بابک باقری فعال اجتماعی ، بر اساس آمار منتشر شده جدید وضعیت بحرانی شاخص فلاکت در غرب کشور، بهویژه قرارگیریِ مستمر استان کرمانشاه در رتبههای نخست جدولِ نامساعدترین استانهای ایران، دیگر نه یک آمار ساده، بلکه فریادِ بلندِ محرومیتی است که بر گردهی مردم این دیار سنگینی میکند. اینکه کرمانشاه پس از سالها «رتبه اول» بودن، اکنون در جایگاه دومِ و نقره ای این جدولِ نگرانکننده قرار دارد، نه نشانهی پیشرفت، که تنها نشاندهندهی عمقِ فاجعهای است که گویا قرار نیست با مُسکنهای کاغذی و جلسات بیخروجیِ مدیریتی درمان شود.
- سوال بزرگ و همیشگیِ ما شهروندان کرمانشاهی این است: «یقهی چه کسی را باید گرفت؟» وقتی از یک سو با تورمِ کمرشکن و بیکاریِ افسارگسیخته مواجهیم و از سوی دیگر، هر روز شاهد برگزاری جلسات متعدد و تصویب مصوباتی هستیم که گویی تنها برای بایگانی شدن در قفسههای گردگرفتهی ادارات نگاشته میشوند، چه کسی پاسخگوی این ناکارآمدی است؟

نمادِ این سوءمدیریت و فراری دادنِ سرمایه، در وضعیتِ حیرتآورِ «شهربازی کرمانشاه» متجلی است؛ جایی که کودکانِ این شهر بیش از دو دهه است که حتی رویای یک فضای تفریحی استاندارد را در ذهنشان نساختهاند. وقتی پروژههای سادهی شهری به کلافهای سردرگمِ بیستساله بدل میشوند، چگونه میتوان انتظار داشت که سرمایهگذارِ بخش خصوصی، با دیدنِ چنین دیوارهایی از بوروکراسیِ فلجکننده و سنگاندازیهای اداری، ترغیب به حضور در این استان شود؟ چرا در استانهای برخوردار، برای سرمایهگذار «فرش قرمز» پهن میشود و در کرمانشاه، دیوارِ بتنیِ انفعال و بروکراسی؟
تراکمِ فقر و شاخص فلاکت در غرب کشور، ریشه در سالها بیتوجهی به بازسازیِ زیرساختیِ پس از جنگ، خروج بیرویهی سرمایههای بومی و فقدانِ ثباتِ مدیریتی دارد. اقتصاد کرمانشاه به جای آنکه بر شانههای بخش خصوصیِ پویا و تسهیلگریِ نهادهای دولتی استوار باشد، به اقتصادِ خموده و وابسته به بودجههای قطرهچکانی بدل شده است.
من به عنوان شهروند مطالبه گر این استان، دیگر خواهانِ شنیدنِ توجیهاتِ تکراری و وعدههای بدونِ پشتوانه نیستم. این «وضعیتِ نقرهای» در جدول فلاکت، برای مردم ما نشانهی فقر است نه افتخار. مطالبهی جدی این است:
۱. شفافیت در عملکرد: مسئولان باید به صراحت پاسخ دهند که خروجیِ دقیقِ دهها جلسه و مصوبهی سالهای اخیر چه بوده است؟ کدام موانعِ اداری شکسته شده و کدام گره از کارِ سرمایهگذاران گشوده شده است؟
۲. شوک مدیریتی: کرمانشاه نیازمند مدیرانی است که کارنامهی عملیاتیشان در تعدادِ پروژههای به سرانجام رسیده سنجیده شود، نه در تعدادِ صورتجلساتِ امضا شده.
۳. پایانِ سرمایهگریزی: تبدیلِ استان به محیطی امن برای سرمایهگذاری، نیازمندِ حذفِ دخالتهای سلیقهای و ایجادِ «پنجره واحد با اختیارات تام» است تا دیگر هیچ سرمایهگذاری برای فرار از هزارتوی اداراتِ ما، راهیِ استانهای دیگر نشود.
کرمانشاه سرزمینِ فرصتهای سوخته نیست؛ این دیارِ کهن و مردمانِ صبورش، شایستهی وضعیتی بسیار فراتر از این جایگاه در جداولِ فلاکت هستند. سکوتِ ما به معنای رضایت نیست؛ این مطالبهگری، فریادِ نسلی است که حقِ داشتنِ شهر، حقِ داشتنِ شغل و حقِ داشتنِ آینده را از مسئولانِ خود مطالبه میکند. ما خواهانِ پاسخگوییِ عملی هستیم، نه وعدههایی که تنها در حافظهی تاریخِ محرومیتِ این استان ماندگار میشوند.
