بحران در باینگان ؛ چه کسی مسئول سلامت مردم است؟

.

سید سعید قاسمی ، ماجرای باینگان دیگر فقط یک خبر درباره چند مورد بیماری یا احتمال آلودگی آب نیست؛ این اتفاق را باید یک آزمون جدی برای مدیریت بحران، هماهنگی دستگاه‌ها و مهم‌تر از همه، مسئولیت‌پذیری در برابر سلامت مردم دانست. طی روزهای اخیر، صدها نفر از مردم باینگان با علائم گوارشی به مراکز درمانی مراجعه کرده‌اند و در جلسه ستاد مدیریت بحران استان نیز شمار افراد دارای علائم تا ظهر ۲۷ مرداد ۳۶۹ نفر اعلام شده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که نخستین انگشت اتهام متوجه آب شرب شود؛ به‌ویژه آنکه در روزهای نخست، منبع آب از مدار خارج و آبرسانی سیار انجام شده است. اما در سوی دیگر، رضا داودی، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان، اعلام کرده که آزمایش‌های میکروبی آب منفی بوده و آلودگی میکروبی آب که موجب این بیماری شده باشد، تأیید نشده است. علی سروش، رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه نیز از ادامه بررسی‌ها برای شناسایی عامل بیماری سخن گفته و احتمال عوامل مختلف، از جمله عوامل ویروسی و سایر عوامل عفونی، همچنان در دست بررسی است.

بنابراین در شرایط فعلی، یک واقعیت را باید پذیرفت: علت قطعی بیماری هنوز مشخص نیست. همین موضوع ایجاب می‌کند که نه با عجله آب را مقصر قطعی معرفی کنیم و نه با منفی شدن آزمایش‌های اولیه، پرونده آب را برای همیشه مختومه بدانیم. مسئله اصلی اکنون فقط پیدا کردن عامل بیماری نیست؛ مسئله مهم‌تر، نحوه مدیریت بحران و نحوه سخن گفتن مسئولان با مردم است.

مردم باینگان حق دارند بدانند اگر آب سالم بوده، چرا منبع آب از مدار خارج شده و چرا آبرسانی سیار انجام شده است؟ اگر احتمال آلودگی آن‌قدر جدی نبوده، علت این اقدامات چه بوده و اگر احتمال آلودگی وجود داشته، چرا اطلاع‌رسانی درباره آن برای مردم روشن و یکپارچه نبوده است؟ درست همین‌جاست که بحران از یک موضوع صرفاً بهداشتی فراتر می‌رود و به مسئله مدیریت تبدیل می‌شود.

استاندار کرمانشاه نیز در جلسه ستاد بحران به همین تناقض اشاره کرده است؛ اینکه از یک طرف آبفا و دانشگاه علوم پزشکی اعلام می‌کنند آب مشکلی ندارد و از سوی دیگر برای مردم آبرسانی سیار انجام می‌شود. چنین وضعیتی، حتی اگر از نظر فنی کاملاً قابل توضیح باشد، از نظر افکار عمومی یک پیام متناقض ایجاد می‌کند. مردم نمی‌توانند در میان اظهارات چند دستگاه مختلف، خودشان تشخیص دهند کدام روایت را باید باور کنند. در بحران، مردم بیش از هر چیز به یک صدای واحد، اطلاعات دقیق و توضیح روشن نیاز دارند.

مدیریت بحران فقط تشکیل جلسه و صدور دستور نیست. مدیریت بحران یعنی پیش‌بینی، سرعت عمل، هماهنگی، تصمیم‌گیری و از همه مهم‌تر، ارتباط درست با مردم. اگر بیماری در یک شهر کوچک شیوع پیدا کرده و صدها نفر را درگیر کرده است، افکار عمومی باید بداند چه اتفاقی افتاده، منشأ احتمالی چیست، چه اقداماتی انجام شده و مردم برای حفظ سلامت خود چه کاری باید انجام دهند. اینکه هر دستگاه از زاویه وظیفه سازمانی خود سخن بگوید، بدون آنکه یک روایت واحد از سوی مدیریت بحران ارائه شود، نتیجه‌ای جز افزایش نگرانی و باز شدن میدان برای شایعات ندارد.

نکته مهم دیگر این است که سلامت مردم را نمی‌توان میان دستگاه‌ها تقسیم کرد و در نهایت هیچ‌کس پاسخگو نباشد. اگر منشأ بیماری آب باشد، دستگاه‌های مسئول تأمین و کنترل آب باید پاسخگو باشند؛ اگر مواد غذایی عامل باشد، دستگاه‌های نظارتی و بهداشتی باید پاسخ بدهند و اگر عامل بیماری ویروسی یا عفونی باشد، نظام سلامت باید درباره منشأ و راه‌های کنترل آن توضیح دهد. اما در شرایطی که هنوز علت قطعی مشخص نشده، یک مسئولیت بالاتر وجود دارد و آن، مسئولیت مدیریت بحران و حفاظت از سلامت عمومی است. مردم نباید مجبور شوند برای فهمیدن اینکه آب سالم است یا نه، سخنان آبفا، دانشگاه علوم پزشکی، فرمانداری و استانداری را کنار هم بگذارند و خودشان نتیجه‌گیری کنند.

در چنین شرایطی، جمله «هنوز علت را نمی‌دانیم» اتفاقاً می‌تواند یک پاسخ صادقانه و حرفه‌ای باشد؛ اما این پاسخ باید با جمله دیگری همراه شود: «تا مشخص شدن علت، برای حفظ سلامت مردم این اقدامات را انجام داده‌ایم.» مردم می‌توانند ندانستن را بپذیرند، اما ابهام و تناقض را به‌سختی می‌پذیرند.

از سوی دیگر، تصمیم‌های احتیاطی در بحران سلامت نباید «تصمیمات آبکی» تلقی شود. اگر احتمال خطر وجود دارد، اقدام پیشگیرانه وظیفه مدیریت است؛ حتی اگر بعداً مشخص شود آن احتمال درست نبوده است. خارج کردن یک منبع آب از مدار، نمونه‌برداری، شست‌وشوی مخازن، تأمین آب جایگزین و بررسی شبکه، اگر بر اساس پروتکل و با هدف جلوگیری از خطر انجام شده باشد، نه ضعف مدیریتی بلکه احتیاط مدیریتی است. ضعف زمانی شکل می‌گیرد که این تصمیم‌ها بدون توضیح برای مردم گرفته شوند و جامعه از دلیل آنها بی‌خبر بماند.

باینگان اکنون می‌تواند برای مدیریت استان کرمانشاه یک تجربه مهم و حتی یک کلاس درس باشد. پس از پایان این بحران باید مشخص شود اولین گزارش چه زمانی به مسئولان رسید، چه زمانی اقدامات پیشگیرانه آغاز شد، نخستین نمونه‌برداری‌ها چه زمانی انجام گرفت، نتایج آزمایش‌ها چه زمانی اعلام شد، چرا روایت‌های متفاوت در فضای عمومی شکل گرفت و چه دستگاهی مسئول ارائه اطلاعات واحد به مردم بود. مهم‌تر از همه باید پرسید اگر فردا همین اتفاق در شهر دیگری از استان رخ دهد، آیا مدیریت استان آماده است در همان ساعات نخست، نه چند روز بعد، یک فرماندهی واحد و یک روایت روشن در اختیار مردم قرار دهد؟

در این میان، استفاده از شبکه‌های اجتماعی  نیز اهمیت زیادی دارد. انتشار فیلم جلسه بحران یا گزارش حضور مسئولان در منطقه، به‌تنهایی اطلاع‌رسانی بحران محسوب نمی‌شود. مردم فیلم جلسه نمی‌خواهند؛ مردم پاسخ می‌خواهند. می‌خواهند بدانند آب قابل شرب هست یا نه، علت بیماری چیست، چه تعداد نفر درگیر شده‌اند، آیا روند بیماری کنترل شده، احتمال شیوع مجدد وجود دارد و برای پیشگیری چه کاری باید انجام دهند. شبکه‌های اجتماعی رسمی  می‌توانند در چنین شرایطی به مهم‌ترین مرجع آرام‌سازی افکار عمومی تبدیل شوند، به شرط آنکه اطلاعات دقیق، مستمر و قابل فهم منتشر کنند.

باینگان امروز فقط با یک بیماری یا یک بحران احتمالی آب روبه‌رو نیست؛ این شهر با یک آزمون مدیریتی روبه‌روست. آزمونی که نتیجه آن فقط با اعلام علت بیماری مشخص نمی‌شود، بلکه با نحوه برخورد مسئولان با مردم سنجیده خواهد شد. اگر آب سالم است، مردم باید با سند و توضیح قانع شوند؛ اگر آب آلوده بوده، باید بدون ملاحظه علت و مسئولیت آن مشخص شود؛ و اگر هنوز منشأ بیماری ناشناخته است، باید همین موضوع شفاف اعلام شود و همزمان همه اقدامات لازم برای حفاظت از مردم انجام گیرد.

سؤال اصلی در باینگان بنابراین فقط این نیست که «چه چیزی مردم را بیمار کرد؟» سؤال بزرگ‌تر این است که «چه کسی مسئول سلامت مردم است؟» پاسخ این سؤال نمی‌تواند صرفاً نام یک اداره یا یک مدیر باشد. هر دستگاه در حوزه تخصص خود مسئول است، اما در برابر افکار عمومی، این مدیریت بحران استان است که باید پاسخ واحد، هماهنگ و شفاف ارائه کند.

بحران پزشکی باینگان ممکن است با مشخص شدن عامل بیماری پایان پیدا کند؛ اما اگر از این حادثه برای اصلاح شیوه مدیریت بحران، هماهنگی دستگاه‌ها و اطلاع‌رسانی عمومی درس گرفته نشود، بحران واقعی همچنان باقی خواهد ماند. مردم باینگان بیش از هر چیز به آب سالم، درمان سریع و اطمینان از اینکه مدیریتی مسئول و پاسخگو بالای سر این بحران ایستاده است نیاز دارند. این، حداقل حقی است که مردم در چنین شرایطی دارند.