بحران در زیستبوم نوآوری وقتی قراردادهای ناعادلانه سرمایههای فکری کشور را به قربانی تبدیل میکنند
به گزارش خبرنگار فر نیوز/ پدیده «تصاحب ایده» و تضعیف انگیزه نخبگان در سایه قراردادهای یکطرفه هشدار میدهند در حالی که توسعه اقتصاد دانشبنیان به عنوان ستون اصلی آینده اقتصادی کشور مطرح است، ظهور الگوی جدیدی از قراردادهای همکاری میان سرمایهگذاران و نوآوران، موجی از نگرانیها را در میان نخبگان و پژوهشگران برانگیخته است. گزارشها حاکی از آن است که بسیاری از قراردادهای فعلی، به جای حمایت از نوآوری، در حال ایجاد شکاف میان «سرمایه مالی» و «سرمایه فکری» هستند. تلهی قراردادهای یکطرفه؛ مشارکت یا استثمار؟
بررسی ساختار قراردادهای همکاری در حوزههای فنی و پژوهشی نشان میدهد که در بسیاری از موارد، بار سنگین مسئولیتها شامل دانش فنی، فرمولاسیون، تحقیق و توسعه (R&D) و مدیریت اجرایی پروژه، بهطور کامل بر دوش صاحب ایده قرار دارد. با این حال، توازن منافع در این قراردادها به شدت به نفع طرف سرمایهگذار منحرف شده است.
در این الگو، نوآوران علاوه بر تحمل ریسکهای علمی و اجرایی، اغلب از حقوق شغلی شفاف، امنیت مالی پایدار و مهمتر از همه، «حق مالکیت معنوی» و سهم عادلانه از سود حاصل از فناوری محروم میمانند. این وضعیت که از سوی برخی کارشناسان «تصاحب ایده» نامیده میشود، در واقع فراتر از یک اختلاف حقوقی، یک بحران ساختاری در مسیر توسعه است.سرمایه بدون ایده؛ فناوری خلق نمیکند
دکتر عیسی بهرامیزاده، متخصص حوزه فرآوری محصولات، در تحلیل این وضعیت بر این نکته تأکید دارد که سرمایه مالی اگرچه حیاتی است، اما بدون تکیه بر ایده و تجربه، قادر به خلق فناوری نیست. وی معتقد است که ایده و دانش نیز نوعی «سرمایه» محسوب میشوند که باید همانند سرمایه مالی، مورد احترام و حمایت قرار گیرند.
به گفته وی، قراردادهای یکطرفه نه تنها اعتماد میان طرفین را از بین میبرند، بلکه با نابود کردن انگیزه نوآوران، مسیر توسعه فناوری را با موانع جدی روبرو میکنند. از دیدگاه وی، اگر ریسک و زحمت بر دوش نوآور باشد اما مالکیت و اعتبار به طرف دیگر منتقل شود، این دیگر «مشارکت» نیست، بلکه «برهم خوردن توازن یک همکاری حرفهای» است.هشدار درباره آینده نوآوری
منجر به فرار سرمایههای انسانی و دلسردی نخبگان خواهد شد. کشوری که به دنبال اقتصاد دانشبنیان است، باید بیش از هر چیز از حقوق مالکیت فکری و جایگاه علمی صاحبان ایده محافظت کند.
در نهایت، حمایت از نخبگان با شعارهای دولتی محقق نمیشود؛ بلکه تنها از طریق تدوین و اجرای قراردادهای عادلانه، شفاف و محترمانه است که میتوان اعتماد نخبگان را جلب کرد و از نابودی آینده نوآوری کشور جلوگیری نمود. بسیاری از قراردادهای همکاری امروز، به جای حمایت از نوآوری، در حال نابود کردن آن هستند!
مسئله کجاست؟ وقتی از یک متخصص میخواهید تمام دانش فنی، فرمولاسیون و مدیریت پروژه را ارائه دهد، اما در مقابل، نه حقوق شغلی عادلانه میگیرد، نه سهمی از سود، و نه حتی اعتباری برای نامش! این دیگر «همکاری» نیست؛ این «تصاحب» است.
واقعیت این است:سرمایه مالی بدون ایده، فناوری خلق نمیکند.
ایده و تجربه، خود یک «سرمایه» هستند، نه یک خدمت رایگان.
قراردادهای یکطرفه، انگیزه نخبگان را میکُشد و سرمایه انسانی کشور را فراری میدهد.
اگر میخواهیم به اقتصاد دانشبنیان برسیم، باید از حقوق مالکیت فکری و جایگاه علمی صاحبان ایده محافظت کنیم. اقتصاد دانشبنیان با «شعار» ساخته نمیشود، بلکه با «قراردادهای عادلانه» شکل میگیرد.
نظر شما چیست؟ آیا تا به حال در قراردادی با این عدم توازن مواجه شدهاید؟
تهیه و تنظیم مسعود دریابار
