جوهری‌ها و جوهرِ گمشده کرمانشاه ، 05/05/05 فرصتی که دیده نشد !!

.

سید سعید قاسمی ، پنجم مرداد ، روز ملی کرمانشاه  ، برای کرمانشاه فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ تاریخی خاص و استثنایی که در صورت اهمیت برای  متولیان امر می تواند  بسیار فراتر از یک نامگذاری  دیده شود. اما نکته مهم !!  امسال این روز  ویژه گی خاصی داشت ” ۵/۵/۵ ” تاریخی که  دیگر تکرار نمی شود  ، و این تاریخ در صورت  دیده  شدن  می توانست  به  موقعیتی  طلایی برای کرمانشاه تبدیل شود  ، موقعیتی که متاسفانه بجز از سوی چند  جوان با جوهر دیده نشد ،  تاریخی که می توانست  به یکی از نشانه‌های هویتی کرمانشاه تبدیل شود؛ روزی که نام کرمانشاه را در ایران و حتی در آینده در سطح بین‌المللی برجسته کند.

واقعیت این است که ما در کرمانشاه هنوز آن‌گونه که باید این فرصت را جدی نگرفته‌ایم و ساده از کنار ظرفیتی گذشته‌ایم که می‌توانست برای شهر، هم اعتبار فرهنگی و اجتماعی بیاورد و هم ثمرات اقتصادی و گردشگری داشته باشد.

در دنیای امروز، شهرها فقط با داشته‌هایشان شناخته نمی‌شوند؛ با شیوه‌ای که داشته‌های خود را روایت و تبدیل به «برند» می‌کنند شناخته می‌شوند. شهرهای موفق دنیا برای یک تاریخ، یک شخصیت، یک رویداد یا حتی یک غذای محلی، داستان می‌سازند، رویداد طراحی می‌کنند، رسانه‌ها را درگیر می‌کنند، گردشگر جذب می‌کنند و از یک مناسبت، یک جریان فرهنگی و اقتصادی می‌سازند. کرمانشاه اما با وجود این همه ظرفیت، هنوز در بسیاری از موارد به برگزاری چند مراسم و تولید چند خبر بسنده می‌کند؛ در حالی که روز ملی کرمانشاه   باید   یک برند سالانه باشد؛ یک فرصت بزرگ برای معرفی تاریخ، فرهنگ، گردشگری، غذا، موسیقی، اقتصاد، صنعت و توانمندی‌های مردم این دیار.

اما در  قبل از این روز خاص  اتفاقات  توسط چند  جوان ساعی  و پویا  رخ داد که نباید از کنار آن ساده گذشت؛ اتفاقی که نشان داد گاهی بخش خصوصی و جوانان خلاق شهر، جلوتر از ساختارهای رسمی و اداری حرکت می‌کنند. اینجا باید با احترام از یک گروه جوان نام برد؛ گروه اُساج ،برادران جوهری و دیگران همکاران این مجموعه پویا   که در سال‌های اخیر نشان داده‌اند برای ساختن یک اتفاق، الزاماً نباید منتظر امکانات گسترده دولتی ماند. مجموعه‌ای که خود را یک مجموعه خلاق و فناور معرفی می‌کندو بدرستی هم همین است

این گروه  خلاق در حوزه تولید محتوای بصری سازمانی و صنعتی فعالیت دارد و در کنار تولید محتوا، به سمت رویداد، پادکست، گفت‌وگو، معرفی ظرفیت‌های گردشگری و ایجاد ارتباط میان صنعت، فرهنگ و جامعه حرکت کرده است، در واقع بخشی از کاری را انجام داده که می‌تواند پایه‌های یک جریان بزرگ‌تر برای برندینگ کرمانشاه باشد.

توانایی گروه جوان اساج فقط در تولید تصویر و ویدئو خلاصه نمی‌شود. نقطه قوت آنها در این است که ایده را می‌بینند، آن را تبدیل به رویداد می‌کنند، روایت می‌سازند و برای دیده شدن آن تلاش می‌کنند. «میز تجربه»‌های اُساج نمونه‌ای از همین نگاه است؛ مجموعه‌ای از نشست‌ها و رویدادهایی که موضوعات مختلف اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و فرهنگی را به گفت‌وگو گذاشته و تلاش کرده میان آدم‌های مختلف این حوزه‌ها ارتباط ایجاد کند. از «کرمانشاه چه مزه‌ایه؟» و موضوعات مرتبط با ظرفیت‌های فرهنگی و غذایی استان تا مباحث تخصصی‌تر اقتصادی و مدیریتی، این حرکت نشان می‌دهد که اُساج فقط یک تولیدکننده محتوا نیست؛ بلکه در حال تجربه کردن یک مدل تازه از رویدادسازی و شبکه‌سازی است.

این مجموعه در حوزه معرفی ظرفیت‌های کرمانشاه نیز مسیر قابل توجهی را طی کرده است؛ از پرداختن به بیستون و هجیج و ظرفیت‌های گردشگری استان تا تولید محتوای مرتبط با روستاها، فرهنگ، غذا و ظرفیت‌های مختلف کرمانشاه. اینها شاید در نگاه اول چند پروژه رسانه‌ای به نظر برسند، اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، یک تصویر مهم‌تر شکل می‌گیرد: یک گروه جوان در بخش خصوصی دارد تلاش می‌کند کرمانشاه را روایت کند.

و این همان نقطه‌ای است که باید محسن جوهری را به عنوان لیدر این مجموعه  جوان مورد تقدیر قرار داد. او  بخوبی توانسته است  تیمی جوان، خلاق و پرانرژی را در مسیری قرار دهد که خروجی آن فقط درآمد  نیست؛ بخشی از آن به معرفی ظرفیت‌های استان و ایجاد جریان رسانه‌ای و رویدادی است که سود آن  برای کرمانشاه بازمی‌گردد. شاید بتوان گفت جوهری و همکارانش در مواردی کاری کردند که بسیاری از دستگاه‌ها و مجموعه‌های رسمی با امکانات و اعتبارات بسیار بیشتر، یا انجام ندادند یا نتوانستند با این کیفیت و استمرار انجام دهند. ارزش کار آنها دقیقاً در همین است؛ اینکه با امکانات محدودتر، اما با ایده، جسارت و انگیزه، دست به کار شدند و نشان دادند جوان بخش خصوصی اگر میدان داشته باشد، می‌تواند برای شهرش اتفاق بسازد.

اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد؛ نباید تمام این بار را بر دوش اُساج و جوهری ها  گذاشت. یک مجموعه خصوصی هرچقدر توانمند باشد، نمی‌تواند به تنهایی وظیفه دستگاه‌های فرهنگی، گردشگری، اقتصادی، شهری و رسانه‌ای استان را انجام دهد. اتفاقاً اگر عملکرد اُساج و گروه جوهری را جدی بگیریم، نتیجه منطقی آن باید حمایت و استفاده از این ظرفیت باشد، نه اینکه هر سال منتظر بمانیم تا آنها با امکانات خودشان کاری انجام دهند و بعد از پایان رویداد، چند جمله تشکر و تقدیر نثارشان کنیم و دیگر هیچ !!

اگر مدیریتی در استان به دنبال برندینگ واقعی کرمانشاه است، باید چنین مجموعه‌هایی را شناسایی، تقویت و وارد میدان کند. باید به آنها اعتماد کرد، فرصت داد و بخشی از طراحی رویدادهای بزرگ استان را به جوانانی سپرد که زبان امروز رسانه، شبکه‌های اجتماعی، تصویر، ویدئو، مخاطب و برند را می‌شناسند. بخش خصوصی خلاق نباید صرفاً پیمانکار اجرای برنامه‌ها باشد؛ می‌تواند شریک فکری و اجرایی توسعه و برندینگ کرمانشاه باشد.

اُساج و گروه جوهری ها  البته تنها ظرفیت کرمانشاه نیستند، اما نمونه قابل توجهی از ظرفیتی هستند که اگر مورد حمایت قرار گیرد، می‌تواند بزرگ‌تر شود. این حمایت هم الزاماً به معنای کمک مالی مستقیم نیست؛ ایجاد فرصت، تسهیل‌گری، واگذاری میدان، استفاده از توان تخصصی، اتصال آنها به مجموعه‌های اقتصادی و فرهنگی، حمایت رسانه‌ای و قرار دادن چنین مجموعه‌هایی در کنار برنامه‌های بزرگ استان، خود می‌تواند سرمایه‌ای مهم برای آینده باشد.

روز ملی کرمانشاه  نیز می‌تواند یکی از نخستین میدان‌های جدی برای چنین همکاری‌ای باشد. چرا این روز را محدود به چند ساعت مراسم کنیم؟ چرا از یک سال قبل برای آن برنامه‌ریزی نکنیم؟ چرا یک دبیرخانه یا کارگروه حرفه‌ای برای برند «روز ملی کرمانشاه» شکل نگیرد و بخش خصوصی، رسانه، گردشگری، فرهنگ، دانشگاه، صنعت و مدیریت شهری در کنار هم قرار نگیرند؟ چرا روز ملی کرمانشاه به یک هفته بزرگ کرمانشاه تبدیل نشود؛ هفته‌ای که در آن تاریخ و مرصاد، بیستون و تاق‌بستان، هجیج و اورامانات، غذا و موسیقی، صنعت و اقتصاد، جوانان و فناوری، همه در یک روایت واحد کنار هم قرار بگیرند؟

آن وقت پنجم مرداد دیگر فقط یک تاریخ نخواهد بود؛ روز ملی کرمانشاه یک تجربه خواهد بود، یک برند خواهد بود، یک فرصت گردشگری و اقتصادی خواهد بود و یک تصویر تازه از کرمانشاه خواهد ساخت.

کرمانشاه کمبود ظرفیت ندارد؛ کمبود روایت منسجم و استمرار در روایت دارد. ما بیستون داریم، تاق‌بستان داریم، دفاع مقدس و مرصاد داریم، اورامانات داریم، فرهنگ و موسیقی و غذا داریم، صنعت و تولید داریم و مهم‌تر از همه، جوانانی داریم که می‌توانند این ظرفیت‌ها را به زبان امروز به ایران معرفی کنند. مسئله این است که هنوز نتوانسته‌ایم همه این داشته‌ها را کنار هم قرار دهیم و از آنها یک برند قدرتمند بسازیم.

به همین دلیل، تقدیر از محسن جوهری و گروه جوان اُساج نباید فقط یک تشکر معمولی باشد. تقدیر واقعی از این جوانان، حمایت از آنها و استفاده از توانشان است. اگر توانسته‌اند با دست خالی و امکانات محدود چنین اتفاقاتی را رقم بزنند، باید پرسید اگر امکانات، اعتماد و حمایت در اختیارشان قرار گیرد، چه کارهای بزرگ‌تری می‌توانند برای کرمانشاه انجام دهند؟ این پرسش را باید جدی گرفت.

اُساج و جوهری قرار نیست بار سنگین معرفی کرمانشاه را به تنهایی به دوش بکشند؛ اما می‌توانند یکی از موتورهای این حرکت باشند. می‌توانند در کنار دیگر مجموعه‌های خلاق استان، یک شبکه حرفه‌ای برای روایت کرمانشاه شکل دهند؛ شبکه‌ای که رسانه، رویداد، گردشگری، اقتصاد خلاق، فناوری و بخش خصوصی را به هم پیوند بزند.

پنجم مرداد امسال گذشت؛ اما فرصت هنوز از دست نرفته است. اتفاقاً از امروز باید به پنجم مرداد سال آینده فکر کرد. اگر قرار است روز ملی کرمانشاه  به یک برند ملی تبدیل شود، باید از همین حالا برای آن برنامه داشت، تیم حرفه‌ای تشکیل داد، ایده جمع کرد و از توان جوانان خلاق کرمانشاه استفاده کرد. ما سال‌هاست می‌گوییم کرمانشاه ظرفیت دارد؛ شاید وقت آن رسیده باشد که یک بار هم ظرفیت‌سازان کرمانشاه را جدی بگیریم.

جوانانی مثل جوهری ها  و تیم اُساج نشان داده‌اند که می‌توانند بخشی از این مسیر را بسازند. حالا نوبت مدیران و متولیان استان است که این توان را ببینند، به آن اعتماد کنند و میدان بدهند  ، حرف آخر ،  کرمانشاه بیش از آنکه به یک مراسم دیگر نیاز داشته باشد، به یک روایت بزرگ، یک برند ماندگار و حمایت از جوانانی نیاز دارد که بلدند این روایت را بسازند.