سید سعید قاسمی ، در جستوجوی روزانه اخبار، گفتوگوی معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری کرمانشاه در جلسه کارگروه توسعه صادرات غیرنفتی و ششمین جلسه شورای ساماندهی مبادلات مرزی استان کرمانشاه که در با خبرگزاری ایستا درج شده بود توجهم را جلب کرد؛ گفتوگویی که اگرچه در آن بارقههایی از امید دیده می شد ، اما در لابهلای سخنان معاون استاندار، واقعیت های تلخ دیگری نیز خودنمایی میکرد ؛ واقعیتی که سالهاست درباره آن حرف زدهایم و نوشتهایم ، کرمانشاه ظرفیت کمنظیری دارد، اما هنوز نتوانستهایم این ظرفیت را به ثروت، اشتغال و رفاه برای مردم تبدیل کنیم.
شاید مهمترین نکته مثبت این حرف ها این باشد که بخشی از «باگهای» اقتصادی استان بهدرستی توسط ایشان شناسایی شده است. شناخت مسئله، نخستین گام برای حل آن است. اما ، اما و اما … قابل توجه معاون محترم استاندار ، کرمانشاه امروز دیگر فقط به شناخت مشکل نیاز ندارد؛ استان بشدت به مرحله اقدام، اجرا و نتیجه نیاز دارد.
۱. شش مرز رسمی؛ اما چرا سهم مردم از این ظرفیت ناچیز است؟
در این گفتوگو بر ظرفیت کمنظیر مرزهای کرمانشاه تأکید شده است؛ شش مرز رسمی، موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه و امکان نقشآفرینی در صادرات غیرنفتی، واردات و دیپلماسی اقتصادی. اما سؤال سادهای وجود دارد: اگر این ظرفیت تا این اندازه کمنظیر است، چرا اثر آن را در سفره مردم کرمانشاه کمتر میبینیم؟ چرا استانی که میتواند یکی از قطبهای تجارت خارجی کشور باشد، همچنان با مشکلات اقتصادی، بیکاری و پایین بودن سطح برخورداری دستوپنجه نرم میکند؟ مرز زمانی برای مردم یک فرصت اقتصادی واقعی است که از دل آن اشتغال، سرمایهگذاری، تولید، خدمات، درآمد و رفاه بیرون بیاید. صرف داشتن مرز، افتخار اقتصادی نیست؛ هنر مدیریت این است که مرز را به ثروت تبدیل کند. چیزی که تا کنون مغفول مانده و هیچ اثری در زندگی مردم ندارد به اعتقاد من، با توجه به این ظرفیت ها امروز هنر مدیران، ثروتمند کردن مردم است؛ نه صرفاً اعلام ظرفیتهای ثروتآفرین.
۲. «توسعه تجارت مرزی باید با جدیت دنبال شود»؛ اما چرا باید؟
در بخش دیگری از این سخنان در جلسه کارگروه توسعه صادرات غیرنفتی و ششمین جلسه شورای ساماندهی مبادلات مرزی استان کرمانشاه، معاون استاندار کرمانشاه آمده است که توسعه تجارت مرزی باید با جدیت بیشتری دنبال شود و فرمانداران و مدیران دستگاههای مرتبط باید نگاه ویژهای به این ظرفیت داشته باشند. اینجا یک سؤال جدی مطرح میشود: این «باید» چرا تاکنون اتفاق نیفتاده است؟ اگر توسعه تجارت مرزی یک ضرورت بوده، چرا در سالهای گذشته با همین جدیت دنبال نشده است؟ یا اگر شده در حدی نبوده که راضی کننده باشد !! اگر فرمانداران و مدیران باید نگاه ویژهای به مرز داشته باشند، چرا این نگاه در گذشته وجود نداشته یا کامل نبوده است؟
این پرسشها برای مچگیری نیست؛ برای یافتن ریشه عقبماندگی است.
۳. واردات؛ فرصتی که نباید از کنار آن عبور کرد
معاون استاندار کرمانشاه به ظرفیت مرزهای زمینی و ریلی استان برای واردات کالا اشاره کرده است؛ ظرفیتی که با توجه به شرایط جدید کشور و ضرورت متنوعسازی مسیرهای ورود کالا اهمیت بیشتری پیدا میکند. اما این هم یکی دیگر از فرصتهایی است که احساس میکنیم کرمانشاه سالهاست از کنار آن عبور کرده است. وقتی بخش بزرگی از کالاهای مورد نیاز کشور از بنادر وارد میشود، چرا کرمانشاه با این موقعیت جغرافیایی، شبکه ریلی، مرزهای متعدد و همجواری با عراق نتوانسته سهم قابل توجهی از این بازار را به خود اختصاص دهد؟ بیان این موضوع مسئله فقط واردات نیست؛ مسئله ایجاد یک زنجیره اقتصادی در کنار واردات است. از حملونقل و انبارداری گرفته تا لجستیک، خدمات، بستهبندی، فرآوری، توزیع و حتی تولید کالاهای مکمل. اگر کالا فقط از مرز عبور کند و مردم کرمانشاه فقط شاهد عبور کامیونها باشند، این تجارت برای استان چه آوردهای دارد؟
۴. شش مرز رسمی؛ شش فرصت یا شش حسرت؟
بار دیگر بر شش مرز رسمی استان تأکید شده و گفته شده است که باید از این ظرفیت برای توسعه صادرات و واردات استفاده بیشتری شود. اما این جمله نیز ما را به یک سؤال قدیمی برمیگرداند: چرا باید از این ظرفیت «بیشتر» استفاده شود؟ چرا تاکنون استفاده کامل و شایستهای از آن نشده است؟ کرمانشاه در نقطهای قرار گرفته که میتواند محل اتصال بازارهای ایران، عراق و حتی فراتر از آن باشد. این موقعیت جغرافیایی را نمیتوان به وجود خود استان نسبت داد؛ این یک موهبت طبیعی و تاریخی است. آنچه هنر مدیریت محسوب میشود، تبدیل این موقعیت به مزیت اقتصادی پایدار است.
۵. یکی از ستونهای تجارت کشور؛ اما ستونی مغفول
معاون استاندار کرمانشاه استان را با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی و همجواری با بخشهای کردنشین و عربنشین عراق، یکی از ستونهای مهم تجارت کشور دانسته است.
تعبیر «ستون مهم تجارت کشور» تعبیر بزرگی است. اما اگر کرمانشاه واقعاً یکی از ستونهای مهم تجارت کشور است، چرا آثار این جایگاه در شاخصهای اقتصادی و زندگی مردم آن به اندازه ظرفیت استان دیده نمیشود؟ به نظر میرسد این ستون سالها مغفول مانده است. کرمانشاه میتوانست بسیار زودتر از اینها به مرکز لجستیک غرب کشور، مرکز خدمات تجاری، پایگاه صادرات به عراق و حتی هاب ارتباطی تجارت ایران با منطقه تبدیل شود. مشکل، نبود ظرفیت نبوده است؛ مشکل، تبدیل نکردن ظرفیت به برنامه و برنامه به اجرا بوده است.
۶. از دروازه عراق تا مدیترانه؛ فرصتی که نباید فقط در سخنرانیها بماند
یکی از مهمترین بخشهای این گفتوگو، اشاره به امکان نقشآفرینی کرمانشاه در مسیر ارتباط تجاری ایران با مدیترانه از طریق عراق و سوریه است. این ایده اگر درست طراحی و پیگیری شود، بسیار فراتر از یک پروژه استانی است و میتواند کرمانشاه را در معادلات تجارت منطقهای قرار دهد. اما باز هم باید پرسید: چند فرصت دیگر باید از کنار کرمانشاه عبور کند تا ما به این نتیجه برسیم که زمان عمل فرا رسیده است؟ کرمانشاه میتواند دروازه صادرات ایران به عراق باشد؛ میتواند در مسیر ترانزیت منطقهای قرار بگیرد و میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای جذب سرمایهگذاری، ایجاد مراکز لجستیکی و توسعه خدمات تجاری استفاده کند. اما «میتواند» کافی نیست. کرمانشاه امروز به مدیرانی نیاز دارد که این «میتواند»ها را به «انجام شد» تبدیل کنند.
۷. فرمانداران «باید» از ظرفیت نمایندگان استفاده کنند؛ چرا تاکنون کامل استفاده نشده است؟
در بخش دیگری از این گفتوگو تأکید شده که فرمانداران باید از ظرفیت نمایندگان مجلس برای جذب اعتبارات، تسهیلات و پیگیری مسائل اقتصادی و مرزی استفاده کنند. باز هم واژهای که در این گفتوگو چند بار تکرار میشود، «باید» است. فرمانداران باید… اما اگر باید چنین کاری انجام شود، سؤال این است که چرا تاکنون این ظرفیت به شکل کامل مورد استفاده قرار نگرفته است؟ نمایندگان مجلس، وزارتخانهها، سازمانهای ملی و دستگاههای اجرایی، همه ابزارهایی در اختیار دارند که میتواند برای حل مشکلات استان به کار گرفته شود. کرمانشاه کمبود ظرفیت انسانی و مدیریتی ندارد؛ آنچه کم داشتهایم، گاهی هماهنگی، مطالبهگری مستمر، پیگیری تا حصول نتیجه و تبدیل جلسات به پروژههای قابل اندازهگیری بوده است.
آقای رستم زاد ، معاون محترم هماهنگی اقتصادی استان کرمانشاه ، بی تعارف !! حرفهای خوب کافی نیست؛ کرمانشاه در شرایط فعلی به نتیجه نیاز دارد در مجموع، آنچه در این جلسه بیان شده، حرف تازهای نیست؛ بخش قابل توجهی از این مسائل و پیشنهادها را بارها در جلسات مختلف شنیدهایم.فقط شنیده ایم !! بارها درباره ظرفیت مرزها صحبت شده است. بارها از ضرورت توسعه صادرات گفته شده است. بارها از مشکلات گمرک، حملونقل، تخصیص ارز، بروکراسی، زیرساختها، تیرپارکها، مسیرهای بانکی و دیجیتالسازی سخن گفته شده است.
بارها گفته ایم و گفته اند و درآینده هم می گویند ، کرمانشاه موقعیت ویژهای دارد. بارها گفته شده کرمانشاه میتواند دروازه تجارت ایران با عراق باشد.اما امروز مردم کرمانشاه بیش از «حرف»، به عملیاتی شدن حرفها نیاز دارند. نگارنده بارها در چنین جلساتی حضور داشتهام و بارها این حرف ها را با ادبیات مختلف شنیده ام ،حرف ها صورتجلسه شده اند و گاهی پس از مدتی، دوباره همان مسائل در جلسهای دیگر تکرار شده اند امروز انتظار ما از آقای رستمزاد این است که اگر این مشکلات را بهدرستی شناسایی کردهاند، با جدیت همانند نام «رستم»، وارد میدان پیگیری شوند و برای حل مشکل هفت خوان کرمانشاه بجنگند؛ چرا که حرف زدن را همه بلدند، اما هنر مدیریت، به نتیجه رساندن حرفهاست.
کرمانشاه امروز بیش از هر چیز به عملگرایی نیاز دارد. این استان دیگر ظرفیت آزمون و خطای بیپایان را ندارد. هر روز تأخیر در استفاده از ظرفیت مرزها، هر کامیونی که ساعتها در مرز متوقف میماند، هر سرمایهگذاری که به دلیل بروکراسی از استان خارج میشود و هر جوانی که به دلیل نبود فرصت شغلی ناچار به ترک استان میشود، بخشی از هزینه فرصتهای از دسترفته کرمانشاه است.
امیدواریم این حرف های معاون اقتصادی استانداری کرمانشاه صرفاً یک جلسه بی نتیجه دیگر نباشد؛ بلکه آغاز یک دوره جدید از پیگیری، اجرا و پاسخگویی باشد. مردم کرمانشاه دیگر نمیخواهند فقط بشنوند که «ظرفیت داریم». میخواهند ببینند این ظرفیتها چگونه تبدیل به سرمایه، شغل، درآمد، صادرات، رونق بازار و رفاه میشود. کرمانشاه به مدیرانی نیاز دارد که وقتی از ظرفیت سخن میگویند، در کنار آن عدد، زمانبندی، مسئول اجرا و نتیجه قابل سنجش نیز ارائه کنند. آن روز است که میتوان گفت یک فرصت از دسترفته، دوباره به فرصت توسعه تبدیل شده است. وگرنه، گفتن اینکه «کرمانشاه میتواند»، سالهاست شنیده ایم
اکنون زمان آن است که کرمانشاه بتواند؛ و مردم کرمانشاه نتیجه توانستن را در زندگی خود ببینند.
