علاوه بر این موضوعات  حرف های  دیگری  زد  که منهم  حق را به او دادم و نزدیک  بود  منهم  با  او همصدا  شوم و با  صدای بلند  بگویم ، حرف های شما  قبول منهم رای نمی دهم

اما … آیا تاکنون فکر کرده‌ایم که اگر رای ندهیم چه اتفاقی  خواهد افتاد ؟  بدون شک   اولین  تاثیرش  این  است   که  مثلاً نظام مردم‌سالاری به دیکتاتوری تبدیل می شود ، به همین سادگی !!  ،  آیا فکر کرده‌ایم اگر رای ندهیم ممکن است کسانی  مسئولیت بگیرند که من و شما آنها را هم‌سلیقه و هم‌فکر خود نمی‌دانیم؟
بدون  شک رای دادن من برای دیگری نیست ،  بلکه به نفع خودم است ، چگونه ؟ خیلی ساده است  ،  وقتی که  ما  به فرد  مورد  نظر خودمان رای می‌دهیم یعنی به دیگری که  لیاقت ندارد  رای نمی‌دهیم ، من با  رای به  فرد  نمورد  نظرم  در اصل   به خودم رای می‌دهم ،  به نظر خودم ، به فکر و به سلیقه خودم ،  من برای خوشایند دیگری رای نمی‌دهم ، بلکه چون سرنوشت جامعه برای من مهم است رای می‌دهم

من رای می‌دهم چون این‌گونه تفویض اختیار من به دیگران حیاتی است ، چون سرنوشت جامعه‌ام در میان است ، چون جلوگیری می‌کند از روی کار آمدن کسانی که من آنها را قبول ندارم  T  در گام  اول ،  اگر رای ندهم یعنی خود و جامعه‌ای که تعلق به آن دارم  را نفی می‌کنم ،  در گام بعدی ،   اگر من رای ندهم رای دیگران تعیین‌کننده سرنوشت خواهد بود و ممکن است به کسانی رای دهند که مورد ‌قبول من نباشند و لذا در طول ریاست فردی که مورد نظر من نیست  آنچه را که من با آن موافق نیستم تصویب می شود ،  پس بین رای دادن و رای ندادن تفاوتی اساسی  است  ، رای من آینده من را در درجه اول و آینده جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم را در درجه دوم مشخص خواهد کرد. من رای خواهم داد تا کشورم را، تا جامعه‌ام را، تا منافع خودم و شهروندان را ،  تا منافع ملی کشورم را صیانت کنم.

پرواضح است که من رای نمی‌دهم تا کسی  که  در راس  قدرت  اجرایی کشور قرار می گیرند  ازجایگاه خود سوءاستفاده کنند ! من رای می‌دهم تا رئیس  جمهوری شایسته  بر صندلی ریاست  جمهوری جلوس کند که افکارش به  خدمت  به مردم نزدیک‌تر باشد ، تا نگاه من در نگاهش جاری باشد ، تا راهی را ادامه دهد که مد‌نظر من و منطبق بر منافع ملی باشد.
بی تعارف می گویم  پاک کردن مسئله  راه  حل نیست  ، رای ندادن  پاک  کردن  صورت مسئله است و حاد  شدن  مشکلات  و  فرار از  حل  مشکل   ،  پس بنابراین مشکلات معیشتی و اقتصادی را که واقعیت جامعه امروز ماست، باید کناری نهاده و اجازه ندهیم این مشکلات تبدیل به مانع شوند؛ مانعی برای استفاده از حق تعیین سرنوشت من ، باید  با  قدرت  به  حل مسئله  فکر کنیم   اگر افرادی در همین  استان  کرمانشاه  بواسطه  عدم توانایی در مدیریت  که به  وفور   پیدا می شوند  به غلط تصمیماتی در جهت گره  انداختن  در کار مردم  گرفته اند  ، اجازه ندهیم  این تصمیمات  اشتباه ، فزاینده شود و سد راه پیشرفت استان و  کشور شود ، بلکه علی‌رغم ناراحتی از کارهای انجام  شده و نشده  ضمن  مطالبه  گری  ، با قدرت  پای صندوق رای حاضر شده  رای بدهیم و تلاش کنیم  تا با رای به اصلح ، در آینده قدمی برای اصلاح روند حادث‌شده برداریم.
اگر در بین نامزدهای ریاست  جمهوری ، نامزد مطلوب مورد  نظرا  پیدا نمی‌کنیم ، از نامزد مطلوب حداقلی نیز صرف‌ نظر نکنیم تا با استفاده از ظرفیت مطلوب حداقلی در آینده ، مسیری برای نیل به مطلوب حداکثری حاصل شود.

بنابراین در انتخابات ریاست  جمهوری کنیم ، چون سرنوشت ایران برای ما مهم است ، چون  همه  باید  این  خطر  را متوجه  باشیم   که گرگ هایی  با  اهداف شوم منتظر رای ندانن ما هستند ، آنها  خائن هایی  هستند  که برای خیانت  های روزانه  شان  دستمزد های  واریزی های  کلان  دارند   ، آنها   بابت شلوارک هایی که  به  پا می کنند غیرت و ناموس خود را  به  فروش  گذاشته اند ، برای هر توئیت و پست و لایک و کامنت  و سخنی  دستمزد  می گیرند ، اگر  کمی سرچ کنید  متوجه می شوید  کی به  کجا  وصل است و از  کجا  ارتزاق می شود ، ملعبه  دست  کسانی نباشیم  که از ما  به عنوان سیاهی لشگر استفاده  کنند ، .

شک ندارم  علیرغم  دلخوری  ها و اعتراض به  وضع  موجود  رای من و تو  در آینده کشور اثرگذار است ، تضمین‌کننده امنیت  و منافع ملی است ، تضمین‌کننده مردم‌سالاری است ، موثرترین راه اعمال خواسته‌ها و مطالبات است ، رای ما سرنوشت‌ساز است ، نقطه اتصال مردم و حاکمیت و نتیجتاً نماد دموکراسی و آزادی است.
انتخابات راهی برای  احقاق حق و توانایی و اقتدار ملی و تجلی خواست و اراده مردم است؛ و می‌تواند بخشی از تحول در جامعه را رقم بزند؛ لذا با صدای رسا فریاد می‌زنم من رای می‌دهم! چون احساس می کنم  می توانم  مهم  باشم و در سرنوشتم تاثیر گذار باشم

حرف آخر  ،  بخشی  از این  حرف ها را به دوست دیرینه ام  گفتم ،   گارد  گرفت  و با  بعضی از حرف هایم  مخالفم بود و اما  بعضی از  حرف هایم  را منصفانه  پذیرفت و در آخر  هم با  تردید که آیا   رای  بدهد  یا  ندهد  از هم  جدا  شدیم ،  اما راستش  ته دلم  امیدوار شدم که   او هم  رای می هد  اما با  دلخوری از وضعیت  موجود  !! او  که رفت   با  خودم  اندیشیدم  حق را  به  او می دهم که با  دلخوری رای بدهد