سید سعید قاسمی ، نشست خبری اخیر رئیس حوزه هنری کرمانشاه با اصحاب رسانه، اگرچه گامی مثبت در جهت ایجاد «جریان رسانهای» و «اعتراف به واقعیتهای موجود» محسوب میشود، اما متأسفانه بیشتر از آنکه نوید یک «راهبرد عملیاتی» را بدهد، بازتابدهنده یک «وضعیت بحرانی و فلجمانده» در مدیریت فرهنگی استان است. ما با اظهاراتی روبرو هستیم که از یک سو به غنای فرهنگی کرمانشاه تأکید دارند و از سوی دیگر، از بنبستهای عمیق ساختاری و اداری حکایت میکنند.
در این راستا، سه محور اصلی نیازمند پاسخگویی شفاف از سوی نهادهای اجرایی و سیاستگذاران استان است:
۱. معمای توقف پروژههای زیرساختی؛ سینما پیروزی یا بحران اعتماد سرمایهگذاری؟
بیان این واقعیت که یک پروژه حیاتی مانند «احیای سینما پیروزی» به دلیل پرداخت حدود عوارض در «پیچوخمهای اداری» متوقف مانده است، فراتر از یک چالش مالی، یک «بحران مدیریت اجرایی» است. وقتی به نقل از رئیس حوزه هنری کرمانشاه سرمایهگذار برای احداث یک پردیس سینمایی با ۵ سالن اعلام آمادگی میکند، اما دستگاههای اجرایی توانایی تسهیل فرآیند را ندارند، ما در حال فراری دادن سرمایههای بخش خصوصی از حوزه فرهنگ هستیم. پرسش اصلی این است: چرا دستور استاندار در سطح بدنه اجرایی و کارشناسی متوقف شده است؟ این تضاد میان «اراده سیاسی» (دستور استانداری) و «فعل اجرایی» (توقف در ادارات)، نشاندهنده گسست میان تصمیمگیری و اجراست که میتواند اعتبار مدیریت استان را نزد بخش خصوصی خدشهدار کند.
۲. خلاء در حکمرانی فرهنگی؛ آیا «بحرانها» بهانهای برای تعطیلی ساختارها شدهاند؟
یکی دیگر از نگرانکنندهترین بخشهای این گفتگو، اشاره به عدم برگزاری شورای عالی سینما استان برای نزدیک به یک سال است. این وقفه طولانی، پرسشی جدی و حتی تکاندهنده را پیش روی ما قرار میدهد: آیا از مفاهیم والایی همچون «جنگ»، «پایداری» به عنوان پوششی برای توقف فعالیتهای ساختاری استفاده میشود؟
اگر قرار باشد با استناد به حساسیتهای امنیتی، فضای جنگ یا ضرورتهای مربوط به ادبیات پایداری، فعالیت نهادهای نظارتی و سیاستگذار مانند «شورای عالی سینما» را متوقف کنیم، با یک تناقض بزرگ روبرو خواهیم بود. ما نمیتوانیم از مفاهیم دفاعی برای تعطیل کردن پیشرانهای فرهنگی استفاده کنیم. برعکس، دقیقاً در زمانهایی که نیاز به بازخوانی هویت ملی و تبیین ارزشهای پایداری است، ساختارهای فرهنگی (مانند شوراها) باید در اوج فعالیت باشند تا سوژههای مذکور را از حالت «خام» به «اثر هنری» تبدیل کنند. استفاده از بحرانها یا ضرورتهای سنگینِ جنگی به عنوان بهانهای برای عدم برگزاری شوراها، نه تنها راهگشا نیست، بلکه خود نوعی «خودزنی فرهنگی» است. نمیتوان با ذکر نامِ «جنگ» «ساختن» و «مدیریتِ هنر» را متوقف کرد. فرهنگ، دقیقاً در برابر تاریکیها و بحرانها است که باید سازمانیافته و پویا عمل کند، نه اینکه در سایه آنها تعطیل شود. به نظر میرسد این بهانهها نمیتواند توجیهگر تعطیلی یک ساله شورای عالی سینما باشد. نمیتوان به بهانه جنگ و بحران، فرهنگ را تعطیل کرد و کار را متوقف نگاه داشت.
۳. شکاف میان «ظرفیت بومی» و «بازنمایی رسانهای»
رئیس حوزه هنری به درستی به ظرفیتهای بینظیر کرمانشاه در ادبیات پایداری، فرهنگ پهلوانی (مانند شخصیتهای حاج رمضان، شهید جعفری و شهید حاج صادق امیدزاده و …) و تاریخ جنگ اشاره می کند ؛ اما نکته انتقادی اینجاست که چرا این ظرفیتها تا کنون از سطح «موضوعات خام» به سطح «محصولات فرهنگی تجاری و اثرگذار» ارتقا نیافتهاند؟ اگر هنر، واکنش به مسائل روز جامعه است، پس چرا هنوز در معرفی هنرمندان شاخص و سوژههای فرهنگی استان، با کمبودِ «خروجیِ اثرگذار» مواجه هستیم؟ این نشاندهنده نیاز مبرم به یک «نقشه راه تولید» است که از تکرار مکررات و معرفیهای صرف، فراتر رفته و به سمت «بازاریابی فرهنگی» و «تولید محتوای حرفهای» حرکت کند.
نکته ، جناب آقای رئیس محترم حوزه هنری کرمانشاه ما در مرحلهای هستیم که «اعتراف به کمبودها» کافی نیست. مطالبه اصلی ما از مسئولان استان، گذار از «بیانیههای صلحآمیز» به سمت «تکلیفگری اداری» است. مطالبه ما به عنوان رسانه
- شفافسازی در مورد علت دقیق توقف پروژه سینما پیروزی و مشخص شدن ضربالاجل قطعی برای رفع موانع اداری آن.
- تعیین زمان دقیق برگزاری شورای عالی سینما و جلوگیری از تعطیلی ساختارهای تصمیمساز تحت هر بهانهای.
- تدوین یک پروتکل همکاری میان حوزه هنری و رسانهها برای تبدیل «ظرفیتهای خام» به «هویت فرهنگی کرمانشاه».
