چرا «شدن» جای «بودن» را گرفته است؟

.

هادی نوروزی/ سردبیر

در جهانِ پرشتابِ معاصر، انسان بیش از هر زمان دیگری درگیرِ میل به «ماهیت‌طلبی» شده است؛ گرایشی که او را وامی‌دارد پیش از آنکه «بماند» و «باشد»، به دنبال «شدن» و «تعریف‌شدن» در قالب‌های از پیش تعیین‌شده باشد. ما همواره در تکاپوییم تا برای خود ماهیتی دست‌ و پا کنیم، عنوانی بر پیشانی بنشانیم و در نگاهِ دیگری، هویتی تثبیت‌شده و پذیرفته‌یافته بسازیم. اما پرسش بنیادی اینجاست: در این مسیرِ پایان‌ناپذیرِ «چیستن»، چقدر از «هستنِ» اصیلِ خود غافل مانده‌ایم؟ ماهیت‌طلبی در واقع همان «تله‌ی تعاریف» است. زمانی که تمامِ انرژیِ روانی و اجتماعیِ فرد صرفِ پاسخ دادن به این پرسش می‌شود که «من کیستم؟» یا «دیگران مرا چه می‌بینند؟»، او از ساحتِ نابِ وجودیِ خود فاصله می‌گیرد. این میل به شدن، پیوسته انسان را به بیرون از خویش پرتاب می‌کند؛ به سمتی که دیگران ایستاده‌اند تا قضاوت کنند، برچسب بزنند و در نهایت، ماهیتِ ما را در ظرف‌های کوچکِ ذهنی‌شان محبوس کنند. این رویکرد، در حوزه‌ی اجتماعی به مثابه‌ی یک آسیبِ پنهان عمل می‌کند. وقتی جوامع به سمتِ اصالتِ فرم و ماهیت حرکت می‌کنند، «بودنِ بی‌آلایش» و «زیستنِ اصیل» به حاشیه رانده می‌شود. ما فراموش می‌کنیم که پیش از هر نقشی، هر جایگاهی و هر صفتی، موجودی هستیم که حق داریم صرفاً «باشیم». این غفلت، ریشه‌ی اصلیِ بسیاری از اضطراب‌های مدرن و احساسِ بیگانگی با خود است. چرا که ماهیت، همواره ایستاست و محدود؛ اما وجود، سیال است و بی‌کران.
رهایی از این بند، نیازمندِ شجاعتی است که بتوان در برابرِ فشارِ تعریف‌شدن، ایستادگی کرد. اصالت، نه در رسیدن به یک جایگاهِ تثبیت‌شده، بلکه در تجربه کردنِ بی‌واسطه‌یِ هستی است. زمان آن رسیده است که از تماشاخانه‌ی انتظاراتِ بیرونی فاصله بگیریم و به «خویشتنِ خویش» بازگردیم؛ جایی که نه «ماهیتی» برای اثبات وجود دارد و نه «هدفی» برای شدن، بلکه تنها تپش‌هایِ صادقانه‌یِ یک زندگیِ اصیل در جریان است. باید آموخت که چگونه از هیاهویِ ساختنِ «ماهیت»، به آرامشِ عمیقِ «بودن» پناه برد.

نوشته چرا «شدن» جای «بودن» را گرفته است؟ اولین بار در پایگاه خبری باختر. پدیدار شد.