بابک باقری ، فعال سیاسی اجتماعی ، اعلام یادداشت تفاهم میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، نه تنها نقطه عطفی در معادلات منطقهای محسوب میشود، بلکه نماد بارز شکست استراتژیهای چندساله «فشار حداکثری» است. آنچه امروز به عنوان یک «دستاورد دیپلماتیک» از سوی دونالد ترامپ معرفی میشود، در واقع نه یک پیروزی جدید، بلکه بازگشت به نقطه عقلانیتی است که از ابتدا وجود داشت؛ اما در این میان، یک تناقض آشکار و طنزآمیز در روایتهای رسانهای کاخ سفید به چشم میخورد که نیازمند بازخوانی است: مسئله تنگه هرمز.
تحلیل پارادوکس تنگه هرمز؛ دستاوردی که در اصل، خودِ بحران بود
جالبترین بخش از پیامهای اخیر دونالد ترامپ، تأکید وی بر «بازگشایی بدون عوارض تنگه هرمز» است. این ادعا در حالی به عنوان یک دستاورد بزرگ به افکار عمومی جهان عرضه میشود که با واقعیتهای میدانی پیش از آغاز تنشهای اخیر در تضاد است.
- بازگشت به وضعیت صفر: تنگه هرمز پیش از آنکه سیاستهای تهاجمی و محاصره دریایی توسط دولت آمریکا اعمال شود، مسیری آزاد، امن و فعال برای تجارت جهانی انرژی بود.
- خلق بحران برای قهرماننمایی: ترامپ با اعمال محاصره دریایی، خود عاملِ بستن یا ناامن کردن این شریان حیاتی بود. اکنون، او برای پایان دادن به «بحرانی که خودش ایجاد کرده»، مدال افتخار بر گردن میآویزد. در واقع، بازگشایی تنگه هرمز نه یک امتیاز اعطایی از سوی او، بلکه رفع مانعی است که وجود آن از ابتدا با منطق تجارت بینالملل در تضاد بود.
این رویکرد که «ایجاد بحران، سپس رفع آن و در نهایت تبلیغ آن به عنوان پیروزی»، تلاشی است برای پنهان کردن واقعیتِ عقبنشینی از اهداف اولیه، از جمله براندازی و فروپاشی نظام.
شکست استراتژیهای کلان
فراتر از مسئله تنگه هرمز، چرخش مواضع دولت ترامپ – از ادعای براندازی و تهدیدات نظامی گرفته تا پذیرش لغو تحریمها، آزادسازی منابع مالی و به رسمیت شناختن تداوم فعالیتهای هستهای – نشاندهنده بنبست کامل سیاستهای تقابلی است.
- تغییر لحن از «تغییر نظام» به «توافق صلح»: شکست پروژه محاصره و ناتوانی در تغییر محاسبات راهبردی ایران، دولت آمریکا را ناچار به عقبنشینی در لحظات پایانی کرد.
- تثبیت قدرت ایران: اعترافات رسانههای عبری (از جمله کانال ۱۴ و آی ۲۴) به وضوح نشان میدهد که آنها توافق حاصله را نه یک معامله برد-برد، بلکه واگذاری امتیازات بدون دریافت تضمینهای مدنظر خود میدانند. این دقیقاً همان نقطه تقابل میان «توهّمِ قدرت مطلق» و «واقعیتِ ایستادگی» است.
آنچه امروز در قالب توافق صلح شاهد آن هستیم، گواهی بر این حقیقت است که مسیر تحمیل اراده از خارج، در برابر کشوری که بر خطوط قرمز خود ایستاده، ناکام مانده است. دونالد ترامپ در حالی بر «آزادی نفت» و «بازگشایی تنگه هرمز» تأکید میکند که جهان به خوبی میداند این مسیر هرگز بسته نبود؛ مگر زمانی که سیاستهای خود او آن را به گروگان گرفت. پیروز واقعی این میدان، نه کسی است که با سر و صدای رسانهای سعی در «تصاحب» دستاوردهایِ ناخواسته دارد، بلکه جریانی است که توانست با ایستادگی بر اصول، طرف مقابل را به همان نقطهای بازگرداند که پیش از آغازِ خصومتها وجود داشت؛ با این تفاوت که اکنون، اقتدار و توانمندیِ تثبیتشده ایران، واقعیتی انکارناپذیر در این توافق است.
