دونالد ترامپ سرانجام توافق با ایران را «دستاوردی بزرگ» معرفی کرد و در پیام خود با افتخار از بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی سخن گفت؛ اما شاید بزرگترین پرسش این باشد که دقیقاً چه چیزی را بازگشایی کرده است؟
تنگه هرمز پیش از آغاز این بحران باز بود. نفت جریان داشت، کشتیها در رفتوآمد بودند و تجارت جهانی بدون مانع ادامه داشت. این سیاستهای تنشآفرین واشنگتن، تهدیدهای نظامی، فشارهای سیاسی و اقدامات خصمانه بود که منطقه را به آستانه بحرانی بیسابقه کشاند و موضوع بسته شدن تنگه هرمز را به یک نگرانی جهانی تبدیل کرد.
اکنون ترامپ با لحنی پیروزمندانه اعلام میکند: «ای کشتیهای جهان، موتورهایتان را روشن کنید، بگذارید نفت جاری شود!» اما واقعیت این است که او در حال اعلام بازگشت به همان نقطهای است که جهان پیش از بحران در آن قرار داشت.
این شبیه آن است که کسی پنجره خانهای را بشکند و سپس با نصب شیشه جدید، خود را ناجی خانه معرفی کند.
در ماههای گذشته، سخن از تغییر نظام سیاسی ایران، حمایت از براندازی، فشار حداکثری و حتی گزینههای نظامی مطرح میشد. ائتلافی از قدرتهای منطقهای و بینالمللی در کنار آمریکا قرار گرفتند. هزینههای سنگین سیاسی، اقتصادی و نظامی پرداخت شد، اما در نهایت رئیسجمهور آمریکا امشب رسماً اعلام کرد که به دنبال تغییر نظام نیست.
این عقبنشینی سیاسی را نمیتوان نادیده گرفت. کشوری که با ادبیات تهدید وارد میدان شد، امروز از توافق، مذاکره و پایان درگیری سخن میگوید.
نکته قابل تأمل آنجاست که بزرگترین دستاوردی که ترامپ در پیام خود برجسته میکند، بازگشایی تنگه هرمزی است که پیش از این بحران نیز باز بود. گویی پس از ماهها تنش، هزینه و درگیری، مهمترین نتیجه بازگشت به نقطه آغاز است.
شاید به همین دلیل است که برخی رسانههای عبری از این توافق با خشم و ناامیدی یاد میکنند. زیرا آنچه در ابتدا به عنوان پروژهای برای تغییر موازنه قدرت در منطقه معرفی میشد، اکنون به توافقی ختم شده که حتی مدافعان آن نیز برای توضیح ابعاد پیروزیاش با دشواری روبهرو هستند.
تاریخ درباره جزئیات این توافق قضاوت خواهد کرد، اما یک واقعیت روشن است؛ اگر بزرگترین افتخار یک سیاستمدار، باز کردن مسیری باشد که خودش در بسته شدن آن نقش داشته، باید پرسید آیا این یک پیروزی است یا اعترافی غیرمستقیم به شکست یک قمار پرهزینه؟
