فر نیوز ، سرپرستی استان لرستان ، یاداشت سید محسن قاسمی رهبر شهید ما ، در مواجهه با تار و پود قدرت، هیچگاه به دنبال پوشش نبود: نه تونلی برای فرار از حسابرسی روزگار، نه دیواری برای پنهانساختن واقعیت، و نه وعدهی وطنسازی برای کوچ مهاجران. خزانهاش نه از ارز پر شد، و نه از طلای انباشته؛ ثروت او در اعتماد بود که هیچ بانکی نمیتوانست آن را ذخیره کند.
او نه میراثدار سِمت بود و نه تاجدار مقام. در دایرهی نزدیکانش، غارتگری جایی نداشت؛ چرا که خونِ جاری در رگهایش، از عشق به ملت سیراب شده بود، نه از لقمههای ناحق. او از قدرتهای جهان رو برگرداند تا از نفاقِ درونی نگران نباشد؛ نه تندی با جاهلان او را از مسیر اصلی منحرف ساخت، و نه مصلحتاندیشی با فاسدان، قلب او را به تردید انداخت.
او ریشهای داشت که از خاک ایران برنخواسته بود، بلکه از آسمان عشق میرویید.
عشق او یکپارچه نبود، بلکه طیفی از تعهدات بود:
- عشق به سنتِ جاودان: در تلاقی ائمه، عرفان و قرآن.
- عشق به آیندهی پویا: در علم، هنر، و رشد مداوم مردم.
- عشق به انسجام ملی: تلاش برای پیوند شیعه و سنی، و گفتوگوی با شرافت.
- عشق به ایستادگی: خلق اقتدار ایران، نه برای سلطه، بلکه برای عزت.
- و فراتر از همه، عشق به انتظار: اطاعتِ بیقید و شرط از منجی موعود.
این موجودِ تعالییافته، که معجزهی قرن نامیده میشود، چون در روزگار خود گنجید، شناخته نشد. اما روزی که معادلات زمانه برملا شود، جملات او مانند دانههایی که کاشته شدهاند، جوانه خواهند زد و در لوح تاریخ ثبت خواهند گردید.
سرانجام، رهبرِ آزادیخواهانِ زیرِ سایهی ظلم، توسط پلیدترین دشمنانِ انسانیت، در همان سنگرِ سادهاش – میان کتابها و میز خدمت در حرم امن اسلامی – به آرزوی نهایی رسید: پروازی به سوی امامِ شهیدش (حسین ع). مرگ او، اثباتِ نهایی آن عشقی بود که در طول زندگیاش از هرگونه وابستگی دنیوی رها شده بود.
