صلحِ بدونِ عدالت مصلحتِ مفسدان است پاسخی به بیانیهنویسانِ بیدرد
به گزارش خبرنگار فر نیوز/ پشتِ پردهی بیانیهی جنگ نمیخواهیم آیا صلح ابزاری برای بقای رانتخواران است
پیمان لطیفی انتشار بیانیهای با عنوان «جنگ نمیخواهیم» با امضای ۲۶۸ نفر، در روزهای اخیر به محملی برای واکنشهای تندِ منتقدانِ جریان رانتسالاری تبدیل شده است. این بیانیه که از سوی برخی کارشناسان سیاسی به عنوان سندِ غفلت و پوششی برای فرار از پاسخگویی ارزیابی شده با انتقادات صریحِ محافلِ عدالتخواه مواجه شده است
پیمان لطیفی مدرس دانشگاه و فعال سیاسی، در واکنشی صریح به این بیانیه، آن را محصولِ تفکرِ «لیبرالیسمِ حسابرسیگریز» دانست و نوشت: این بیانیه، نه سندی برای صلح، بلکه تلاشی برای فرار از پایانِ دورانِ رانت و شفافیت است.
امنیت گروگانِ منافع اقلیتِ چنددرصدی
لطیفی با تأکید بر اینکه ملت ایران در طول تاریخ، امنیت و صلح را با خونِ خود حفظ کرده است، تصریح کرد: بهرهبردارانِ اصلیِ این امنیت، اقلیتی چند درصدی هستند که با تفکرِ «فئودالیسم مدرن»، منابع ملی را به تاراج بردهاند. بیانیه ۲۶۸ نفر، نه یک دغدغه ملی، که کبکی است سر در برف که خطرِ نفوذ و تجاوزِ دشمن را نادیده میگیرد و در مقابل، حقیقت را وارونه جلوه میدهد.
پرسشهای بیجواب از «از کجا آوردهاید» تا ترورهای تاریخی
این مدرس دانشگاه با طرح پرسشهای حقوقی و بنیادین از امضاکنندگان این بیانیه آنان را به چالش کشید:
چرا در این بیانیه به ترور فرماندهان شهید و شهدای مدرسه میناب در حین مذاکرات آتشبس اشارهای نشده است
کدامیک از امضاکنندگان حاضرند داراییهای خود و وابستگان درجه اولشان را برای تحقق شفافیت اقتصادی اعلام کنند
آیا بیانیهنویسانِ «صلحطلب» حاضرند در برابرِ رانتهای ارزی، صادرات و واردات انحصاری و زمینخواریهای کلان، به ملت پاسخگو باشند
صلح بدون عدالت ناممکن است
لطیفی در بخش دیگری از این تحلیل، با تأکید بر ضرورتِ رعایتِ اصولِ حقوق بینالملل، اظهار داشت: صلحِ پایدار زمانی معنا دارد که حق دفاع مشروع ملت محترم شمرده شده و مسئولیت بینالمللیِ متجاوز تعیین گردد. بیانیه ۲۶۸ نفر با نادیده گرفتنِ این اصول، در واقع «سند غفلت» از واقعیتهای میدان است؛ واقعیاتی که در آن دشمن در میانه مذاکره، به خاک کشور حمله میکند.
پایانِ رانتسالاری مطالبهی ملت مبعوث شده
این فعال سیاسی در پایان با استناد به آموزههای علوی و بیانیه «گام دوم انقلاب» خاطرنشان کرد
ملتِ ایران نه جنگافروز است و نه خشونتطلب اما حق دارد امنیت داشته باشد و برای پایان دادن به چرخه «کاخنشینیِ رانتخواران» و «کوخنشینیِ مردم» ایستادگی کند. امروز جامعه در مسیرِ «انقلاب در انقلاب» برای احقاق حقوق خود و بازگرداندنِ عدالت به ساختار اقتصادی و سیاسی است و این «پایانِ رانت»، همان چیزی است که بیانیهنویسان را به هراس انداخته است. در حالی که کشور با چالشهای اقتصادی و امنیتی پیچیدهای دستوپنجه نرم میکند، انتشار بیانیهای با عنوان «جنگ نمیخواهیم» توسط ۲۶۸ نفر از چهرههای مختلف، موجی از بحثها و انتقادات را در فضای سیاسی و اجتماعی برانگیخته است. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این بیانیه یک دغدغهی ملی برای صلح است، یا تلاشی هوشمندانه برای جلوگیری از شفافیت و پایان دادن به دوران طلاییِ رانت و ثروتهای بادآورده
شکاف میان شعار صلح و واقعیت امنیتی
منتقدان این بیانیه، بر این باورند که نویسندگان آن با نگاهی سطحی و برخلاف واقعیتهای تاریخی، تلاش کردهاند تا تصویری وارونه از امنیت ملی ارائه دهند. در حالی که امنیت و صلح در ایران همواره با خون شهیدان و مقاومت ملتها تضمین شده است، اما بخشی از نخبگان و فعالان (که از آنها با عنوان لیبرالیسم و فئودالیسم مدرن یاد میشود)، اکنون با پشت کردن به آسیبهای امنیتی، سعی در بازگشت به وضعیتهای پیشین دارند.
پیمان لطیفی مدرس دانشگاه و فعال سیاسی در تحلیل خود از این وضعیت هشدار میدهد. وی معتقد است که این بیانیه، مشابه «کبکی است سر در برف» که متوجه خطرهای بزرگتر نیست؛ خطری که در آن، امنیت ملی تحتالشعاع منافع اقتصادیِ اقلیتی چنددرصدی قرار گرفته است.
پرسشهای بیجواب جایی که بیانیه سکوت میکند
یکی از اصلیترین انتقادات وارد بر بیانیه ۲۶۸ نفره، عدم اشاره به حق دفاع مشروع و عدم شناسایی عوامل اصلی بیثباتی است. تحلیلگران معتقدند صلح بدون عدالت، تنها یک «توافق مصلحتی» است
در این راستا پرسشهای بنیادین و حقوقیای مطرح شده است که بیانیهنویسان به نظر میرسد عامدانه از پاسخ به آنها گریختهاند
۱- تاریخِ ترورها: در حالی که تاریخ نشان میدهد ترورهای سازمانیافته (مانند ترور فرماندهان و شهدای مدرسه میناب) همواره در میانه مذاکرات و آتشبسها رخ داده است، چرا این بیانیه به نقش عوامل مخرب و متجاوز اشارهای نمیکند؟
۲– آتشافروزیهای بینالمللی: اگر قرار بر صلح است، چرا در این بیانیه از عاملان اصلی آتش جنگ علیه ایران سکوت شده است؟
۳- حق دفاع مشروع: چگونه میتوان از صلحی دم زد که در آن، حق دفاع ملت و مسئولیت بینالمللی متجاوز نادیده گرفته شده است؟
رانت موتور محرکِ بیانیهنویسان
بخش تکاندهنده تحلیلها، پیوند میان «بیانیه صلح» و «منافع اقتصادی» است. پرسشی که در میان افکار عمومی مطرح شده و پاسخ آن میتواند چهرهی واقعی امضاکنندگان را روشن کند، این است: کدام یک از این ۲۶۸ نفر حاضرند دارایی خود و اقارب درجه اول خود را برای شفافیت اعلام کنند؟
برخی تحلیلگران معتقدند که ترسِ اصلیِ این گروه، نه از جنگ، بلکه از «شفافیت» است. شفافیت به معنای پایان دورانهای زیرساختی مانند
۱- رانتهای ارزی و واردات انحصاری
۲- صادرات انحصاری منابع ملی
۳-زمینخواری، ساحلخواری و کوه خواری
۴- و وامهای ویژه ارزی و ریالی است.
نتیجهگیری ملت مبعوث شده در برابر «سند غفلت»
در نهایت، این گزارش به این نتیجه میرسد که بیانیه مذکور، بیش از آنکه «سند صلح» باشد، «سند غفلت» از حقوق ملی و امنیت پایدار است. ملت ایران، که با تجربه «انقلاب در انقلاب» و در مسیر «گام دوم انقلاب» به دنبال بازگرداندن عدالت است، برخلاف این بیانیه، نه جنگطلب است و نه بیهدف؛ بلکه ملتی است که حق دارد برای امنیت، شفافیت و پایان دادن به نظامهای رانتخوار، ایستادگی کند.
تهیه و تنظیم مسعود دریابار
