بابک باقری ، محرم و صفر، با همه عظمت، معنویت و جایگاه ارزشمندشان در فرهنگ و باور مردم، به پایان رسیدند ؛ اما پرسش مهم اینجاست که پس از این ایام، رسانه ملی و بهویژه شبکههای استان زاگرس چه برنامهای برای بازگرداندن نشاط، امید و انرژی اجتماعی به جامعه دارند؟
بدون شک ، جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به «حال خوب» نیاز دارد. مردم ماههاست با مجموعهای از فشارها و نگرانیها دستوپنجه نرم میکنند؛ از مشکلات اقتصادی و معیشتی گرفته تا نگرانیهای ناشی از جنگ،نگرانی از آینده اقتصادی خانوادهها و فشارهای روانی زندگی روزمره. در چنین شرایطی، رسانه نباید فقط روایتگر اخبار تلخ و مشکلات باشد؛ بلکه باید بخشی از مسئولیت خود را برای ترمیم روحیه عمومی و بازسازی امید اجتماعی بر عهده بگیرد.
رسانه ملی فقط رسانه خبر نیست؛ فقط تریبون رسمی نیست؛ فقط محل پخش مناسبتها و برنامههای مناسبتی هم نیست. یکی از مهمترین وظایف رسانه، ایجاد ارتباط عاطفی با مردم و کمک به حفظ سلامت روحی جامعه است. تلویزیون میتواند در سختترین روزها، چند ساعت از بار سنگین زندگی مردم کم کند.
وقتی مردم به لبخند نیاز دارند
این روزها اگر مخاطب شبکههای تلویزیونی را دنبال کند، گاهی احساس میکند سهم «شادی» از آنتن، بسیار کمتر از سهم خبر، تحلیل، میزگرد، گفتوگو و برنامههای مناسبتی است.
در حالی که جامعه به برنامههایی نیاز دارد که مردم بتوانند با خانواده کنار تلویزیون بنشینند، بخندند، موسیقی ببینند و بشنوند، استعدادهای جوان را تماشا کنند، با فرهنگ و هنر مناطق مختلف کشور آشنا شوند و برای لحظاتی هم که شده، ذهنشان را از فشارهای روزمره دور کنند. این موضوع به معنای سرگرمی سطحی یا بیهدف نیست.
نشاط اجتماعی یک نیاز فرهنگی و حتی یک ضرورت اجتماعی است.
جامعهای که دائماً با اخبار منفی، بحران، گرانی، جنگ، نگرانی و ناامیدی مواجه باشد، نیازمند رسانهای است که در کنار اطلاعرسانی، نقش ترمیمکننده نیز داشته باشد.
شبکه زاگرس؛ ظرفیتی که نباید فراموش شود
در این میان، وضعیت شبکههای استانی اهمیت بیشتری پیدا میکند. شبکه زاگرس فقط یک شبکه تلویزیونی نیست؛ این شبکه میتواند آیینه فرهنگ، هنر، موسیقی، طنز، استعدادها و زندگی مردم استان باشد.چنان که بیش از این این مواموریت را بخوبی انجام داده است ، اما این پرسش جدی مطرح است که سهم برنامههای مفرح و نشاطآور در جدول پخش شبکه زاگرس چقدر است؟ آیا بعد از پایان ایام محرم و صفر، قرار است همان فضای کمرمق ادامه پیدا کند یا شبکه برای مخاطب خود برنامهای تازه دارد؟
مردم کرمانشاه و منطقه زاگرس، مردمی صاحب فرهنگ، موسیقی، طنز، هنر و استعدادهای فراوان هستند. کرمانشاه آنقدر ظرفیت فرهنگی و هنری دارد که میتوان هر شب یک برنامه متفاوت از دل همین مردم تولید کرد. از موسیقی فولکلور کردی، لکی و فارسی گرفته تا طنز کرمانشاهی، معرفی هنرمندان، مسابقات خانوادگی، استعدادیابی، برنامههای شبانه، گفتگو با چهرههای محبوب، سفر به روستاها و شهرهای استان، معرفی غذاها و آیینهای محلی و حتی بازخوانی خاطرات شیرین مردم. چرا بخش بزرگی از این ظرفیت باید خارج از آنتن تلویزیون بماند؟
مردم فقط خبر نمیخواهند؛ زندگی میخواهند
مردم حق دارند اخبار را بدانند؛ اما مردم فقط با خبر زندگی نمیکنند. خانوادهای که تمام روز درگیر کار، مشکلات اقتصادی، هزینههای زندگی و نگرانیهای آینده بوده، شب هنگام روشن کردن تلویزیون انتظار دارد چیزی فراتر از تکرار مشکلات روزانه ببیند. تلویزیون باید برای چنین خانوادهای، پنجرهای رو به آرامش و لبخند باشد. این به معنای فرار از واقعیت نیست؛ بلکه به معنای توانمند کردن جامعه برای تحمل واقعیت است.
حتی در دوران جنگ نیز جامعه نیازمند زندگی، امید، هنر و لبخند است. اتفاقاً در شرایط دشوار، اهمیت برنامههای مفرح چند برابر میشود؛ زیرا روحیه مردم بخشی از سرمایه اجتماعی کشور است.
صداوسیما باید از «مناسبتمحوری» عبور کند
یکی از مشکلاتی که در سالهای اخیر در تولیدات تلویزیونی دیده میشود، غلبه نگاه مناسبتی است؛ گویی برای هر مناسبت برنامهای تولید میشود و پس از پایان مناسبت، دوباره آنتن به حال خود رها میشود. در حالی که نشاط اجتماعی یک مناسبت نیست. نشاط باید در طول سال جریان داشته باشد. شبکههای استانی باید برنامههای مفرح را به یک جریان دائمی تولید تبدیل کنند، نه اینکه فقط در نوروز یا مناسبتهای خاص به فکر سرگرمی مخاطب باشند.
شبکه زاگرس میتواند یک «نهضت تولید برنامههای نشاطآور» راه بیندازد؛ برنامههایی کمهزینه اما خلاقانه که به جای وابستگی به دکورهای پرهزینه، از مردم، خیابان، موسیقی، طنز، طبیعت، فرهنگ و استعدادهای استان استفاده کنند.
یک برنامه شبانه شاد با حضور مردم، یک مسابقه خانوادگی، یک برنامه استعدادیابی، یک برنامه موسیقی محلی، یک برنامه طنز اجتماعی و حتی یک برنامه سفر به نقاط کمتر دیدهشده استان، میتواند مخاطب را دوباره با شبکه استانی آشتی دهد. این کار الزاماً بودجههای نجومی نمیخواهد؛ ایده، جسارت، اعتماد به هنرمندان بومی و میدان دادن به جوانان میخواهد.
امروز زمان بازگرداندن لبخند به آنتن است
جامعه خسته است؛ اما جامعه شکستخورده نیست. مردم هنوز میخواهند بخندند، موسیقی بشنوند، برنامه خوب ببینند و چند ساعت در کنار خانواده احساس آرامش کنند.
پس از ماهها فشار روانی و اقتصادی و در شرایطی که جامعه با آثار جنگ و مشکلات معیشتی روبهروست، بیتوجهی به نشاط اجتماعی میتواند فاصله میان رسانه و مخاطب را بیشتر کند.چیز که تا حدودی رخ داده است ، اکنون زمان آن است که صداوسیما و شبکههای استانی، بهویژه شبکه زاگرس، لبخند را دوباره به آنتن بازگردانند. مردم از رسانه انتظار دارند واقعیت را روایت کند؛ اما در کنار آن، امید هم بدهد.
انتظار دارند مشکلاتشان دیده شود؛ اما در کنار آن، لحظاتی برای فراموش کردن مشکلات نیز داشته باشند. انتظار دارند خبر بشنوند؛ اما گاهی هم موسیقی، طنز، هنر و زندگی را ببینند. جامعهای که درگیر بحران است، بیش از همیشه به نشاط نیاز دارد؛ و رسانهای که مردم را دوست دارد، باید بلد باشد در سختترین روزها، لبخند را به خانههای آنها ببرد.
شاید امروز یکی از ضروریترین مأموریتهای شبکه زاگرس همین باشد:
بازگرداندن زندگی به آنتن و لبخند به چهره مردم.
