هادی نوروزی/ سردبیر
مدیریت محلهمحور، بهعنوان یکی از سیاستهای کلان دولت، وعده میدهد که تصمیمگیریها به نزدیکترین سطح زندگی شهروندان منتقل شود. اما پرسش اساسی اینجاست: این سیاست در شهری مانند کرمانشاه با بافت تاریخی، محلات کهن و انبوهی از مناطق حاشیهنشین، تا چه اندازه قابلیت اجرا دارد؟ کرمانشاه از دیرباز شهری محلهمحور بوده است؛ همسایگیهای قدیمی، روابط چهرهبهچهره و پیوندهای خویشاوندی، بستر طبیعی برای مشارکت مردمی فراهم کردهاند. در چنین فضایی، ساکنان محلات حاشیهای بیش از هر نهاد بیرونی از مشکلات خود آگاهاند؛ از معابر خاکی و کمبود زیرساختها تا بیکاری و آسیبهای اجتماعی. این شناخت بومی، سرمایهای است که هیچ طرح دولتی نمیتواند جایگزین آن شود. با این حال، اجرای کامل این سیاست با چالشهای جدی روبهروست. نبود ساختار حقوقی مشخص برای شوراهای محلی، ضعف بودجهریزی مشارکتی و نگاه از بالا به پایین در دستگاههای اجرایی، از مهمترین موانعاند. در محلات حاشیهای، فقر زیرساختی و نبود اعتماد میان مردم و نهادها، مشارکت را به امری تشریفاتی بدل میکند. همچنین نبود آموزش شهروندی و ظرفیتسازی، ساکنان را برای ورود به عرصه تصمیمگیری آماده نمیکند.
قابلیت اجرای این سیاست، نه در شکل مطلق آن، بلکه در نسخهای تدریجی و بومیشده معنا مییابد. آغاز از محلاتی با ظرفیت بالای مشارکت، واگذاری تدریجی اختیارات، و ایجاد سازوکارهای شفاف مالی میتواند اعتماد را بازسازی کند. تجربه نشان داده است که وقتی ساکنان محلات حاشیهای احساس کنند صدایشان شنیده میشود، در نگهداشت و توسعه محله خود پیشگام میشوند.
مدیریت محلهمحور در کرمانشاه، آرمانی دستیافتنی اما نیازمند صبر و طراحی واقعبینانه است. موفقیت آن در گرو عبور از شعارزدگی، توانمندسازی واقعی مردم و باور نهادها به این حقیقت است که هیچکس بهاندازه ساکنان محله، از دردهای آن خبر ندارد. اگر این باور نهادینه شود، محلات حاشیهای کرمانشاه میتوانند به آزمایشگاهی زنده برای مردمیسازی مدیریت شهری بدل شوند.
نوشته مدیریت محلهمحور؛ آرمانی که در کرمانشاه آزموده میشود اولین بار در پایگاه خبری باختر. پدیدار شد.
