سایه سنگین فرزندسالاری بر نهادِ خانواده

.

هادی نوروزی/سردبیر

در سال‌های اخیر، تغییرات ساختاری در خانواده‌های ایرانی، ظهور نوعی «فرزندسالاریِ نوین» را به همراه داشته است؛ پدیده‌ای که در آن، خواسته‌های کودک نه تنها به عنوان یک اولویت، بلکه به عنوان «تعیین‌کننده‌ی اصلی» مناسباتِ درون‌خانواده‌ای قلمداد می‌شود. این عقب‌نشینیِ مداوم والدین از مرزهای تربیتی، اگرچه با نیتِ فراهم‌سازی آرامش و رفاه برای فرزند صورت می‌گیرد، اما در عمل، تزلزلی عمیق در جایگاهِ هدایت‌گریِ والدین ایجاد کرده است. فرزندسالاری افراطی، بیش از آنکه به رشدِ خودباوریِ کودک کمک کند، او را در وضعیتی از سردرگمی و اضطراب قرار می‌دهد؛ چرا که کودکی که بدونِ هیچ قید و بند و ساختاری، همه‌چیز را در قبضه‌ی خواسته‌های خود می‌بیند، در مواجهه با جهانِ واقعی و قواعدِ اجتماعی، با ناکامی‌های زودرس و شکننده مواجه خواهد شد. فقدانِ «نه» گفتن‌های قاطعانه، نه تنها مانع از درکِ مفاهیمِ مسئولیت‌پذیری در کودک می‌شود، بلکه به تدریج نقشِ اقتدارِ والدینی را به حاشیه می‌راند. از سوی دیگر، این رویکرد، رابطه‌ی زوجین را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. تمرکزِ بیش از حد بر ارضایِ خواسته‌های کودک، اغلب منجر به غفلت از کیفیتِ رابطه‌ی میان زن و شوهر شده و فضایِ خانواده را به سمتِ مدیریتِ بحران‌های ناشی از رفتارِ کودک سوق می‌دهد. این تنش‌های پنهان، می‌تواند به فرسایشِ صمیمیت و کاهشِ کارکردِ حمایتیِ خانواده بینجامد. تداومِ این روند، نه تنها رشدِ روانیِ سالمِ فرزند را با مخاطره مواجه می‌سازد، بلکه ساختارِ هرمیِ خانواده را که ضامنِ امنیتِ روانی است، دچارِ فروپاشیِ درونی می‌کند. بنابراین، گذار از این مرحله، نیازمند بازنگری در الگوی تربیتی است. تربیتِ اصیل، نه در اعمالِ محدودیت‌های خودکامه و نه در تسلیمِ کاملِ والدینی، بلکه در ایجاد «ساختاری منعطف اما استوار» نهفته است. والدین باید بیاموزند که «مهرورزی» با «اقتدارِ تربیتی» در تضاد نیست؛ بلکه این دو، مکمل یکدیگرند. تبیینِ مرزهای شفاف و آموزشِ فرهنگِ مسئولیت‌پذیری به فرزند، تنها راهی است که می‌تواند تعادلِ روانی را به فضایِ خانواده بازگرداند و زمینه‌سازِ پرورشِ نسلی تاب‌آور و اجتماعی در آینده باشد.

نوشته سایه سنگین فرزندسالاری بر نهادِ خانواده اولین بار در پایگاه خبری باختر. پدیدار شد.