یاداشت مهرداد رضایی / تنگه هرمز بهعنوان یک گره ژئواکونومیک فوقبحرانی، نقش محوری در معماری امنیت انرژی جهان دارد. شریان حیاتی انرژی بودن این تنگه ناشی از عبور روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت، معادل حدود ۲۰٪ از کل مصرف جهانی است؛ رقمی که نشاندهنده وابستگی ساختاری بازارهای جهانی به تداوم جریان پایدار صادرات از این منطقه است.
ویژگیهای هیدروگرافیک و جغرافیای تنگهای، محدودیتهای طبیعی قابلتوجهی ایجاد میکند: هرچند عرض تنگه در باریکترین نقطه ۳۳ کیلومتر است، اما طبق استانداردهای ناوبری بینالمللی، دو کریدور سهکیلومتری برای عبور و مرور تعریف شده است. این محدودیت ظرفیت، ریسک عملیاتی و حساسیت بازار را نسبت به کوچکترین اختلال افزایش میدهد.
از نظر اقتصاد انرژی، تنگه هرمز مسیر اصلی انتقال نفت خام و میعانات از حوزه خلیج فارس است؛ حوزهای که یکی از بزرگترین خوشههای ذخایر اثباتشده هیدروکربن در جهان را در خود جای داده و کشورهای عمده تولیدکننده مانند عربستان سعودی، ایران، امارات، کویت و عراق برای رساندن بخش اعظم صادرات خود به بازارهای بینالمللی به این گره ترانزیتی وابستهاند. این وابستگی، وزن ژئواکونومیک خلیج فارس را در ساختار انرژی جهان پایدار و بلندمدت ساخته است.
در بخش گاز، نقش تنگه هرمز به دلیل سهم قطر در بازار LNG جهان برجسته است؛ تقریباً کل صادرات LNG قطر از همین گذرگاه عبور میکند. این موضوع باعث میشود تنگه هرمز همزمان بر دو بازار حساس جهانی: نفت و گاز طبیعی اثر مستقیم و فوری داشته باشد.
در این چارچوب، ایران بهدلیل موقعیت ژئواستراتژیک در ورودی شرقی تنگه و حضور در یکی از حیاتیترین ردیفهای خطوط کشتیرانی بینالمللی، یک بازیگر ساختاری در اقتصاد انرژی منطقه و معادلات پایدار خلیج فارس محسوب میشود. این موقعیت نهتنها وزن ژئواکونومیک ایران را افزایش میدهد، بلکه در بلندمدت، مزیت ژئوساختاری خلیج همیشه فارس را در نظام انرژی جهانی تثبیت میکند.
ترکیب این عوامل موجب میشود هر ریسک ژئوامنیتی یا اختلال ترافیکی در تنگه هرمز، فوراً به تغییرات شدید در قیمت جهانی نفت، LNG، بیمه دریایی و هزینه حملونقل انرژی منجر شود؛ زیرا بازار جهانی فاقد مسیر جایگزین همارز با ظرفیت این تنگه است. این وابستگی پایدار، نقش خلیج فارس و بازیگران اصلی آن را در اقتصاد انرژی جهان در موقعیتی دائمی و بلندمدت حفظ میکند.
