شفافیت در عملکرد و صداقت در گفتار، نه یک گزینه‌یِ انتخابی، بلکه «پیش‌شرطِ مشروعیت» برای هر نامزد  انتخاباتی است.

.

بابک باقری ، فعال اجتماعی و سیاسی  ، در دنیای سیاستِ ، شعار انتخاباتی نه تنها یک ابزار تبلیغاتی، بلکه «نمادِ هویتی»  نامزد های انتخاباتی  است  .  جملاتِی کوتاه که عصاره‌یِ تمامِ برنامه‌هایِ یک فرد برایِ آینده‌یِ یک جامعه هستند.

در این  یاداشت  کوتاه  قصد این است   به این موضوع  بپردازیم که   معضلِ اصلی در این ماجرا ، «فاصله‌یِ میانِ کلام و اقدام» است.  نامزدهای انتخاباتی اغلب با شعارهایی نظیر «شفافیتِ حداکثری»، «صداقت در گفتار »، «نظارت پاک» یا «تعهد به عدالت» وارد میدان می‌شوند، اما مردم همواره با این پرسشِ بنیادین روبرویند: «کدام‌یک از این شعارها واقعی و کدام ابزاری برای جذبِ آراست؟»

اینجاست که «راست‌آزمایی» ضرورت پیدا می‌کند . شعار، یک پیمانِ سه‌مرحله‌ای است: «پیش از انتخابات» (تعهدِ اخلاقی)، «حینِ انتخابات» (چارچوبِ برنامه) و «پس از آن» (آزمونِ عمل). نامزدی که شعارش را بر «شفافیت» یا «صداقت» بنا می‌کند، باید در تمامِ این مراحل، پاسخگو باشد.

اگر شعارها در طولِ تاریخِ اجراییِ کشور، همواره «دکوراتیو» باقی مانده و هرگز رنگِ واقعیت به خود نگرفته‌اند، به این دلیل است که هزینه‌یِ «عدمِ تحققِ شعار» برایِ سیاستمداران تعریف‌نشده است.

شکستِ یک شعار، تنها به معنایِ عدمِ اجرایِ یک پروژه نیست؛ بلکه فروپاشیِ «اعتمادِ عمومی» است. وقتی شعاری بزرگ داده می‌شود و پس از رسیدن به قدرت فراموش می‌گردد، سرمایه‌یِ اجتماعی آسیب می‌بیند. نامزدها باید بدانند که شعار، صرفاً یک «قلاب» برایِ شکارِ رأی و اعتماد نیست، بلکه «سندی اخلاقی» است که آن‌ها را در قبالِ مردم متعهد می‌کند. تکرارِ شعارهایِ محقق‌نشده، نه تنها باعثِ بدبینیِ عمیقِ جامعه می‌شود، بلکه نظامِ انتخابات را از محتوایِ خود تهی می‌کند.

در نهایت، شفافیت در عملکرد و صداقت در گفتار، نه یک گزینه‌یِ انتخابی، بلکه «پیش‌شرطِ مشروعیت» برای هر نامزد  انتخاباتی است. اگر شعاری قابلیتِ اجرایی ندارد، اگر حرفی که زده می شود  و نمی شود آنرا اجرا  کرد   پرهیز از آن بسیار صادقانه‌تر از وعده‌ای توخالی است که تنها برایِ کسبِ قدرت طراحی شده باشد. مردم باید بیاموزند که اعتبارِ یک کاندیدا، نه در زیباییِ شعارش، بلکه در «کارنامه‌یِ انطباقِ شعار با واقعیت» نهفته است.