اظهارات اخیر محمد رشیدی، نماینده مردم کرمانشاه در مجلس، درباره نارضایتی از حمایتهای استانی از واحدهای تولیدی، حرف سادهای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. او صریحاً گفته است: «از حمایتهای داخلی استان از واحدهای تولیدی راضی نیستم» و تأکید کرده که برخی واحدهای تولیدی برای حل مشکلات خود مجبور شدهاند به تهران مراجعه کنند؛ موضوعی که به گفته او نشان میدهد حمایت جدی و مؤثری در داخل استان از آنها صورت نگرفته است.
این سخنان زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم کرمانشاه برای توسعه اقتصادی بیش از هر چیز به حفظ همین واحدهای تولیدی موجود نیاز دارد. قبل از اینکه درباره جذب سرمایهگذار جدید، ایجاد شهرکهای صنعتی جدید یا اجرای پروژههای بزرگ اقتصادی صحبت کنیم، باید ببینیم با واحدهایی که امروز در استان فعالیت میکنند چگونه رفتار میکنیم.
اگر یک واحد تولیدی برای ادامه فعالیت، حفظ اشتغال و جلوگیری از تعدیل نیرو مجبور شود برای حل مشکلاتش راهی تهران شود، این یک علامت جدی برای مدیریت اقتصادی استان است. چرا باید سرمایهگذاری که در کرمانشاه کارخانه راه انداخته و برای مردم استان شغل ایجاد کرده، برای دریافت حمایت و حل مشکلاتش از این اداره به آن اداره و در نهایت از کرمانشاه به تهران برود؟
این همان نقطهای است که صحبتهای استاندار کرمانشاه درباره حمایت از بخش خصوصی نیز باید در عمل خود را نشان دهد. استاندار گفته است بخش خصوصی «شریک راهبردی» توسعه استان است و دستگاههای اجرایی باید در کنار فعالان اقتصادی باشند. نماینده مجلس هم میگوید مدیران استانی باید برای واحدهای تولیدی «انرژی بگذارند و برای آنها کار کنند». این دو سخن در واقع یک مطالبه مشترک دارند: مدیریت اقتصادی استان باید از حالت تماشاگر خارج شود.
مسئله فقط پول نیست. گاهی یک واحد تولیدی بیش از آنکه به اعتبار جدید نیاز داشته باشد، به یک تصمیم بهموقع، یک هماهنگی بین دستگاهی، یک مجوز، یک بخشودگی قانونی، یک تسهیل اداری یا استفاده درست از اختیارات مدیران نیاز دارد. اگر این اقدامات بهموقع انجام شود، شاید یک واحد تولیدی از تعدیل نیرو، تعطیلی یا کاهش فعالیت نجات پیدا کند.
رشیدی همچنین به نکته مهم دیگری اشاره کرده و گفته است به استانداران اختیاراتی داده شده که باید در کرمانشاه استفاده بیشتری از آنها برای حمایت از واحدهای تولیدی صورت گیرد. این بخش از سخنان او شاید مهمتر از گلایه درباره کمبود حمایت باشد؛ زیرا اگر اختیار وجود دارد، سؤال افکار عمومی این است که چرا از آن به اندازه کافی استفاده نمیشود؟
کرمانشاه در شرایط اقتصادی امروز نمیتواند منتظر بماند تا همه مشکلات از تهران حل شود. اگر مدیر استانی اختیار دارد، باید تصمیم بگیرد؛ اگر اختیار ندارد، باید برای گرفتن اختیار اقدام کند؛ و اگر مانع قانونی وجود دارد، باید آن را شفاف و بیپرده اعلام کند.
از طرف دیگر، سخنان رشیدی درباره ضرورت همافزایی نمایندگان مجلس و مدیریت استان نیز قابل توجه است. توسعه کرمانشاه با رقابت میان دستگاهها، نمایندگان و مدیران پیش نمیرود. استانداری، نمایندگان مجلس و مجموعه اقتصادی استان باید یک هدف مشترک داشته باشند: حفظ تولید، حفظ اشتغال و جذب سرمایه.
اما همافزایی نباید فقط به جلسه و عکس یادگاری محدود شود. واحد تولیدی که در آستانه تعدیل نیروست، نتیجه میخواهد؛ سرمایهگذاری که سه سال درگیر بروکراسی است، تصمیم میخواهد؛ و کارآفرینی که سرمایه خود را وارد استان کرده، پاسخ روشن میخواهد.
اتفاقاً پروندههایی مانند سینمای پیروزی نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. اگر قرار است سرمایهگذار بخش خصوصی «شریک راهبردی» استان باشد، نباید یک پروژه سرمایهگذاری سالها در پیچوخم امور اداری گرفتار بماند. حمایت از بخش خصوصی زمانی معنا پیدا میکند که در چنین پروندههای مشخصی، مدیریت استان برای رفع موانع وارد میدان شود.
کرمانشاه امروز بیش از سخنرانی اقتصادی، به مدیریت اقتصادی مطالبهگر، تصمیمگیر و پاسخگو نیاز دارد. مدیر اقتصادی موفق کسی نیست که فقط فهرست مشکلات را ارائه کند؛ کسی است که برای هر مشکل، یک مسئول، یک زمانبندی و یک راهحل مشخص روی میز بگذارد.
حرف رشیدی را باید جدی گرفت؛ نه از آن جهت که همه مشکلات تولید را به گردن مدیران استان بیندازیم، بلکه از این جهت که یک سؤال مهم را پیش روی مدیریت کرمانشاه گذاشته است: اگر اختیار حمایت وجود دارد، چرا تولیدکننده هنوز احساس میکند برای نجات واحد خود تنهاست؟
استاندار کرمانشاه اکنون میتواند این مطالبه را به یک برنامه عملی تبدیل کند؛ فهرست واحدهای تولیدی مشکلدار تهیه شود، موانع آنها مشخص شود، ظرفیت اختیارات استانی بررسی شود و برای هر پرونده یک متولی و ضربالاجل تعیین شود.
تولیدکننده نباید برای زنده نگه داشتن کارخانهاش، تهراننشین شود. اگر قرار است کرمانشاه توسعه پیدا کند، حمایت از تولید باید از همینجا، از همین مدیران و از همین امروز آغاز شود.
